کد خبر: ۸۲۱
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۰:۲۸
تعداد نظرات: ۱ نظر
بازخواني شاخصه‌هاي اصولگرايي از نگاه رهبري
مهم‌ترين شاخصه‌ هاي اصول‌گرايي از نگاه مقام معظم رهبري عبارتند از: ايمان و هويت اسلامى و انقلابى و پايبندى به آن / عدالت / حفظ استقلال سياسي / تقويت خودباورى و اعتماد به نفس ملى / جهاد علمي / تثبيت و تأمين آزادي و آزادانديشي / اصلاحات / شكوفايي اقتصادي

پايگاه سلمان فارسي: مقام معظم رهبري؛ حضرت آيت الله خامنه اي در تاريخ 29 خرداد 1385 در جمع مسئولان نظام سخنان مهمي درباره‌ي شاخصه‌ها‌ي اصولگرايي ايراد كردند. بازخواني اين سخنان مي‌تواند ملاك مناسبي براي ارزيابي مدعيان اصولگرايي و تطبيق عملكرد آنها بر شعارهايشان باشد.

اصولگرايي در مقابل نحله‏‌هاى سياسى رايج كشور نيست

مقام معظم رهبري در بخشي از سخنان خود مخالفت خويش با اختصاص اصولگرايي به يك نحله‌ي سياسي را اعلام كرده و مي‌فرمايند:

«اصولگرايى به حرف نيست؛ اصولگرايى در مقابل نحله‏‌هاى سياسى رايج كشور هم نيست. اين غلط است كه ما كشور يا فعالان سياسى را به اصول‌گرا و اصلاح‌ ‏طلب تقسيم كنيم: اصولگرا و فلان؛ نه. اصول‌گرايى متعلق به همه‏‌ى كسانى است كه به مبانى انقلاب معتقد و پايبندند و آنها را دوست مى‌‏دارند؛ حالا اسمشان هر چه باشد.»

ايشان در ادامه شاخصه‌هاي اصولگرايي را به ترتيب زير معرفي‌ ‌كردند:

1. ايمان و هويت اسلامى و انقلابى و پايبندى به آن

مقام معظم رهبري «ايمان و هويت اسلامى و انقلابى و پايبندى به آن» را اولين شاخصه‌ي اصولگرايي عنوان و يكي از وظايف مسئولان را ترويج اين مساله به دور از خرافه گرايي و سست انديشي، تعصب‌افروزي دانسته و نسبت به نفي و طرد صاحبان انديشه هشدار داده و فرمودند:

«اين، وظايفي‌ را بر عهده‏‌ى دولت مى‏‌گذارد. نمى‏‌شود گفت دولت به ايمان مردم كارى ندارد؛ نه. مدتى اين فكر را ترويج كردند؛ اما اين غلط است. دولت وظيفه‏‌دار است. چطور وزارت بهداشت با داروفروش‌هاى مصنوعى ناصرخسرو مبارزه مى‏‌كند؛ اما وزارت ارشاد با مخدر فروش‌هاى فرهنگى مبارزه نكند؟! با سم‏‌پراكنان فرهنگى مبارزه نكند؟! اين، وظيفه‏‌ى دولت است؛ صدا و سيما يك جور، وزارت ارشاد يك جور و دستگاه‌هاى گوناگون يك جور. وظيفه‏‌ى مهم اين است كه ما پايه‏‌هاى يك ايمان روشن‏‌بينانه و استوار را در ذهن نسل‌هاى جوان و رو به رشد خودمان تقويت كنيم؛ ايمانِ دور ازخرافه‏‌گرى و سست‏‌انديشى، ايمانِ روشن بينانه، ايمانِ به دين، ايمانِ به نظام، ايمانِ به مردم، ايمانِ به آينده، ايمانِ به خود، ايمانِ به استقلال كشور و ايمانِ به وحدت ملى و ايمانى كه در هيچ بخشى برافروزنده‌‏ى آتش‌هاى تعصب فرقه‌‏اى نباشد. اين را من تكرار و تأكيد مى‌‏كنم و به همه مى‌‏گويم: اين غلط است كه ما به نام ايمان اسلامى يا ايمان مذهبى حرفى بزنيم و كارى بكنيم كه تعصب‌هاى فرقه‌‏اى را دائم مشتعل كنيم و همه را به جان هم بيندازيم؛ قضيه اصلاً اين‏طورى نيست. به ايمان خودتان پايبند باشيد؛ با هر كسى هم كه از لحاظ ايمان مذهبى يا دينى با شما مخالف است، بحث بكنيد، مجادله بكنيد، استدلال بكنيد، منطق بكنيد و او را به فكر خودتان معتقد بكنيد؛ اما تعصب‏‌افروزى نكنيد؛ «و جادلهم بالّتى هى احسن». اين، قرآن است. چرا يك عده‏‌اى نمى‏‌فهمند؟! من نمى‌‏دانم.

در اين بخش، يكى از وظايف مهم ديگرى كه بر عهده‏‌ى دولت و نظام جمهورى اسلامى است، اين است كه هويت اسلامى را در دنياى اسلام برجسته و شفاف كنيم، تا اين يك معيارى باشد در جلوى چشم ملت‌هاى مسلمان؛ تدين دور از خرافه و كاوش در منابع دينى و نوآورى. بعضي‌ها خيال مى‏‌كنند كه نوآورى در دين امكان ندارد! گنجينه‏‌ى منابع اسلامى و دينى ما بى‌‏پايان است؛ ما به قدر وسع خودمان، فقط چند سطل آب از اين چشمه‏‌ى جوشان برداشته‏‌ايم؛ تلاش كنيم و فكرهاى نو و حرف‌هاى نو در زمينه‏‌هاى مختلف توليد كنيم. اين قرآن يك اقيانوس بى‌پايان است؛ خيلى حقايق هست؛ نه «خيلى»، بلكه بيشترِ حقايق عالم را كه ما از قرآن مى‌‏توانيم بفهميم، هنوز نفهميده‌‏ايم. فكر كردن، استخراج كردن، نوآورى كردن و سخن نو را در مقابل افكار عمومى متفكران و انديشمندان مسلمان قرار دادن، يكى از كارهاى ماست. البته پيداست كه اين كار مثل همه‏‌ى كارهاى ديگر، بايد با اسلوب و فن خود انجام بگيرد؛ اين يك متد دارد و خارج از آن متد نمى‌‏شود كار را انجام داد. آن كسى كه اصلاً در يك فنى وارد نيست، نمى‌‏شود به او گفت در اين فن‌ نوآورى بكن؛ اين كار كسانى است كه واردند؛ مطلعند؛ با كتاب و سنت و با قرآن آشنايند؛ فنان اين فن‏‌اند. از كسى كه اصلاً موسيقى بلد نيست، نمى‌‏شود گفت يك آهنگ تازه بساز؛ چگونه بسازد؟ پرچم برادرى اسلامى را با همه‏‌ى ملت‌هاى اسلامى بلند كنيم و فضيلت‌هاى اخلاقى را در جامعه رشد بدهيم: همكارى، گذشت، كمك، صبر، حلم؛ اينها خلقيات اسلامى است؛ اينها را در جامعه رشد بدهيم. اين، همان ايمان و هويت اسلامى و انقلابى است كه اصل اول است.

بعضي‌ها خيال مى‏‌كنند وقتى ما مى‌‏گوييم «اسلام» و «ايمان»، يعنى چشم‌هايمان را ببنديم، همه كس را نفى كنيم، در مقابل هر حرف و فكرى با اخم فراوان وارد بشويم؛ مثل بعضى از اين منحرف‌هايى كه در افغانستان ديديد و امروز در مجموعه‏‌ى شبكه‏‌ى تروريستى عراق، خودشان را نشان مى‌‏دهند و همه‏‌ى دنياى اسلام را خارج از اسلام مى‌‏دانند! اخم‌ها درهم و چشم‌ها بسته است و شمشيرها عريان را دور سرشان مى‌‏چرخانند و ملتها را به خاك و خون مى‌‏كشند؛ آن روش، روش ما نيست.

ايران اسلامى پرچم خودش را دارد. ما كسى مثل امام را با آن افكار نو، روشن و با آن نوآورى در همه‏‌ى بخش‌ها، حتّى در فقه داريم؛ اين كه شما مى‌‏بينيد اسلامى كه ايران اسلامى عرضه مى‌‏كند، مثل قند در كام ملت‌ها شيرين مى‌‏آيد و همه‏‌جا پخش مى‌‏شود، علتش اين است. استعداد، ذوق، فهم و حكمت ايرانى وقتى در كار حلاجى و فهم دين مى‏‌افتد، اين ثمرات خوب را پديد مى‌‏آورد. هويت اسلامى و دينى و پايبندى به آن، يعنى اين.»

2. عدالت

عدالت دومين اصل از شاخصه‌هاي اصول‌گرايي است. مقام معظم رهبري اموري چون كم كردن فاصله‏‌ها، دادن فرصت‌هاى برابر، تشويق درستكار و مهار متجاوزان به‌ ثروت ملى، عدالت را در بدنه‏‌ى حاكميتى رايج كردن - عزل و نصب‌ها، قضاوت‌ها، اظهارنظرها - مناطق دوردست كشور و مناطق فقير را مثل مركز كشور زير نظر آوردن، منابع مالى كشور را به همه رساندن، همه را صاحب و مالك اين منابع دانستن را از جمله مسايلي دانستند كه مورد اتفاق در تعريف عدالت است. ايشان در اين باره فرمودند:

«فلسفه‏‌ى وجودى ما، عدالت است. اين كه ما برنامه‌‏ى رشد اقتصادى درست كنيم و بگذاريم بعد از حاصل شدن دو، سه برنامه رشد اقتصادى، به فكر عدالت بيفتيم، منطقى نيست. رشد اقتصادى بايد همپاى عدالت پيش برود؛ برنامه‏‌ريزى كنند و راهش را پيدا كنند. حالا عدالت چيست؟ البته ممكن است در معنا كردن عدالت، افرادى، كسانى يا گروه‌هايى اختلاف نظر داشته باشند؛ اما يك قدر مسلّم‌هايى وجود دارد: كم كردن فاصله‏‌ها، دادن فرصت‌هاى برابر، تشويق درستكار و مهار متجاوزان به ثروت ملى، عدالت را در بدنه‏‌ى حاكميتى رايج كردن - عزل و نصب‌ها، قضاوت‌ها، اظهارنظرها - مناطق دوردست كشور و مناطق فقير را مثل مركز كشور زير نظر آوردن، منابع مالى كشور را به همه رساندن، همه را صاحب و مالك اين منابع دانستن، از قدرِ مسلّم‌ها و مورد اتفاق‌هاى عدالت است كه بايد انجام بگيرد. بنابراين، عدالت يك اصل است و نيازمند قاطعيت. عدالت، با من بميرم، تو بميرى درست نمى‌‏شود؛ عدالت، با تعارف درست نمى‌‏شود؛ اولاً قاطعيت مى‌‏خواهد، ثانياً ارتباط با مردم مى‌‏خواهد، ثالثاً ساده‌‏زيستى و مردمى بودن لازم دارد و بالاتر از همه، خودسازى و تهذيب مى‌‏خواهد؛ اين هم جزو پيش شرط‌ها و پيش نيازهاى اجراى عدالت است. اول، بايد خودمان را درست كنيم و يك دستى به سر و صورت خودمان بكشيم، تا بتوانيم عدالت را اجرا كنيم؛ وظيفه‏‌ى من و شما اينهاست. واقعاً بايد با ويژه‌‏خواران و فساد مبارزه كنيم.»

3. حفظ استقلال سياسي

مقام معظم رهبري حفظ استقلال سياسي را سومين شاخصه‌ي اصولگرايي ناميده و فرمودند:

«اين، خيلى مهم است؛ اين، جزوِ مبانى اصولى نظام است. اين استقلال، استقلال سياسى، اقتصادى و فرهنگى است. ما بايد اين بندهاى اختاپوس فرهنگىِ تحميل شده‏‌ى به وسيله‏‌ى غرب را از دست و پاى خودمان باز كنيم؛ اين هم يكى از اصول ماست. آن حركتى، آن جريانى، آن شعارى و آن برنامه‌‏ريزى‌‏اى كه در آن استقلال كشور و ملت ديده نشود، اصولگرايانه نيست.»

4. تقويت خودباورى و اعتماد به نفس ملى

چهارمين اصل از شاخصه‌هاي اصولگرايي تقويت خودباورى و اعتماد به نفس ملى است. مقام معظم رهبري در اين باره مي‌فرمايند:

«اين اعتماد به نفس، در همه جاست. ما اكنون در زمينه‌‏ى مثلاً علوم تجربى، نمونه‏‌هايش را ديده‏‌ايم كه حالا يكى‌‏اش فناورى هسته‌‏اى است، يكى‌‏اش توليد سلول‌هاى بنيادى است، يكى‌‏اش كارهاى خوبى است كه در بخش‌هاى گوناگون انجام داده‌‏اند و من حالا نمى‏‌خواهم پيش از موعد آنها را تصريح و بيان كنم، كه به نفع پيشرفت دانش بشرى هم هست. البته اينها فقط يك بخشى از كار است. استقلالِ اعتماد به نفس ملى و خودباورى، فقط به اين چيزها منحصر نمى‌‏شود كه ما مى‏‌توانيم سد درست كنيم؛ مى‌‏توانيم نيروگاه درست كنيم و مى‌‏توانيم بدون كمك خارجى كارهاى بزرگ و پروژه‌‏هاى عظيم را راه‏‌اندازى كنيم، بلكه بايد در سياست، فلسفه، ابتكارهاى مردمى و ارزش‌هاى اخلاقى هم خودباورى داشته باشيم. ببينيد! ديگران يك حركت ابلهانه‏‌ى ديوانه‌وارى مثل گاوبازى‌ در خيابان‌هايشان راه مى‌‏اندازند، تلفات جانى مى‌‏دهند، خودشان را مسخره مى‌‏كنند؛ اما افتخار هم مى‌‏كنند كه اين سنّت ملى ماست! كار، غلط است؛ اما خودباورى خوب است؛ خجالت نمى‌‏كشند. حالا فرض بفرماييد اگر ما يك سنّت اسلامى داريم كه منطقى هم برايش داريم و آن را هم پذيرفته‏‌ايم، نبايستى در انجام دادن آن خجالت بكشيم. من حالا نمى‌‏خواهم مثال بزنم؛ اما مواردى هست كه مثال زدنش صلاح نيست؛ ممكن است ريز شدن و جزئى شدن در بعضى از مسائل باشد؛ ولى مثال‌هاى فراوانى را مى‌‏توانيد پيدا كنيد. در ارزش‌هاى اخلاقى: مبارزه‏‌ى فرهنگى دائم با خودباختگى مزمن و تحميلى كه چند ده سال بر اين كشور تحميل شده. بزرگان و پرچمداران فرهنگ و سياست در اين كشور، در يك مقطع زمانى و با صداى واحد، با وقاحت تمام گفتند كه ايرانى صفر محض است! و اگر بخواهد معنا پيدا كند، بايد برود كنار فرهنگ فرنگى. اولين پيشروان قافله‏‌ى روشنفكرى كشور ما و معروف‌ترين سياستمداران دوران قاجار و پهلوى، اين حرف را صريحاً گفتند، بعضي‌ها هم كه نگفتند، اين‏طورى عمل كردند و اين شد يك بيمارى مزمن در جامعه‌‏ى ما؛ بايستى با اين مبارزه كرد.»

5. جهاد علمي

پنجمين اصل از شاخصه‌هاي اصولگرايي جهاد علمى است. مقام معظم رهبري تاكنون سفارش‌هاي مهم و متعددي در اين باره به مسئولان داشته‌اند كه از جمله‌ي آنها تلاش براي نهضت نرم‌افزاري است. ايشان در اين باره مي‌فرمايند:

«من تكيه مى‏‌كنم - اين جزوِ مبانى اصولگرايى است - «جهاد علمى». چند سال است من تكرار كرده‌‏ام: بايد نهضت توليد علم در كشور راه بيفتد. من خوشحالم؛ وقتى با دانشجوها و جوان‌ها مواجه مى‌‏شوم كه غالباً آنها حرف مى‌‏زنند و مطالبى را مى‌‏گويند، مى‌‏بينم آنها همين مسئله‏‌ى توليد علم و اتصال علم و صنعت، و پشتيبانى دولت از پيشرفت و ابتكارات علمى را به عنوان توقع از ما مطرح مى‌‏كنند. من مى‌‏گويم خيلى خوشحالم و اينها حرف‌هاى ماست و حالا در بين مجموعه‏‌ى دانشگاهى عرف شده؛ ليكن اين كافى نيست؛ بايد به سمت كارهاى بزرگ برويم. ببينيد! يك وقت هست شما مى‏‌توانيد هواپيمايى را كه ديگران اختراع كرده‌‏اند و ساخته‏‌اند، خودتان بدون كمك ديگران در داخل كشور بسازيد، اين خيلى خوب است؛ اين بهتر از خريدن هواپيماى ساخته شده است؛ اما يك وقت هست شما خودتان يك چيزى در سطح هواپيما در كشورتان توليد مى‌‏كنيد؛ اين است آنچه كه ما لازم داريم؛ ما بايد بر ثروت علمى بشر بيفزاييم. نگويند نمى‌‏شود؛ مى‌‏شود. يك روزى بشريت فناورى ريزترين‌ها - نانوتكنولوژى - را نمى‌‏شناخت، بعد شناخت. امروز صد تا ميدان ديگر ممكن است وجود داشته باشد كه بشر نمى‌‏شناسد؛ اما مى‌‏توان آنها را شناخت و مى‏‌توان جلو رفت. البته مقدمات دارد؛ اما آن مقدمات را هم مى‌‏شود با همت فراهم كرد. من يك روز در مجموعه‏‌ى جوان‌ها و اهل دانشگاه گفتم من توقعم زياد نيست؛ من اين را از شما جامعه‏‌ى علمى كشور توقع مى‌‏كنم كه شما پنجاه سال ديگر - پنجاه سال، نيم قرن است - در رتبه‏‌ى بالاى علمى دنيا قرار داشته باشيد؛ اين توقع زيادى است از يك ملت با استعداد؟ اما اگر بخواهيم اين اتفاق بيفتد، از الان بايد سخت كار كنيم.

شرطش تنبلى نكردن است؛ غفلت نكردن است؛ خست نورزيدن است؛ از ورود در اين راه وحشت نكردن است و ميدان دادن و پرورش نخبگان علمى است. در بعضى از بخش‌ها ما با دنيا فاصله‏‌مان زياد نيست؛ در آن بخش‌ها - مثل همين بخش‌هايى كه اسم آوردم، خوشبختانه فاصله‏‌مان با پيشرفت‌هاى دنيا و آن نوك‌هاى حركت زياد نيست - مى‌‏توانيم تلاشمان را مضاعف كنيم؛ اين هم يك كار است. بنابراين، اين جزوِ وظايف دولت است؛ بايستى ميدان داد. اين جوان‌ها تشنه‌‏ى كار و فهميدن هستند، به شرط اينكه امكانات در اختيار اين‌ها قرار بگيرد. الحمدللَّه ما استاد خوب هم كم نداريم. يك روزى بود ما اوايل انقلاب، در اين كشور قحط استاد داشتيم؛ اما امروز نه، بحمداللَّه اساتيد فراوان است و امروز اكثريت آنان پرورش يافته‏‌ى دامان خود اين ملت و روييده‏‌ى در همين آب و هوا هستند.»

6. تثبيت و تأمين آزادي و آزادانديشي

آزادي و آزادانديشي يكي از مباني اصلي اصولگرايي است. مقام معظم رهبري با تفاوت قائل شدن بين آزادي و فهم غلط از آن، رشد اجتماعى، علمى، فكرى و فلسفى را بدون آزادانديشي غيرممكن دانسته و مي‌فرمايند:

«آزادى را نبايد بد معنا كرد. آزادى يكى از بزرگترين نعمت‌هاى الهى است كه يكى از شعبش آزادانديشى است. بدون آزادانديشى، اين رشد اجتماعى، علمى، فكرى و فلسفى امكان ندارد. در حوزه‏‌هاى علميه، دانشگاه و محيط‌هاى فرهنگى و مطبوعاتى، هو كردن كسى كه حرف تازه‏اى مى‌‏آورد، يكى از بزرگترين خطاهاست؛ بگذاريد آزادانه فكر كنند. البته من فهم غلط از آزادى را تأييد نمى‏‌كنم؛ من باز گذاشتن دست دشمن را در داخل براى اينكه مرتباً گاز سمّى توليد كند و در فضاى فرهنگى يا سياسى كشور بدمد، تأييد نمى‌‏كنم؛ من براندازى خاموش را - آن‏چنانى كه خود امريكايي‌ها گفتند و عواملشان چند سال قبل در اينجا سادگى و بى‌‏عقلى كردند و به زبان آوردند - برنمى‌‏تابم و رد مى‌‏كنم؛ اما توسعه‏‌ى آزادى و رها بودن ميدان براى پرورش فكر و انديشه و علم و فهم، ربطى به اينها ندارد. ظرافتى لازم است كه آدم اين دو منطقه را از همديگر باز بشناسد و مرز اينها را معين بكند. آزادى و آزادانديشى، يكى از مبانى اصلى اصولگرايى است.»

7. اصلاحات

اصلاحات؛ هفتمين شاخصه‌ايست كه از جانب مقام معظم رهبري به عنوان يكي از شاخصه‌هاي اصولگرايي مطرح شد. ايشان در اين باره فرمودند:

«اصل هفتم، اصلاح و تصحيح روش‌هاست؛ اصلاحات. اصلاحات جزوِ مبانى اصولگرايى است. من به نظرم پارسال بود كه در سفر كرمان، با جوان‌ها و مجموعه‏‌ى دانشجوها و دانشگاهي‌ها كه روبه‌‏رو شدم، گفتم كه اصلاحاتِ اصولگرايانه و اصولگرايىِ مصلحانه در هم تنيده هستند. آن اصلاحاتى كه بخواهد با معيار امريكايى در كشور انجام بگيرد، مثل همان اصلاحات رضاخانى است. مى‌‏دانيد كه رضاخان در مهم‌ترين بخش‌ها و سال‌هاى سلطنتش، شعارش اصلاحات بود! همه‏‌ى اين فجايع و جناياتى كه شما در دوره‏‌ى رضاخان سراغ داريد، تحت نام و زير پرچم اصلاحات انجام گرفته است؛ اسناد بازمانده‏‌ى از دوره‏‌ى رضاخان را بخوانيد. افراد را بركنار مى‏‌كردند؛ چون مى‏‌گفتند اينها ضداصلاحاتند؛ افرادى را سر كار مى‏‌آوردند؛ چون مى‌‏گفتند اينها مؤمن به اصلاحاتند. آن اصلاحاتى كه با معيار رضاخانى، با معيار آمريكايى و با معيار فرهنگ غربى انجام بگيرد، اصلاحات نيست، افسادات است. بنده سه، چهار سال قبل، چند سخنرانى در نماز جمعه و غير نماز جمعه در اين‌باره كرده‌‏ام.

اصلاحات بايد ضابطه‏‌مند و مبتنى بر ارزش‌ها و معيارها و خط‌كش‌هاى اسلامى و ايرانى باشد. معيار اصلاحات، قانون اساسى است؛ بر اين اساس، بايد ما اصلاحات كنيم؛ ما به اصلاحات احتياج داريم. اصلاحات، تصحيح روش‌هاى ماست؛ تصحيح هدف‌هاى مرحله‌‏اى ماست؛ تصحيح تصميم‏‌گيري‌هاى ماست؛ تعصب نورزيدن روى تصميم‌‏گيري‌ها ناحق است. اين، غير از ساختارشكنى و مبارزه‌‏ى با قانون اساسى، مبارزه‏‌ى با اسلام و مبارزه‌‏ى با استقلال يك كشور است.»

8. شكوفايي اقتصادي

از نگاه مقام معظم رهبري، شكوفايي اقتصادي يكي ديگر از شاخصه‌هاي اصولگرايي است. ايشان در اين باره مي‌فرمايند:

«آخرين اصل هم - كه البته در اين فهرست كوتاهى كه من عرض مى‌‏كنم، آخرين نيست - شكوفايى اقتصادى است؛ رسيدگى به زندگى مردم است و رسيدگى به اقتصاد كشور. ما احتياج داريم كه از سرمايه‏‌گذارى حمايت بشود؛ كارآفرينى بشود؛ توليد داخلى ترويج بشود؛ با قاچاق و فساد مجدّانه مبارزه بشود؛ اشتغال به عنوان يك مبناى اصلى و يك هدف مهم دنبال بشود؛ ثبات و شفافيت و انسجام سياست‌ها و مقررات اقتصادى انجام بشود - مقررات اقتصادى‌‏اى كه امروز يك چيزى بگوييم، فردا عوضش بكنيم، فايده‏‌اى ندارد - مقررات اقتصادى و قوانين ما بايد هم ثبات داشته باشند كه مردم بتوانند روى آن برنامه‌‏ريزى كنند، هم بايد منسجم باشد و با هم بخواند و شفاف باشد. بازاريابى جهانى، يكى از مهم‌ترين وظايف براى رونق اقتصادى كشور است - كه جزوِ كارهايى است كه ما نكرده‏‌ايم و جزوِ كم‏‌كاري‌هاى ماست - و اطلاع‌‏رسانى كامل از فعاليت‌ها و برنامه‏‌ها؛ ما بايستى اينها را در نظر داشته باشيم. البته برنامه‏‌هاى راهبردى اساسى كشور نبايد از نظر دور بماند؛ مسئله‏‌ى ذخاير ارزى مطمئن كه كشور بتواند با شوك‌هاى اقتصادى و ارزى مقابله كند؛ تأمين منابع توليد و سرمايه‏‌گذارى؛ برنامه‏‌هاى راهبردى توليد و انتقال آب و انرژى در كشور، جزوِ مسايلى است كه ما در چند سال آينده بشدت نيازمان به آنها محسوس خواهد شد؛ اينها بايستى با جديت دنبال بشود؛ اينها جزوِ همان مقوله‏‌ى رونق اقتصادى كشور است. پرداختن به همكاري‌هاى منطقه‏‌اى - همين كارهايى كه الان انجام مى‏‌گيرد؛ اكو، شانگهاى و... - چيزهاى لازمى است. ما اين چيزها را بايد با جديت دنبال كنيم و همت بگماريم. از نفت هم بايد استفاده‏‌ى بهينه كنيم. كارشناس‌ها مى‌‏گويند - من خودم وارد نيستم؛ آمار و ارقام از كارشناس‌هاست - اين پنجاه، شصت ميلياردى كه ما از طريق فروش نفت به دست مى‌‏آوريم، با نهصد ميليارد دلار صادرات و معامله و تجارت به دست مى‌‏آيد؛ اين خيلى مهم است. ما اين درآمد را كه از طريق نفت به دست مى‌‏آوريم، صرف مسايل روزمره‌‏ى زندگى مى‏‌كنيم؛ اين، معنى ندارد؛ بايست اينها با محاسبه‏‌ى صحيح انجام بگيرد. ما اين نفت را ضايع مى‏‌كنيم؛ البته اين، كارِ امروز و ديروز نيست؛ ده‌ها سال است كه بناى اقتصاد و پيشرفت كشور روى اين روش گذاشته شده است و يك شبه هم نمى‌‏شود آن را عوض كرد. من ده، دوازده سال پيش به مسئولان آن روز گفتم آن روزى انسان در قضيه‌‏ى نفت احساس رضايت مى‌‏كند، كه كشور قادر باشد با اختيار خودش اعلام كند كه من مصلحت مى‌‏دانم امروز توليدم را فلان قدر كم كنم؛ امروز سر فلان تعداد چاه كشور را طبق مصلحت كشور مى‌‏خواهم ببندم؛ امروز مى‌‏خواهم صادرات نفتم را اين قدر كم كنم و نفت را در كارهاى غير سوخت مصرف كنم - سوخت، بدترين استفاده‏‌ى از نفت است و دنيا الى‌‏ماشاءاللَّه استفاده‏‌هاى بهتر از سوخت نفت را كشف مى‌‏كند و پيش مى‌‏رود - آن روز ما مى‏‌توانيم خوشحال باشيم و به نفت خشنود باشيم.»

مطالب مرتبط
Bookmark and Share
ایمیل مستقیم: info@salmanpress.ir
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
چاپ نظرات
ybqlfxwn
|
Saudi Arabia
|
۰۴:۵۱ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۴
0
1
20
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: