کد خبر: ۸۷۷
تاریخ انتشار: ۰۹ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۱:۳۴
سید محمدحسن مخبر درباب
سید محمدحسن مخبر درباب:
«من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوسى و اسلام‌‏نمایى بعضى افراد ذکرى از آنان کرده و تمجیدى نموده‌‏ام، که بعد فهمیدم از دغل‌بازى آنان اغفال شده‌‏ام. آن تمجیدها در حالى بود که خود را به جمهورى اسلامى متعهد و وفادار مى‌‏نمایاندند، و نباید از آن مسائل سوء استفاده شود. و میزان در هر کس حال فعلى او است.»[1]

«… چنانچه قبلًا تذکر داده‏‌ام میزان در گزینش، حال فعلى افراد است …»[2]

کلمات فوق از فرمایشات بنیان گذار بزرگ جمهوری اسلامی ایران ، امام خمینی (قدس سره) است. کلماتی که شاید پس از رحلت آن رهبر بی‌نظیر دستاویز بسیاری از اظهار نظرها، کینه ورزی‌ها ، حذف و جذب ها و گاهی مهرورزی‌ها شد. اما به راستی معنی این سخن چیست؟ آیا میزان حال فعلی افراد است به این معناست که در ارزیابی افراد، به آنچه در زمان حال از آنها مشاهده می‌کنیم اکتفا کنیم؟ آیا این سخن به معنی نفی جهت گیری کلّی حاکم بر روند زندگی انسانها در مقاطع مختلف حیات آنهاست؟ آیا لازمه باور به چنین میزانی، نا دیده گرفتن گذشته افراد و نفی مطلق اثر ادوار گذشته زندگی فرد در جهت گیری آینده اوست؟ و آخر این که تفاوت ”حال بینی” با ”حال فعلی” چیست؟

احتمالاً همه ما پاسخ‌های گوناگونی را برای این سؤالات شنیده و یا سراغ داریم. اما واقعیت این است که گذشته از افراطی یا تفریطی بودن بعضی جواب‌ها، برخی از آنها بسیار شعاری، برخی بسیار سطحی و برخی بسیار ذهنی هستند.

من فکر می کنم ما نیاز به پاسخی داریم که ضمن برخورداری از اعتدال فکری و عقل پذیر بودن، بسیار عینی و واقعی باشد. پاسخی که بتوان کارکرد آن را نه در مباحثات نظری و جدال‌های بی ثمر اجتماعی بلکه به عنوان یک فرمول در تمام ساحت‌های زندگی به کار برد.

من نیز برای رسیدن به چنین پاسخی بسیار جستجو کردم و سر آخر چنین جوابی را از لا به لای اندیشه‌های تابناک سیدالشهدای انقلاب ایران، شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی (قدس سره) یافتم. اما قبل از آن که به اصل جواب بپردازم ناچار از بیان چند مقدمه هستم.

مقدمه اول : اصل این مسئله که میزان در ارزیابی هر کس، حال فعلی اوست نه تنها به استناد این که سخن امام راحل است بلکه به استناد این که سخنی عاقلانه است هرگز محل تردید نیست. چرایی این نکته را باید در تعریفی که از انسان ارائه می کنیم جویا شویم.

بی تردید انسان موجودی متحرک و متحول است که بر اساس انتخاب‌های گوناگونش ممکن است که همواره به یک حال نماند، گاه در سویی و گاه در دیگر سوی باشد. این تحول و دگرگونی گاهی به سمت رشد فضیلت‌های انسانی و الهی اتفاق می افتد و گاهی در جهت عکس.

آنچه مهم است این است که انسانیت انسان با ثبات مطلق و ایستايی دائمی هیچ‌گونه تناسبی ندارد و به تعبیر بسیار زیبای شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی (قدس سره) «انسان موجودی در حال "شدن” است»[3] و «ای انسان ، تو سراپا "شدنی”»[4].

بنا بر این انسان عبارت است از یک ”شدن ” مستمر. شهید آیت الله دکتر بهشتی (قدس سره) می گوید: «ما معمولاً اشخاص را با چه چیزی می شناسیم؟ یا با نام یا با شکل و شمایل و قیافه. معمولاً اینطور است. با کسی که او را قبلا دیده‌ام و نامش در ذهن من هست مواجه می‌شوم ؛ با او سلام و علیک می کنم. نام او را بر این شکل و قیافه تطبیق می کنم . هویت این آقا ، این انسان ، این شخصیّت ، شخصیّت این فرد از نظر شناسایی شناسنامه ای در جامعه ثابت است ، اما آیا محتوایی که در این قالب شخصیّت شناسنامه ای وجود دارد ، در طول سال‌ها و ماه ها و هفته ها و روزها ثابت است؟ نه ! او خیلی تغییر می کند.»[5]

بنا بر آنچه گذشت، اکتفاء به گذشته افراد و ارزیابی انسان‌ها بر اساس گذشته آنها نمی تواند ارزیابی درست و دقیقی باشد. چرا که موجودی که چنین وضعی دارد ، دائم در یک حال نیست تا بتوان ارزیابی دیروزش را به امروز یا فردایش تعمیم داد.

شواهد تاریخی فراوانی این نکته علمی را پشتیبانی می کند که از شدت تکرار و وضوح نیازمند یاد آوری نیست.

مقدمه دوم : انسان اگر چه موجودی متحول و پویا است اما اغلب در مجموع زندگی انسان ها می توان شاهد یک روند کلی و جهت گیری غالبی نیز بود. با بررسی ویژگی های کلی زندگی انسان که زائیده انتخاب‌های مکرر اوست، می توان جهت کلی رشد و تغییرات او را تا حدودی روشن ساخت. بررسی این ویژگی ها به ما کمک می کند که در ارزیابی تحولات فعلی افراد دچار ساده انگاری نشویم و در قضاوت عجله به خرج ندهیم.

بر اساس چنین بینشی، تاریخ گذشته فرد و جهت گیری کلّی حرکتِ حاکم بر این تاریخ، از مؤلفه های بسیار مهم ارزیابی امروز و ”حال فعلی افراد” خواهد بود چرا که گذشته انتخاب‌های او و روح حاکم بر این جهت گیری کلّی هرگز نمی‌تواند با آنچه ”حال فعلی” فرد را تشکیل می دهد به کلّی بیگانه باشد.

اگر ”حال فعلی” فرد مثبت ارزیابی شود یقیناً ردّ پای مقدمات این نتیجه را می توان در آن جهت گیری کلّی و ویژگي‌های گذشته زندگی فرد سراغ گرفت و البته عکس این قضیه هم صادق است. همانطور که نمی توان فردی را جهت کلّی زندگی اش مثبت بوده را به خاطر برخی مسائل که در ” حال فعلی ” او می بینیم یک سر منفی ارزیابی کنیم. این ”حال بینی" که اغلب منجر به ”دهن بینی” نیز می شود از آفت‌های شناخت‌های فردی و اجتماعی است. به تعبیر مرحوم شهید آیت الله دکتر بهشتی (قدس سره) دفتر زندگی انسان‌ها مجموعه‌ای از صفحات سیاه و سفید است که هنگام ارزیابی و قضاوت درباره ”حال فعلی” کسی نباید صفحات سیاه زندگی اشخاص به آسانی از دسترس محاسبه مردم جامعه های مذهبی دور شود و یا به فراموشی سپرده شود .

ایشان می فرماید: «ببینیم این انسان و این گروه از انسان‌ها در طول زندگی بیست ساله، سی ساله، چهل ساله اجتماعی خود چه راهی را رفته اند؛ چه گذشته‌ای داشته اند. این قدر دهن بین نباشیم! این قدر حالت بین نباشیم! در شناخت شخصیت‌ها و گروه ها باید عمیق‌تر باشیم . آیا آن آقایی که عمری را در خدمت به طاغوت‌ها گذرانده، می تواند با چهار شعار ملّت خواهی در میان ما به راحتی جا باز کند؟ و آیا چهره ای که عمری را به ملّت خواهی واقعی و خدمت گذرانده ، می تواند با گفتن دو جمله لگد مال بشود؟ حتی بالاتر از این؛ چهره های اصیل را در جامعه ما به آسانی می توان با بهتان و دروغ به لجن کشید. چرا؟»[6]

مقدمه سوم : انسان‌های غیر معصوم مجموعه ای از باورها ، خصلتها و رفتارهای خوب یا نا مطلوب هستند . این انسان‌ها، در دنیای واقعی موجوداتی سراسر سفید یا سراپا سیاه نیستند. حتی گاه در بدترین انسان‌ها ویژگی های مثبت و یا در بهترین انسان‌ها نقاط منفی دیده می شود. در عین حال برخی از انسان‌ها آنچنان صفحات سفید و نورانی زندگی شان پر حجم است که سیاهی های آن اصلاً به چشم نمی آید و برخی دیگر کاملاً برعکس هستند. اما درحدّ متوسطِ میان این دو سَمت، انسان‌های بسیاری با طیف خاکستری گسترده ای وجود دارند که نمی توان آنها را ندیده گرفت و یا به اتهام وجود برخی عناصر تیره در زندگی آنان یکسره از صفحات ارزشمند کتاب وجوشان چشم پوشید .

روشی که ناچار به دفع حداکثری و جذب حداقلّی منجر خواهد شد. این اختلاط عناصر مثبت و منفی موجب می شود تا ارائه ارزیابی نهایی ، قطعی و صحیح از افراد کار پیچیده ای باشد. از همین رو بهترین شکل ارزیابی که می تواند با واقعیت بسیار نزدیک باشد یک ارزیابی مجموعی از گذشته تا حال افراد و با توجه به صفحات روشن و تاریک زندگی آنهاست.

شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی (قدس سره) در مسئله شناخت معروف و منکر – در مواردی که معیارهای معروف و منکر با هم تزاحم می کنند – و نیز در مورد ارزیابی انسانها ، چاره صحیح کار را در موازنه و جمع بندی نتیجه آن موازنه می دانند . ایشان شکل درست این ارزیابی را همانند روش محاسبه در جملات جبری معرفی می کنند و می فرمایند :

«در جبر می گوییم نتیجه این جمله جبری یک عدد منفی است. همان کاری را که ما در ریاضیات پیشرفته به کمک قانون‌مندی‌های جبر گاهی با یک جمله یک متری جبری انجام می دهیم و سرانجام می گوئیم حاصل این جمله که در آن ده ها عدد به علاوه و ده ها عدد منها دار وجود دارد ، یک عدد منهادار و یک عدد منفی است ، در اینجا هم همان کار را می کنیم.»[7]

بنا بر آنچه در مقدمات سه گانه پیشین گذشت، برای تشخیص ”حال فعلی افراد” نباید سطحی نگر و ساده اندیش بود و به محض دیدن یک امر نامطلوب شخصیت‌های ارزنده را لگد مال کرد و یا به محض مواجه شدن با حرکت‌هایی ظاهر الصلاح از کسانی که سابقه آنان جهت گیری دیگری را نشان می دهد فریب خورد و به سلامت و صلاحیّت آنان فتوا داد .

مرحوم شهید آیت الله دکتر بهشتی در این زمینه می فرماید : «ما از این عادت پسندیده کم بهره هستیم که هر کس را در سیمای مجموع اعمال و رفتار و بینش گذشته و حالش بشناسیم. من خطرهای ناشی از بی اعتنایی به این اصل را در مراحل گوناگون زندگی امت خودمان با چشم می بینم.»[8]

ایشان در تبیین راه کار چنین تشخیصی می فرماید: «می گوئیم این حسن آقای رفیق ما بر روی هم آدم خوبی است. وقتی به شکل و به صورت یک جمله جبری طولانی به او نگاه می کنیم و عددهای مثبت و منفی او را با هم کم و کسر می کنیم ، آخر چیزی ته آن می ماند و عدد مثبتی از آن در می آید ؛ لذا می گوئیم بر روی هم آدم رو به راهی است.»[9]

اکنون با مفهومی روشن و عقل پذیر و فطرت ناگریز از این اصل عقلایی رو به رو هستیم که «میزان حال فعلی افراد است» . نوع نگاه و تلقیی که نه می گذارد دامن انصاف را از کف بنهیم و نه ریسمان عدل را . به راستی چرا کسی در این بیست و خورده ای سال که از رحلت امام راحلمان و بیان این اصل عقلایی در وصیتنامه ایشان می گذرد موضوع را این چنین برایمان تبیین نکرده است؟

چرا هر بار ، هر فرد یا گروهی را که با برخی سلایق یا حتی باورهای ما سازار نبودن با تمسک به یک نقطه ضعف عملی در زمان حال و با استمساک به این اصل دقیق انسانی مطرود و منکوب کردیم و دیگری را به همین دلیل بالا بردیم بی آنکه نگاه مجموعی و کلّی به او را مدّ نظر قرار داده باشیم؟ چرا همیشه در طول این مدت سعی شده است همان ”حالت بینی” و
دهان بینی” که شهید مظلوم انقلاب ما از آن می نالد به جای تلقی صحیح از ”میزان در هر کس حال فعلی اوست” به ملّت القاء شود ؟

ثمرات پر برکت و نورانی چنین تلقی روشنی که در پرتو اندیشه های تابناک سید الشهدای انقلاب ایران ، شهید مظلوم آیت الله بهشتی (قدس سره ) از این اصل ، به دست می آید ، هم در تحلیل افراد روزگارهای گذشته و هم در ارزیابی افرادی که اکنون با آنها مواجه هستیم آنقدر فراوان است که نوشتن و حتی اشاره کردن به آنها خود به نوبه خود مقاله ای مجزا می طلبد.

پي‌نوشت: ---------------------------------------------------------------

[1] وصیتنامه امام راحل ، ص 94 ، تذکرات‏ ، شماره 4

[2] صحیفه امام ، ج ‏17 ، ص220

[3] شریعتی جستجوگری در مسیر شدن ، ص 28

[4] همان

[5] باید ها و نباید ها ، ص 125

[6] ولایت ، رهبری ، روحانیت ؛ ص 127

[7] باید ها و نباید ها ، ص 125

[8] ولایت ، رهبری ، روحانیت ؛ ص 127

[9] باید ها و نباید ها ، ص 126
منبع: جماران
Bookmark and Share
ایمیل مستقیم: info@salmanpress.ir
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: