
وقوع كودتاي سوم اسفند 1299 توسط انگلستان براي سلطه كامل بر ايران و مطامع استعماري بوده و به تعبير امام خميني «رضاخان را از اول انگليسيهاي جنايتكار، انگليسيهاي غيرصالح كه اسلحه در دستشان بود، رضاخان را اسلحهدار كردند و اين آدم ناشايسته بياصل را با اسلحه آوردند و مسلط كردند بر مردم١»، لذا «از اول، دولت انگليس پدر اين شاه را بر ما تحميل كرد٢ و اين حكومت وابسته فاقد استقلال، تصميمگيري و ساماندهي اجتماعي، سياسي، فرهنگي، اقتصادي، نظامي... بود.
آنچه استعمار ميخواست عمل ميشد» لذا «از اول كه رضاشاه آمد اينجا اين را انگليسيها آوردند»٣ اما فقط مشكل كودتا و بر سر كار آوردن نبود، بلكه دولتمردان، سياستمداران، وكلاي مجلسين نيز از سوي استعمار انتخاب ميشدند. تشكيل مجلس موسسان با زور سر نيزه تشكيل شد و همه ديدند اكنون هم حكمش نافذ و درست است٤ و «در مجلسي كه سابقا با اين كه طاغوت آن مجلس را برپا كرد٥ و انتخابات همواره فرمايشي بود از زمان رضاخان كه من همه آن را يادم هست، كوشش ميكردند در مجلس شوراي ملي انسان نباشد٦ خود محمدرضا اين را اقرار كرد كه از سفارتخانهها تعيين ميكردند كه وكلايي باشند و ما هم عمل ميكرديم.»٧حتي علاوه بر دستور سفارتخانهها و قدرت خارجي، امام خميني ميگويند، تا آنجايي كه من شاهد انتخابات در ايران بودم، از زمان قبل از رضا شاه، سالهاي طولاني كه شاهد بودم انتخابات را، انتخاب آزاد در ايران نبود. منتها انتخابات يك وقت با زور خوانين بلاد و مالكين بلاد انجام ميگرفت و زمان رضا شاه كه دست آنها كوتاه شد، تحت كنترل رضا شاه بود.»٨ و مهم آن كه «در زمان محمدرضا بدتر از او شد.» ٩ و اين عدم استقلال مجلس، عدم مشاركت مردم از يك سو، ديكتاتوري پهلوي، چه در دوران رضاشاه يا محمدرضا شاه از سوي ديگر كه حاصل قانونشكني، قانونستيزي، عدم تمكين در برابر قانون بود. اما مهمتر از آن دخالت استعمار بود كه در دوران 57 ساله پهلوي در تمام شريان حكومت، رژيم دخالت داشت در حقيقت استبداد در ذيل قدرت استعمار بود. يعني هنگامي كه مستشاران و سلطهگران غربي دستور ميدادند، از شخص شاه تا پايينترين مقام دولتي مطيع و فرمانبر بود. امام خميني در سخنراني سال 59 ميفرمايند خود محمدرضا گفت: در يك گفتوگويي گفته است به اين كه ليست اين وكلا را از سفارتخانهها ميفرستند پيش ما. ميفرستادند١٠ يعني افرادي بودند كه با ليست سفارت آمريكا يا ليست سفارت شوروي تحميل ميشدند.
اين حرفي است كه محمدرضا گفت كه ليستها را ميفرستاند١١ اين نشانگر آن است كه هم حكومت وابسته بود و هم مجلسيان، مسلما در چنين حكومتي اقتدار ملي، منافع ملي، وحدت ملي، اقتصاد ملي و... معني و مفهومي ندارد و به همين دليل بود كه در سابق، زمان شاه مخلوع سابق و رضاخان مطرود، مجلس پر بود از دولهها، ممالك، سلطنهها، متملكين، اشراف، طرفدارهاي شرق و غرب، نوكرهاي ممالك اجنبي را١٢ وقتي در مملكتي از سفارتخانهها دستور برسد كه «چه كسي» بايد وكيل شود! مشخص است وضعيت جامعه، اوضاع اجتماعي به چه شكل در خواهد آمد، چون در زمان رضا شاه كه ديگر شاه و هر چه اينها بودند مجالي براي مردم اصلش نبودند. اين در انتخاباتي كه حق مردم بود، در ساير امور كه ديگر مردم آنقدرها خودشان حق قائل نبودند با اينكه آن هم حق آنها بود، اصلا دخالت نداشتند.١٣ حضور عناصر فراماسون در مجلسين دليل ديگري بر عدم استقلال مجلس شوراي ملي و مجلس سنا بود. خصوصا در دوران محمدرضا شاه كه اكثرا ماسون بودند.
دوره محمدرضا شاه پهلوي
همانگونه كه اشاره شد، دوران محمدرضا شاه سلطه استعمار را داشتيم، ولي اينبار استعمار غالب آمريكا بود، در ابتداي سلطنت پهلوي دوم، ايران مبتلا بود به يك حكومتي كه با سرنيزه انگليسيها اول و با سرنيزه اين قواي ثلاثه، اين متفقين و در ادامهاش با سرنيزه آمريكا به اين ملت مسلط شد١٤ شاه مخلوع در يكي از كتابهايش١٥ نوشته است كه متفقين صلاح ديدند كه من باشم١٦ و اين بودن يعني در ذيل قدرت استعمار حركت كردن. خصوصا محمدرضا در يكي از صحبتهايش گفته كه ليست وكلا را از سفارتخانه مينوشتند و پيش ما ميفرستادند و ما ملزم بوديم كه آنها را وكيل كنيم. ما، هم وكلا را با اين كلمه ميشناسيم و هم محمدرضا را و دستگاههاي دولتي را با اين كلمه ميتوانيم بشناسيم و هم آمريكا و شوروي و انگلستان را. اينها شواهدي است كه هست.١٧ در كلام امام(ره)، مصاحبهها، پيامها، سخنرانيها بر دو صفت مذموم حكومت پهلوي تكيه بسيار شده تا ماهيت «استعماري» و «استبدادي» كه تمام فجايع، مظالم، تحديان، قانونشكنيها، قانونستيزيها و ديكتاتوريها ريشه در اين دو دارد. روساي مجلسين از ابتدا عضو لژهاي ماسونري و بعضا استاد «اعظم» فراماسونها بودند كه اين تشكيلات قبلا در اختيار انگليس بود و بعدها با آمريكا مشترك شدند.
امام خميني با طرح اين سوال كه شما خيال ميكنيد اين وكلايي كه شاه خودش انتصاب ميكند و به ملت هم مربوط نيست خودش است؟ نخير، اينها را سفارتخانهها اسمهايشان را هم نوشتهاند، مثلا ميآورند ميدهند كه اينها بايد وكيل شوند.
اين حالا نبوده، در زمان رضاخان هم بود، از سفارتخانهها، منتهي در يك وقت اين سفارت انگليس اين كارها را ميكرد. سابقش هم لابد سفارت روس ميكرده است، حالا سفارت آمريكا ميكند١٨ و ديگر اين كه تمام قوانيني كه در اين 50 سال گذشته است و تمام مجالس كه در اين 50 سال تاسيس شده است، هيچ يك از اينها مطابق قوانين نبود.١٩ و ضربهاي كه مملكت از وجود مجلس فرمايشي، وابسته به استعمار، مطيع استعمار و استبداد خورد، قابل بيان نيست. شايد يك موردش تصويب لايحه مصونيت مستشاران و خانوادههاي آمريكاييان در ايران بود كه در حقيقت همان كاپيتولاسيون است.
سخنراني و پيام امام(ره) در آن فاجعه (تصويب كاپيتولاسيون) منجر به تبعيد طولاني ايشان به تركيه و عراق شد و اين تصويبنامه ذلتبار توسط مجلسين فرمايشي به تصويب رسيد، امام در يك ديدار فرمودند: ما ديديم اسلام و كشور ايران چه صدمات بسيار غمانگيزي از مجالس شوراي غيرصالح و منحرف، از بعد از مشروطه تا عصر رژيم جنايتكار پهلوي و از هر زمان بدتر و خطرناكتر، در اين رژيم تحميلي فاسد خورد و چه مصيبتها و خسارتهاي جانفرسايي از اين جنايتكاران بيارزش و نوكرمآب به كشور و ملت وارد شد، از بعد از مشروطه هيچ گاه تقريبا به مواد مهم قانون اساسي عمل نشد٢0 و حضور مجالس دوران رضاخان و محمدرضا كه سراسر خيانت، توطئه عليه ملت و اسلام بود، گوياي وابستگي ژريم پهلوي به استعمار غرب و خيانت وكلاي مجلسين به ملت است. امام با طرح و شعار «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» نفي سلطه شرق و غرب را نمودند. «نه شرقي ـ نه غربي» و جمهوري اسلامي را براساس تعاليم اسلام و حضور ميليوني ملت مسلمان ايران بنيان نهادند. امروز حفظ اين مركز مهم تصميمگيري و سرنوشتساز را بايد با حضور ميليوني مردم همچنان حفظ نمود تا همواره مجلس شوراي اسلامي در راس امور باشد و در حقيقت خانة ملت.
پانوشتها:
1 ـ 19/10/56
2 ـ 19/10/57
3 ـ 17/11/59
4 ـ كشفالاسرار 185
5 ـ 30/3/58
6 ـ30/6/58
8 ـ 23/11/58
9 ـ 23/11/58
10 ـ 3/3/59
11 ـ 3/3/59
12 ـ 20/5/59
13 ـ 27/10/59
14 ـ 14/10/58
15 ـ ماموريت براي وطنم / محمدرضا پهلوي
16 ـ 14/3/59
17 ـ 14/2/59
18 ـ 20/7/57
19 ـ 10/10/57
20 ـ 14/3/68 وصيتنامه سياسي ـ الهي امام خميني
منبع: روزنامه جام جم، ضميمه ايام (ويژه تاريخ معاصر) - پنجشنبه 20 بهمن 1390 - شماره 76