به‌روز شده در: ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۰۰:۲۸
کد خبر: ۷۵۹
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۳:۲۶
تعداد نظرات: ۱ نظر
شهيد مطهري:
اگر در صدر اسلام در جواب کسی که می‌آمد و می‌گفت من خدا را قبول ندارم، می‌گفتند بزنید و بکشید، امروز دیگر اسلامی وجود نداشت. اسلام به این دلیل باقی مانده که با شجاعت و با صراحت با افکار مختلف مواجه شده است.
فكر آزاد است، فريبكارى ممنوع‏

مطلبى راجع به حكومت اسلامى آينده عرض مى‌‏كنم. همين طور كه مى‌دانيد- و رهبر و پيشواى ما مكرر و صريح اين مطلب را بيان كرده‏‌اند ـ در حكومت اسلامى احزاب آزادند. هر حزبى اگر عقيده غير اسلامى هم دارد در ابراز عقيده خودش آزاد است، فكرش آزاد است، هر چه دلش مى‏‌خواهد بگويد. ما فقط اجازه توطئه‌‏گرى و فريبكارى نمى‌‏دهيم. در حدى كه فكر و عقيده خودشان را صريحا مى‌‏گويند و با منطق ما در حال جنگ هستند ما آنها را مى‏‌پذيريم اما اگر بخواهند در زير لواى اسلام يا مظاهر اسلام افكار و عقايد خودشان را بگويند ما حق داريم از اسلام خودمان دفاع كنيم كه اسلام اين را نمى‏‌گويد، به نام اسلام اين كار را نكن، به نام خودت بكن.

آزادى بحث در تاريخ اسلام‏

شما در كجاى تاريخ عالم ديده‌‏ايد كه در حكومتى كه لااقل به ظاهر خيلى قسمت‌هايش مذهبى بوده و همه مردمش احساسات مذهبى دارند، به غير مذهبى‌‏ها آن اندازه آزادى بدهند كه بيايند در مدينه در مسجد پيغمبر و در مكه در مسجدالحرام بنشينند و آزادانه اصول دين را انكار كنند؛ فردى برود در مسجد مدينه بنشيند و خدا را انكار كند، درباره خدا بحث كند و بگويد من خدا را قبول ندارم؛ ديگرى بيايد در مسجدالحرام بنشيند و حج را مسخره كند، بگويد من اين عمل را قبول ندارم، من خدا را قبول ندارم، پيغمبر را قبول ندارم. ولى در تاريخ اسلام، ما اينها را مى‏‌بينيم و به دليل همين آزاديها بود كه اسلام توانست باقى بماند.

اگر در صدر اسلام تا كسى مى‌‏آمد در مدينه مى‌‏گفت من خدا را قبول ندارم، مى‏‌گفتند بزنيد، بكشيد، امروز اسلامى وجود نداشت. اسلام به اين دليل باقى مانده كه با شجاعت و صراحت با افكار مختلف مواجه شده.

مفضّل يكى از اصحاب امام صادق آمده در مسجد پيغمبر دو ركعت نماز بخواند و حال عبادت و حال نماز پيدا كرده. يك وقت مى‌‏بيند يكى از مادّيين آمد كنارش نشست. او مى‌‏دانست كه اين اهل نماز و عبادت نيست و به نماز اعتقاد ندارد. بعد رفيقش آمد نشست و بعد يك رفيق ديگر. آنگاه شروع كردند با هم صحبت كردن و بلند حرف مى‌‏زدند كه او در نماز حرف‌هايشان را مى‏‌شنيد.

يكى مى‏‌گويد اين حرفها چيست، خدا يعنى چه، مگر جز طبيعت چيز ديگرى وجود دارد؟! طبيعت است و دست طبيعت، چيز ديگرى نيست. بعد صحبت پيغمبر را مطرح مى‏‌كنند: مرد نابغه‏‌اى بود و مى‌‏خواست در جامعه خودش تحولى ايجاد كند، فكر كرد بهترين راه تحول اين است كه از راه مذهب وارد شود. مردِ خارق‏‌العاده و نابغه‌اى بوده، خودش هم اعتقاد به خدا و به قيامت نداشت ولى بهترين راه را انتخاب كرده بود براى اين كه در جامعه‌‏اش تغيير ايجاد كند.

مفضّل كه نماز مى‏‌خواند آتش گرفت. بعد كه نمازش تمام شد شروع كرد به پرخاش كردن. آنها گفتند تو اول بگو از چه گروهى هستى؟ از اتباع چه كسى هستى؟ تا رسيدند به اينجا كه گفتند آيا تو از اتباع امام جعفر صادق هستى؟ بله! اگر از اتباع او هستى ما در حضور او اين حرف‌ها را مى‌‏گوييم، ده درجه بالاتر هم مى‏‌گوييم، يك ذره هم عصبانى نمى‌‏شود. حرف‌هايمان را مى‏زنيم تا دلمان خالى مى‏‌شود. او هم آنچنان گوش مى‏كند كه اول فكر مى‏كنيم به حرفهاى ما معتقد شده.
وقتى كه حرف‌هايمان تمام شد آنها را يكى يكى رد مى‌‏كند و بيرون مى‌‏آييم.
                 
ضبط افكار مادّيين در كتب علماى مذهبى‏

اين گونه بوده كه اسلام توانسته باقى بماند. اگر امام جعفر صادق غير از اين مى‌‏كرد امروز اثرى از اسلام نبود. حرف‌هاى مادّيين را چه كسى منعكس كرده و نگه داشته؟

خود مادّيين؟ نه! برويد بگرديد، ببينيد افكار مادّيين را فقط علماى مذهبى نگه داشته‏‌اند، يعنى مادّيين روزى افكار خود را عرضه داشته‏‌اند، مذهبي‌ها كه با اينها مباحثه مى‏‌كردند افكار اينها را در كتاب‌ها ضبط كرده‏‌اند. اگر خود مادّيين هم كتاب‌هايى نوشته‌‏اند كتاب‌هايشان از بين رفته چون كسى نبوده كه كتاب‌هاى آنها را حفظ كند ولى به دليل اين كه حرف‌هايشان را با اهل مذهب گفته‏‌اند، در كتاب‌هاى مذهبي‌ها باقى مانده است.

كتابهاى احتجاجات مثلا احتجاجات طبرسى را ببينيد. در ميان كتاب‌هاى قديمى چه كتابى به اندازه احتجاجات طبرسى افكار مادّيين آن زمان‌ها را ضبط كرده؟ در «احتجاجات» كتاب بحار- كه در واقع يك مجموعه از كتابهاى مختلف است- ببينيد چقدر افكار اينها را منعكس كرده! عيون اخبار الرضا را ببينيد.

مأمون مردى بود كه خودش عالم بود و به مباحثات دينى و مذهبى عشق مى‏‌ورزيد و گروه‌هاى مختلف از مادّيين، مسيحي‌ها، يهودي‌ها، صابئي‌ها (ستاره ‏پرست‏‌ها) كه در آن زمان‌ها بودند، مجوسي‌ها و زردشتي‌ها و مسلمان‌ها (شيعه و سنى) را در يك تالار بزرگ جمع مى‏‌كرد و بعد مى‏‌گفت اين جا هر كسى آزاد است عقيده خودش را بيان كند.

در كتابها ببينيد اينها چگونه آزادانه عقايد خودشان را گفته‏‌اند. حتى تعبيرات اهانت‏‌آميز به پيغمبر و اسلام دارند و حضرت رضا خودشان در آنجا شركت مى‌‏كردند.

در مجلسى كه حضرت رضا شركت كرده‌‏اند ببينيد يهودى به حضرت رضا چه مى‏‌گويد؟! مسيحى چه مى‏‌گويد؟! زردشتى چه مى‏‌گويد؟! و مادى مسلك چه مى‏‌گويد؟! حرف‌هايشان را مى‏‌گفتند و ضبط شده. و اين طور بوده كه اسلام باقى مانده. در آينده هم اسلام فقط و فقط با مواجهه صريح و شجاعانه با عقايد و افكار مختلف و متناقض با اسلام مى‌‏تواند به حيات خودش ادامه بدهد.
من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار مى‌‏دهم كه يك وقت خيال نكنند كه حفظ و نگهدارى اسلام [با سلب آزادى بيان تحقق مى‌‏يابد.] برخى جوانان خيال نكنند كه راه حفظ معتقَدات اسلامى و جهان‏بينى اسلامى اين است كه نگذاريم ديگران حرف‌هايشان را بزنند. نه، بگذاريد بزنند؛ نگذاريد خيانت كنند. اگر ديديد يك فرد ماركسيست مثلا آمد گفت «به نام امام خمينى»، مانع شويد، به او بگوييد: تو بگو به نام لنين، به نام استالين، به نام ماركس، انگلس؛ دروغ نگو.

اگر مى‌‏گويى «مبارزه» بايد براى من روشن كنى تو با چه مى‌‏خواهى مبارزه كنى؟ اگر مى‌‏گويى «آزادى» براى من روشن كن آزادى از چه؟ تو چه را فرض كرده‌‏اى كه از او بايد آزاد شد؟ اينها را براى من روشن كن. هدفت را بگو، راهت را هم بگو تا من ببينم راه من و هدف من با تو يكى است يا دو تا.

پس چنين تصور نشود كه با جلوگيرى از ابراز افكار و عقايد مى‌‏شود از اسلام پاسدارى كرد. از اسلام فقط با يك نيرو مى‌‏شود پاسدارى كرد و آن منطق و آزادى دادن و مواجهه صريح و رُك و روشن با افكار مخالف است.

منبع: مجموعه ‏آثار استاد شهيد مطهرى، ج‏24، صص 128-131
مطالب مرتبط
Bookmark and Share
ایمیل مستقیم: info@salmanpress.ir
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۶:۴۳ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۵
0
0
درود خداوند بر روان پاکت ای شهید علم وعمل
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: