به‌روز شده در: ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۰۰:۲۸
کد خبر: ۷۱۰
تاریخ انتشار: ۱۴ بهمن ۱۳۹۰ - ۲۲:۳۹
گزارشي دسته بندي شده‌ از خطبه مقام معظم رهبري:
سطح صلاحيت‌ها را آنقدر بالا نبرند كه يك عده‌ى معدودى ته آن بمانند. آنچه كه موجب صلاحيت است، يك قدرى سطح آن را باسماحت‌تر نگاه كنند / كساني كه رد صلاحيت مي‌شوند، لزوماً آدم‌هاى بى‌صلاحيتى نيستند

نماز جمعه‌ی این هفته تهران به امامت مقام معظم رهبري اقامه شد. پایگاه سلمان فارسي گزارش كامل و موضوع بندي شده‌ از خطبه اول حضرت آيت الله خامنه‌اي  را به شرح زیر منتشر می‌كند:

بسم‌الله الرّحمن‌الرّحيم‌

الحمد للَّه ربّ العالمين احمده و اشكره و استعينه و استغفره و اتوكّل عليه و اصلّى و اسلّم على حبيبه و نجيبه و خيرته فى خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشير رحمته و نذير نقمته سيّدنا و نبيّنا و حبيب قلوبنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطيبين الأطهرين و صحبه المنتجبين و من تبعهم باحسان الى يوم الدّين و صلّ على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين و صلّ على بقيّةاللَّه فى الأرضين. اوصيكم عباد اللَّه بتقوى اللَّه و نظم امركم.

همه‌ى برادران و خواهران عزيز نمازگزار و خود را دعوت و توصيه ميكنم به حفظ تقواى الهى؛ اين اصلِ حركت يك انسان به سمت كمال و تعالى است. اگر به توفيق الهى بتوانيم در عمل فردى، در عمل جمعى، در كار سياسى، در كار اجتماعى، رعايت تقواى الهى را بكنيم، همه‌ى خيرات و همه‌ى الطاف الهى شامل حال ما خواهد شد.

 دو تشكر؛ از خدا و ملت

ايام مبارك دهه‌ى فجر است. در دهه‌ى فجر، آنچه كه بر اين حقير و امثال اين حقير لازم است، دو تشكر است: اول، شكر الهى. با كمال خشوع، با كمال تواضع، جبهه‌ى شكر بر درگاه الهى ميسائيم كه اين توفيق را نصيب ملت ايران كرد؛ اين حركت عظيم، اين كار بزرگ، اين نهضت تاريخ‌ساز، به دست ملت ايران و با رهبرى امام بزرگوار انجام گرفت؛ نظام اسلامى تشكيل شد؛ حركت ملت ايران به سمت خدا، به سمت اهداف الهى، به سمت ارزشهاى الهى آغاز شد. هيچ نعمتى از اين بالاتر نيست و شكر الهى بر اين نعمت بزرگ هميشه لازم است و در ايام دهه‌ى فجر، لازمتر. تشكر دوم، تشكر از ملت ايران است؛ وفادارى كردند، جوانمردى به‌خرج دادند، گذشت كردند، ايثار كردند، شجاعت نشان دادند، بصيرت به‌خرج دادند؛ حضور دائمى خود را در طول اين سى و سه سال آنچنان حفظ كردند كه اين نهال با همه‌ى خطرها، با همه‌ى مشكلات، روزبه‌روز تنومندتر شد، بارورتر شد، بالنده‌تر شد. امروز مثل همان شجره‌ى طيبه‌اى كه «اصلها ثابت و فرعها فى السّماء»،(1) در زمين زندگى بشريت ريشه دوانده است و ثمرات و آثار آن به‌طور متواتر نائل و واصل ميشود.

 دهه‌ى فجر امسال حال و هواى ديگرى دارد

امسال بخصوص دهه‌ى فجر ما حال و هواى ديگرى دارد. امسال در فضاى انقلاب‌هاى پيروز اين منطقه، چه در تونس، چه در مصر، چه در ليبى، حركت انقلابى مردم به نتيجه رسيد، كارهاى بزرگى انجام گرفت؛ اين براى ما ملت ايران مژده‌ى بزرگى است، حادثه‌ى شيرين و مباركى است. امسال ما دهه‌ى فجر و بيست و دوى بهمن را در يك چنين فضايي برگزار ميكنيم. بايد گفت ملت ايران با پيروزى اين انقلاب‌ها، به‌طور نسبى از غربت در آمد؛ كه حالا امروز من ان‌شاءاللَّه يك مختصرى در اين زمينه عرض خواهم كرد.

 نقشه‌ي خطبه

در اين خطبه، سه سرفصل را براى برادران و خواهران عزيز نمازگزار و براى ملت ايران مطرح ميكنم؛ در خطبه‌ى دوم با برادران عرب بيشتر سخن خواهم گفت. اين سه مطلب، يكى درباره‌ى انقلاب خود ماست؛ مسيرى كه در اين سه دهه طى كرديم، دستاوردهايي كه داشتيم، و آينده‌اى كه در انتظار ماست. مطلب دوم، نگاهى به مسائل منطقه و مسائل جهان است. مطلب سوم هم دو سه نكته‌ى كوتاه در باب انتخاباتِ پيش رو است.

 خطوط اساسى انقلابمان

درباره‌ى مطلب اول، كتابها حرف وجود دارد براى گفتن. آنچه كه من به عنوان خطوط اساسى انقلابمان عرض ميكنم، فقط يك دو سه جمله است، كه شرح و تفصيل آن بسيار طولانى و مفصل است. اين خصوصيات در انقلاب ما وجود داشت.

 1. اسلام

انقلاب ما رژيم ضد اسلام را از بين برد، رژيم اسلامى بر سر كار آورد؛

 2. مردم‌سالاري

رژيم ديكتاتور و مستبد را از بين برد، رژيم مردم‌سالار به جاى آن نشاند؛

 3. استقلال

وابستگى‌اى كه كشور ما در طول سالهاى متمادى گرفتار آن بود و در دوران پهلوى‌ها به فجيع‌ترين و فضيح‌ترين وضع خود رسيده بود، از بين برد و استقلال همه‌جانبه را به ملت ما داد؛

 4. آزادى

اختناق نفسگيرى كه بر ملت ما حاكم بود، از بين برد، آزادى به اين ملت داد ـ آراء خودشان را، حرف‌هاى خودشان را بتوانند آزادانه ابراز كنند؛ فضا، فضاى آزادى شد ـ

 5. عزت ملى

تحقيرشدگى تاريخىِ ملت ما را از بين برد، عزت ملى داد. ده‌ها سال ملت ما تحقير شد. اين ملت بزرگ، با اين سابقه‌ى تاريخى، با اين مواريث عظيم فرهنگى و علمى و تاريخى، در مقابل حكام زورگو و فاسد، و پشت سر آنها در مقابل مستعمران و سلطه‌گران بين‌المللى تحقير شد. انقلاب ما اين را از بين برد، تبديل كرد به عزت ملى. امروز ملت ايران احساس عزت ميكنند، احساس تشخص مي‌كنند.

 6. اعتماد به نفس ملى

انقلاب، ضعف نفس و خودكم‌بينى را در ملت ما از بين برد؛ به جاى آن، اعتماد به نفس ملى را به ملت داد. ما خودكم‌بينى داشتيم؛ فكر مي‌كرديم نه كار علمى از ما برمى‌آيد، نه كار سياسى از ما برمى‌آيد، نه كار عظيم نظامى از ما برمى‌آيد. ما فكر مي‌كرديم يك ملت ضعيفى هستيم؛ اين را به ما تلقين كرده بودند، تزريق كرده بودند. انقلاب اين را از ملت گرفت، به جاى آن، اعتماد به نفس ملى به ما داد. ما امروز در همه‌ى ميدان‌ها اعتماد به نفس داريم؛ مي‌دانيم كه مي‌توانيم، و دنبال اين توانستن حركت مي‌كنيم، و همه جا هم بحمداللَّه به مقاصدمان مي‌رسيم.

 7. ملت آگاه و سياسى

ملت ما از مسائل سياسى منزوى بود، روگردان بود، حوادث كشور را مورد توجه قرار نمي‌داد. انقلاب اين حالت را از ملت ما گرفت، ما را تبديل كرد به يك ملت آگاه و سياسى. امروز نوجوان‌هاى ما هم در دورترين نقاط كشور تحليل سياسى مي‌كنند، حوادث سياسى را درك مي‌كنند، روى هر مسئله‌اى تحليل مي‌گذارند. قبل از انقلاب اينجور نبود. سياست‌گرايي و سياست‌فهمى مخصوص يك عده‌ى انگشت‌شمار در اين كشور بود. مردم عموماً دور از حوادث كشور بودند؛ دولت‌ها مى‌آمدند و مي‌رفتند، قراردادهاى بين‌المللى بسته مي‌شد، كارهاى بزرگ در دنيا انجام مي‌گرفت، ملت خبر هم نمي‌شد.

 اصول انقلاب، نهادينه شده است

اينها خطوط اصلى اين انقلاب است كه اين حوادث را در اين كشور به وجود آورد. اين اصول، نهادينه شده است؛ تثبيت شده است. اين تحولات، سطحى نيست؛ مقطعى نيست. شعارهاى انقلاب، امروز همان شعارهاى روز اول است؛ كه اين نشان‌دهنده‌ى سلامت انقلاب است. شعارها مثل انگشت اشاره‌اى هستند كه به هدف‌ها اشاره مي‌كنند، هدف‌ها را ترسيم مي‌كنند. وقتى شعارها تثبيت‌شده در يك نظامى، در يك انقلابى باقى ماند، معنايش اين است كه هدف‌ها در اين نظام به شكل اول است؛ هدف‌ها تغيير پيدا نكرده است؛ دست‌اندركاران و مردم از صراط مستقيم و هدف‌هاى اصلى منحرف نشده‌اند. امروز شعارهاى ملت ايران، همان شعارهاى اول انقلاب است.

 همه‌ى نقاط قوّت و ضعف را بايد بدانيم

خب، در اين دوره، در اين سى و چند سال، زندگى ما تحت تأثير همين خطوط اساسى قرار گرفته است. ما پيشرفت‌هايي داشتيم، ضعف‌ها و نقص‌هايي هم داشتيم. پيشرفت‌هامان را بايد بشناسيم، ضعف‌هامان را هم بايد بشناسيم. اگر ضعف‌هاى خودمان را پنهان كنيم، نشناسيم، تجاهل كنيم، اين ضعف‌ها خواهد ماند، نهادينه خواهد شد؛ برطرف نخواهد شد. همه‌ى نقاط قوّت و ضعف را بايد بدانيم.

نقاط مثبت و منفى هر دو هست، افت و خيز هست، اما حركت ادامه داشته است؛ اين مهم است. جوان‌هاى عزيز ما بدانند؛ در طول اين سى و دو سه سال مواردى شده است كه ما ضعف نشان داديم، اين حركت افت و خيز داشته است. هميشه يك جور نبوده است؛ گاهى سرعت و شتاب، گاهى كمتر، اما حركت هرگز متوقف نشده است و ما در همان جهت اصلى پيش رفتيم؛ كه امروز محصول آن را داريم مشاهده ميكنيم. من چند تا از نقاط قوّتى را كه در اين مدت داشته‌ايم، عرض كنم، چند تا هم از نقاط ضعف را عرض كنم.

 مهمترين نقاط قوّت ما

1. غلبه‌ى بر چالش‌ها؛ مهمترين نقطه‌ى قوّت ما

مهمترين نقطه‌ى قوّت ما در اين سى و دو سه سال عبارت است از غلبه‌ى بر چالش‌ها؛ اين خيلى مهم است. ما يك ملتى نبوديم كه سرمان را پايين بيندازيم، راهمان را برويم، كسى به ما كارى نداشته باشد؛ نه، از روز اول قدرتهاى مجهز جهانى، مسلطين جهانى با ما كار داشتند؛ بناى بر اذيت گذاشتند، بناى بر مانع‌تراشى گذاشتند: عليه ما جنگ تحميل كردند، صدام را به جان ما انداختند، هشت سال ما را گرفتار كردند، تروريست آوردند، تحريم كردند. ما تا امروز بر همه‌ى اين چالشها غلبه پيدا كرده‌ايم؛ يعنى هيچ‌كدام از اين چالش‌ها نتوانسته است ملت ما و انقلاب ما را پشيمان كند، به زانو دربياورد؛ ما بحمداللَّه راهمان را با قامت استوار ادامه داده‌ايم. اين مهمترين نقطه‌ى قوّت ماست.

2. گسترش خدمات به ملت

يك نقطه‌ى قوّت ديگر در اين مدت، گسترش خدمات به ملت است، كماً و كيفاً. اين خدمات نه با گذشته‌ى نزديك قبل از انقلاب، بلكه با گذشته‌هاى دوردست هم قابل مقايسه نيست. خدمات عظيمى كه در سراسر كشور گسترش پيدا كرده است، هم كيفيت‌هاى اين خدمات بالاست، خدمات درجه‌ى اول است ـ مادى و معنوى ـ هم كميت و گسترش آنها زياد است. اين يك نقطه‌ى قوّت مهمى است.

3. پيشرفت علمى

نقطه‌ى قوّت ديگر، پيشرفت علمى است. عزيزان من! اين پيشرفت علمى را دست‌كم نگيريد. اين پيشرفتها خيلى مهم است. علم، پايه‌ى پيشرفت همه‌جانبه‌ى يك كشور است. اين حديث را من يك وقتى خواندم: «العلم سلطان»؛(2) علم، اقتدار است. هر كس اين اقتدار را داشته باشد، ميتواند به همه‌ى مقاصد خود دست پيدا كند. اين مستكبران جهانى به بركت علمى كه به آن دست پيدا كردند، توانستند به همه‌ى دنيا زور بگويند. البته ما هرگز زور نخواهيم گفت، اما علم براى ما به عنوان يك پيشرفت حتماً لازم است.

پيشرفتهاى علمى ما در اين مدت سى و چند سال، پيشرفتهاى حيرت‌آورى است. حالا فناورى هسته‌اى تصادفاً معروف شده است و همه توجه دارند ـ هم در كشور، هم در دنيا ـ ليكن فقط اين نيست؛ فناورى هسته‌اى هست، علوم هوافضا هست، علوم پزشكى هست ـ خوشبختانه امروز كشور ما حائز رشته‌هاى بسيار مهم و دست‌نيافتنى پزشكى است و كارهاى بزرگ پزشكى در اين كشور انجام ميگيرد ـ زيست‌فناورى هست، نانوفناورى كه از علوم جديد و دانشهاى نوى دنياست، هست؛ سلول‌هاى بنيادى كه يكى از بزرگترين كارها در عرصه‌ى علم است، هست؛ شبيه‌سازى، ساخت ابررايانه‌ها، فناورى انرژى‌هاى نو، راديوداروهاى مهم و داروهاى ضد سرطان هست؛ و اين فهرست ادامه دارد.

اينهايى كه من عرض ميكنم، رجزخوانى نيست؛ اين گواهىِ مراكز علمى معتبر دنياست. آنها ميگويند سريع‌ترين رشد علمى در همه‌ى دنيا در اين سالها، در ايران اتفاق افتاده است. اين گزارش سال 2011 است كه ميگويد سريع‌ترين رشد علمى در همه‌ى دنيا در ايران اتفاق افتاده است. طبق گزارشى كه مراكز علمى معتبر دنيا داده‌اند، رتبه‌ى علمى اول منطقه، ايران است. ما اين رتبه‌ى اول علمى را براى سال 1404 در نظر گرفتيم؛ هنوز چهارده سال باقى است. همين سال ميلادىِ گذشته گفتند ايران از لحاظ رتبه‌ى علمى در منطقه اول است، در دنيا هفدهم. در سطح دنيا رتبه‌ى علمى كشور ما هفدهم است؛ اينها خيلى مهم است. پس يكى از نقاط قوّت ما، پيشرفت علمى است.

 4. پيشرفت در ايجاد زيرساخت‌هاى فنى و مهندسى و صنعتى

 يكى ديگر از نقاط قوّت ما، پيشرفتهاى كشور در ايجاد زيرساختهاى فنى و مهندسى و صنعتى است؛ كه هر وقت بينندگان خارجى آمدند ديدند و بازديد كردند، آنها را به تحسين وادار كرده است. اين كارهاى عظيمى كه در زمينه‌ى ارتباطات، راه‌ها، ارتباطات مخابراتى و زيرساخت‌هاى گوناگون فنى و مهندسى و صنعتى و امثال اينها انجام گرفته است، يك داستان جداگانه است. من واقعاً متأسف مي‌شوم وقتى مى‌بينم اين گزارشهاى روشن و خوب، آنچنان كه بايد و شايد، به مردم داده نمي‌شود كه مردم خوشحال بشوند؛ بفهمند در كشور چه اتفاقى دارد مى‌افتد.

5. انتقال ارزش‌هاى انقلاب به نسل دوم و سوم

يكى ديگر از نقاط قوّت ما در اين مدت، انتقال ارزش‌هاى انقلاب به نسل دوم و سوم بود. امروز شما جوان‌ها را نگاه مي‌كنيد، مى‌بينيد اين ارزشها را دريافت كرده‌اند. همين شهيد عزيز اخير ما، مصطفى احمدى روشن ـ شهيدى كه شهادتش دل ما را سوزاند ـ يا آن شهيد جوان قبلى، شهيد رضايى‌نژاد، كه اوائل امسال به شهادت رسيد، اينها دو تا جوان، دانشمند، سى و دو سه ساله بودند؛ امام را درك نكردند، جنگ را درك نكردند، دوران انقلاب را درك نكردند، اما اينجور با شجاعت، با شهامت درس مي‌خوانند، تحصيلات مي‌كنند، مقامات عالى را طى مي‌كنند؛ مي‌دانند و مي‌فهمند هم كه مورد تهديدند، اما مي‌روند؛ اين خيلى مهم است، اين ارزش است؛ اين ارزش‌هاى انقلاب است در نسل سوم. احمدى روشن و رضايي‌نژاد و امثال اينها نسل سوم انقلابند. همين حركت عظيم اين جوان‌ها كه بعد از شهادت احمدى روشن اعلام كردند ما حاضريم بيائيم كار كنيم، خيلى مهم است؛ اينها را نبايد دست‌كم گرفت. يكى از نقاط قوّت و مثبت ما همين است كه اين ارزش‌ها به نسل‌هاى دوم و سوم منتقل شد. البته ريزش داشته‌ايم، توبه‌كار از انقلاب و پشيمان از انقلاب داشته‌ايم، اما رويش‌هاى ما بيشتر از ريزش‌هاى ما بوده است. نيروهاى فرسوده ريزش پيدا كردند، اما نيروهاى جوان و باطراوت بالا آمدند و رويش پيدا كردند.

 6. ارتقاء جهش‌وار در اثرگذارى در مسائل عمده‌ى منطقه و مسائل جهان

 يكى ديگر از نقاط مثبت ما در اين مدت، ارتقاء جهش‌وار در اثرگذارى در مسائل عمده‌ى منطقه و مسائل جهان است. امروز نظام جمهورى اسلامى، يك كشور اثرگذار است؛ «آرى» و «نه» او در مسائل منطقه، حتّى در مسائل جهانى اثر مي‌گذارد؛ اين براى كشور خيلى مهم است.

 7. بنيه‌ى قوى و ساخت محكم كشور و نظام در مواجهه‌ با دشمنى‌ها

يكى ديگر از نقاط قوّت ما، بنيه‌ى قوى و ساخت محكم كشور و نظام در مواجهه‌ى با دشمنى‌هاست. ما در مقابل دشمنى‌ها مضطرب نمي‌شويم، نگران نمي‌شويم، دغدغه پيدا نمي‌كنيم. بنيه‌ى نظام و بنيه‌ى كشور، بنيه‌ى مستحكمى است.

8. ارتقاء كمّى و كيفى مراكز علمى

يكى ديگر از نقاط قوّت ما، ارتقاء كمّى و كيفى مراكز علمى ماست؛ يعنى دانشگاه‌ها و حوزه‌هاى علميه. هم حوزه‌هاى علميه‌ى ما از لحاظ كمّى و از لحاظ كيفى ارتقاء پيدا كرده است، هم دانشگاه‌هاى ما.

 اينها نقاط قوّت ماست، و هر كدام از اينها شرح‌هاى طولانى مي‌طلبد، آمارهايى دنبالش هست، و غير از اينها هم نقاط قوّت زيادى داريم.

 همه‌ى پيشرفت‌ها در شرائط تحريم اتفاق افتاده

من اين جمله را در ادامه‌ى نقاط قوّت عرض بكنم كه ملت ايران توجه داشته باشند همه‌ى اين پيشرفتهاى علمى و اجتماعى و فنى در شرائط تحريم اتفاق افتاده است؛ اين خيلى مهم است. دروازه‌هاى علم را، دروازه‌هاى فناورى را بر روى ما بستند، راه‌ها را مسدود كردند، محصولات مورد نياز ما را به ما نفروختند و ما اينجور پيشرفت كرديم. اين اتفاق‌ها در شرائط تحريم افتاده است؛ اين است كه اميدها افزايش پيدا مي‌كند.

ضعف‌هاي ما

ما البته ضعف‌هايى هم داريم؛ اين ضعف‌ها را بايستى از بين ببريم. من بعد برمي‌گردم به اين مسئله‌ى تحريم و شرائطى كه تحميل شده است و يك جمله‌اى عرض خواهم كرد. ضعف‌هاى ما خطرهايى است كه در سر راه ماست و در اين مدت وجود داشته است و بايد بعدها جلوى اينها را بگيريم.

 1. گرايش به دنياطلبى

اولين ضعف ما گرايش به دنياطلبى بود كه گريبان بعضى از ماها را گرفت. بعضى از ما مسئولين دچار دنياطلبى شديم، دچار مادي‌گرايى شديم؛ براى ما ثروت، تجمل، آرايش، تشريفات و اشرافي‌گرى يواش يواش از قبح افتاد. وقتى ما اينجور شديم، اين سرريز مي‌شود به مردم. ميل به اشرافي‌گرى، ميل به تجمل، ميل به جمع ثروت و استفاده‌ى از ثروت به شكل نامشروع و نامطلوب، به طور طبيعى در خيلى از انسان‌ها هست. وقتى ما خودمان را رها كرديم، ول كرديم، دچار شديم، اين سرريز مي‌شود به مردم؛ در مردم هم اين مسئله پيدا مي‌شود.

 ما امروز دچار اسراف و مصرف‌زدگى هستيم

ما امروز متأسفانه دچار اسراف و مصرف‌زدگى هستيم. من بارها اين را عرض كرده‌ام، باز هم عرض مي‌كنم؛ اين خطر است در راه ما. مصرف‌زدگى را بايد كم كنيم، حرص به متاع و كالاى دنيا را بايد كم كنيم. تا يك شايعه‌اى درست مي‌شود كه فلان چيز كم است، مردم هجوم مى‌آورند براى اينكه بيشتر آن را جمع كنند، كه نبادا دچار كمبود آن شوند؛ در حالى كه آن شى‌ء ممكن است جزو چيزهاى لازم زندگى هم نباشد. خب، اگر آن جنس كم هم نيست، همين هجوم مردم آن را كم مي‌كند. ما به اين مسئله توجه نمي‌كنيم. اين يكى از ضعف‌هاى ماست؛ ما اين ضعف را بايد برطرف كنيم.

2. پيشرفت و تزكيه‌ى اخلاقى و نفسى پيدا نكرده‌ايم

يكى ديگر از ضعف‌هاى ما اين است كه ما به موازات علم، به موازات پيشرفت‌هاى علمى، پيشرفت اخلاقى و تزكيه‌ى اخلاقى و نفسى پيدا نكرده‌ايم؛ اين عقب‌ماندگى است. البته امروز در مقايسه‌ى با قبل از انقلاب، به مراتب و مراتب بهتر است ـ در اين هيچ شكى نيست ـ اما بايد پيشرفت مي‌كرديم. در علم پيشرفت كرديم، در سياست پيشرفت كرديم؛ بايد در معنويت و در تزكيه‌ى نفس هم پيشرفت مي‌كرديم. در قرآن هر جا تزكيه و تعليم از زبان پروردگار است، تزكيه مقدم است بر تعليم؛ آن هم تعليم كتاب و حكمت ـ «يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة»(3) ـ فقط يك جا از زبان حضرت ابراهيم، تعليم مقدم است. بنابراين ما از تزكيه‌ى اخلاقى و نفسى غفلت كرديم.

4. در عدالت اجتماعى به نقطه‌ى مورد نظر اسلام نرسيده‌ايم

در عدالت اجتماعى هنوز به نقطه‌ى مورد نظر اسلام ـ كه آرزوى خود ما بوده است ـ نرسيده‌ايم؛ اين هم از نقطه‌ضعف‌هاى ماست. اين ضعف‌ها را بايستى جبران كنيم.

 همه وظيفه دارند اين ضعف‌ها را برطرف كنند

اينها ضعف‌هايى است كه نمي‌شود از آنها گذشت. هم مسئولين، هم آحاد مردم بايد احساس كنند وظيفه دارند اين ضعف‌ها را برطرف كنند. ان‌شاءاللَّه بايد از خداى متعال كمك بخواهيم و اين ضعف‌ها را برطرف كنيم. و البته مي‌شود برطرف كرد؛ اينها بدون ترديد برطرف‌كردنى است.

ضعف‌ها را چگونه برطرف كنيم؟

خب، به نظر من كارهايي كه بايد انجام بگيرد براى اينكه اين ضعفها برطرف شود

 1. با مسئوليت‌پذيرى

در درجه‌ى اول اين نگاه به آينده است؛ در درجه‌ى اول مسئوليت‌پذيرى ماهاست. همه‌ى ما بايد احساس مسئوليت كنيم؛ بخصوص مسئولين كشور و خدمتگزاران مردم بايد احساس مسئوليت كنند.

 تقصيرها را گردن هم نيندازيم

تقصيرها را گردن هم نيندازيم. اينجور نباشد كه اگر يك جا يك نقصى پيدا شد، مجلس بگويد تقصير دولت است، دولت بگويد تقصير مجلس است، آن يكى بگويد تقصير قوه‌ى قضائيه است؛ نه، حدود مشخص است. قانون اساسى خطوط را مشخص كرده است. وظائف همه معلوم است. رهبرى مسئوليت دارد، دولت مسئوليت دارد، مجلس مسئوليت دارد، قوه‌ى قضائيه مسئوليت دارد، نيروهاى نظامى مسئوليت دارند، دستگاه‌هاى اجرايي هر كدام مسئوليت‌هايى دارند؛ به گردن هم نيندازيم.

 اشكالات را متواضعانه بپذيريم

اشكالى به وجود مى‌آيد، متوجه رهبرى است؛ رهبرى متواضعانه قبول كند كه اين اشكال متوجه اوست و سعى كند آن را برطرف كند. اين يكى از اساسى‌ترين كارهاست.

2. از ارزش‌هاى اصولى نبايد غافل شد

كار اصلى ديگر اين است كه از ارزش‌هاى اصولى نبايد غافل شد. سرگرم مسائل فرعى و فروع نشويم، از اصول غافل بمانيم. اين هم شرح مفصلى دارد.

3. حفظ اتحاد و همدلى

حفظ اتحاد و همدلى، يكى ديگر از وظائف ماست. بارها عرض كرده‌ايم كه بين مسئولين بايد اتحاد و همدلى باشد. سه قوه و ديگران بايد با هم هم‌دل باشند، هم‌گام باشند، هم‌دست باشند؛ ولو يك جاهايى اختلاف نظرهايي دارند. اختلاف نظر اشكالى ندارد؛ اما بايستى در جهت‌گيرى‌هاى نظام و كشور و انقلاب پشت به پشت يكديگر بدهند، دست يكديگر را محكم بفشرند و به پيش بروند؛ هم اينها، هم مردم با هم، هم مردم با مسئولين. اين اتحاد و همدلى، علاج قطعى بسيارى از مشكلاتى است كه در كشور وجود دارد.

4. فريب لبخند و وعده‌هاى دروغ جبهه‌ى دشمن را نخوريم

يكى از كارهاى اصلى كه بايد انجام بدهيم و همه بايد به آن توجه داشته باشيم، اين است كه فريب لبخند دشمن و وعده‌هاى دروغ جبهه‌ى دشمن را نخوريم. در اين سى سال، تجربه هم پيدا كرده‌ايم. گاهى به روى ما لبخند زدند. اوائل گاهى بعضى از ما باور مي‌كرديم. يواش يواش فهميديم پشت صحنه چيست. فريب لبخند دشمن را، فريب وعده‌هاى دروغ دشمن را نخوريم. جبهه‌ى قدرت مادى‌اى كه امروز بر دنيا مسلط است، راحت عهد مي‌شكند. بدون هيچ دغدغه‌اى عهدشكنى مي‌كنند، زير قولشان مي‌زنند، زير حرفشان مي‌زنند، نه از خدا خجالت مي‌كشند، نه از خلق خجالت مي‌كشند، نه از طرف مذاكره خجالت مي‌كشند؛ راحت دروغ مي‌گويند!

 ماجراي نامه رييس جمهور آمريكا

من نمونه‌هاى زنده دارم ـ كه حالا در اينجا جاى بحثش نيست؛ شايد آن وقتى كه لازم باشد، عرض بكنم ـ همين اظهاراتى كه آمريكايي‌ها كردند، رئيس جمهور آمريكا كرد؛ نامه‌اى كه به ما نوشت، جوابى كه ما داديم؛ بعد عكس‌العمل و اقدامى كه آنها با مضمون آن نامه‌ها كردند. اينها يك روزى در اختيار افكار عمومى دنيا ـ آن وقتى كه لازم باشد ـ قرار خواهد گرفت؛ خواهند ديد كه اينها چه جورى‌اند، حرفشان چقدر اهميت و ارزش دارد، وعده‌شان چقدر ارزش دارد. بنابراين يكى از كارهاى اساسى ما اين است كه فريب لبخند و وعده‌ى دروغ اينها را نخوريم.

5. پرهيز از تنبلى و كم‌كارى

 يكى هم پرهيز از تنبلى و كم‌كارى است. كسالت، كم‌كارى و تنبلى، يك انسان را، يك خانواده را، يك كشور و يك ملت را تباه مي‌كند. همه بايد كار كنند؛ كار جهادى. اين كه ما امسال گفتيم جهاد اقتصادى، يعنى تحرك اقتصادى بايد جهادگونه باشد. خب، اين راجع به مسائل انقلاب.

 حرف زياد است، اما وقت كم است؛ به آن مسائل بعدى هم بايد برسم.

مسائل منطقه و جهان

1. سقوط چهار طاغوت خطرناكِ خبيث در منطقه

اما مسائل منطقه و جهان. در اين يك سالى كه بين دهه‌ى فجر گذشته و امسال هست، ملت‌هاى منطقه در به زير كشيدن چهار طاغوت موفق شدند؛ اين خيلى مهم است. براى اينكه يك ملتى يكى از اين طاغوت‌ها را به زير بكشد، تلاش‌هاى زيادى لازم است. در اين سالى كه فاصله‌ى بين آن دهه‌ى فجر و اين دهه‌ى فجر است، چهار طاغوت خطرناكِ خبيثِ اين منطقه به زير كشيده شدند؛ اين خيلى حادثه‌ى مهمى است.

2. در تونس و مصر، مردم به اسلام رأى دادند

يك حادثه‌ى مهم ديگر اين است كه در تونس و مصر، مردم به اسلام رأى دادند. در مصر حدود هفتاد و پنج درصدِ مردم رفتند پاى صندوق‌هاى رأى و به گروه‌هاى اسلامى رأى دادند؛ در تونس هم شبيه همين؛ اينها خيلى مهم است. اين معنايش اين است كه همه‌ى تلاشى كه آمريكايي‌ها و غربى‌ها و دستگاه‌هاى تبليغاتى و هاليوود و غيره و غيره از لج جمهورى اسلامى در اين سال‌ها انجام دادند براى اينكه اسلام‌هراسى كنند و حكومت اسلامى هراسى كنند، نقش بر آب شده است؛ مردم طرفدار اسلامند.

 3. ضعف و انزواى رژيم صهيونيستى / اين غده‌ى سرطانى بايد قطع بشود و قطع خواهد شد

يكى از آثار اين حركتها، ضعف و انزواى رژيم صهيونيستى است؛ كه اين هم خيلى مهم است. چون رژيم صهيونيستى در اين منطقه حقيقتاً غده‌ى سرطانى است و بايد قطع بشود و قطع خواهد شد، بنابراين بر اثر اين حركت‌ها دچار ضعف و انزواى بيشتر از هميشه شد. جوانان فلسطينى نشاط پيدا كردند، اميد پيدا كردند، به مبارزات خودشان و آينده‌ى خودشان اميدوار شدند. ملتها اميدوار شدند.

 
البته در بين اين ملتها، ملت بحرين از همه مظلوم‌ترند؛ چون متأسفانه مورد سكوت و بايكوت همه‌ى رسانه‌هاى دنيا قرار دارند. در هيچ منطق انسانى و جهانى، درخواست آنها مردود نيست، بلكه درخواست بحقى است، ليكن مظلوم واقع شده‌اند؛ بكلى اينها را از دائره‌ى تبليغ و ترويج خارج كرده‌اند، بلكه عليه آنها مرتباً تبليغ مي‌كنند. البته اثر هم ندارد. آن ملت هم به توفيق الهى پيروز خواهد شد.

4. ما در قضاياى ضديت با اسرائيل دخالت كرديم / اگر در بحرين دخالت مي‌كرديم، اوضاع در بحرين جور ديگرى مي‌شد!

من همين جا به اين مناسبت، اين جمله را عرض بكنم: حكام بحرين ادعا كردند كه ايران در قضاياى بحرين دخالت ميكند. اين دروغ است. نه، ما دخالت نمي‌كنيم. ما آنجايي كه دخالت كنيم، صريح ميگوئيم. ما در قضاياى ضديت با اسرائيل دخالت كرديم؛ نتيجه‌اش هم پيروزى جنگ سى و سه روزه و پيروزى جنگ بيست و دو روزه بود. بعد از اين هم هر جا هر ملتى، هر گروهى با رژيم صهيونيستى مبارزه كند، مقابله كند، ما پشت سرش هستيم و كمكش مي‌كنيم و هيچ ابايي هم از گفتن اين حرف نداريم. اين حقيقت و واقعيت است. اما اينكه حالا حاكم جزيره‌ى بحرين بيايد بگويد ايران در قضاياى بحرين دخالت ميكند، نه، اين حرف درستى نيست؛ حرف خلاف واقعى است. ما اگر در بحرين دخالت ميكرديم، اوضاع در بحرين جور ديگرى مي‌شد!

 5. آمريكا دچار ضعف شده است

در جهان هم اوضاع، اوضاع غريبى است. آمريكا دچار ضعف شده است ـ هم ضعف اقتصادى و مالى، هم ضعف سياسى ـ اين هم يك واقعيتى است. آمريكا در سياست خاورميانه‌اى خودش شكست خورد، در قضيه‌ى فلسطين شكست خورد، در قضيه‌ى عراق شكست خورد. آمريكايي‌ها مي‌خواستند عراق را مستقيماً خودشان اداره كنند، نتوانستند ـ ملت عراق ايستاد و نگذاشت ـ خواستند دولتى دست‌نشانده بياورند، نتوانستند؛ خواستند با كاپيتولاسيون بمانند، دولت و ملت عراق اجازه ندادند. امروز دولت عراق يك دولت مردمى است، ملت عراق يك ملت زنده و بيدار است؛ و همين موجب شد كه آمريكايي‌ها بدون هيچ دستاوردى، آنچه كه مي‌خواستند، نشد، از عراق خارج بشوند. البته دخالت‌هاى نفتى دارند، دخالت‌هاى امنيتى دارند؛ كه لابد ملت و دولت عراق ان‌شاءاللَّه در آينده براى آن هم فكرى خواهند كرد.

در قضاياى داخلى هم - كه آمريكايي‌ها سعى ميكنند اين را پنهان كنند ـ آمريكا دچار ضعف است. نمي‌خواهند اقرار كنند كه دچار ضعفند. اوباما در سخنرانى چند روز پيش در كنگره، كمترين اشاره‌اى به اين نكرد كه ملت آمريكا بيش از چهار ماه است كه توى خيابان‌هايند! توى اين هواى سرد، در سرتاسر آمريكا، در ايالت‌هاى مختلف، اين همه مردم بيايند توى خيابان‌ها بايستند، در مقابل فشار پليس و ضربه‌هاى سخت پليس ايستادگى كنند، اين قابل اشاره كردن نبود؟! اصلاً اشاره‌اى نكردند. مي‌خواهند پنهان كنند. اين هم حقوق بشرشان است.

 6. اروپا هم دچار ضعف است

اروپا هم همين جور است. اروپا هم دچار ضعف است. غير از مسائل اقتصادى و مالى و پولى ـ كه اينها ضعفهاى عجيبى است و مردم را خشمگين كرده است ـ از لحاظ سياسى هم اروپا امروز دچار ضعف است.

من براى شما يك مثال بزنم. دولت فرانسه در دوران ژنرال دوگل كه رئيس جمهور فرانسه بود، اجازه نداد كه انگليس وارد اتحاديه‌ى اروپا بشود. چرا؟ گفتند انگليس وابسته‌ى به آمريكاست؛ نوع ارتباطات انگليس و آمريكا، اتحاديه‌ى اروپا را از استقلال مى‌اندازد. دوگل نگذاشت كه انگليس وارد اتحاديه‌ى اروپا شود، به خاطر ارتباط و اتصال و وابستگى به آمريكا. اين مربوط به آن روز فرانسه است. اين آقايي كه امروز در فرانسه سر كار است، حرفهاى آمريكا را رله ميكند؛ همان حرفهايي را كه آنها مي‌خواهند، آنچه كه در دل آنهاست، تكرار مي‌كند؛ شده تابع محض! خب، اين ضعف است. كار اروپا به اينجا رسيده است. اين فرانسه است؛ كشورهاى ديگر اروپايي هم به طريق اولى‌ همين طورند. اين ضعف اين دستگاه‌هاست.

تحريم‌ها به نفع ماست

امروز غربى‌ها در مسائل اقتصادى دچار ضعفند، در مسائل سياسى دچار ضعفند، در تصميمات بين‌المللى دچار ضعفند؛ از جمله همين تصميم به تحريم ما. اينها خواستند در واقع جمهورى اسلامى را، ملت ايران را به خاطر اسلام مجازات كنند. تهديد كردند: تحريم‌هاى فلج‌كننده، تحريم‌هاى دردآور! هى گفتند، گفتند. اين تحريم‌ها از دو جهت به نفع ماست:

 اولاً وقتى ما تحريم بشويم، به استعداد و ظرفيت داخلى رو مى‌آوريم، از داخل رشد مي‌كنيم؛ همچنان كه در اين سى سال اين مسئله اتفاق افتاده است. اگر در زمينه‌ى سلاح تحريم نمي‌شديم، امروز اين پيشرفتهاى عجيب را نداشتيم؛ اگر در قضيه‌ى اتمى، اينها نيروگاه بوشهر را خودشان ساخته بودند، ما در غنى‌سازى پيشرفت نمي‌كرديم؛ اگر درهاى علم را به روى ما نبسته بودند، ما در سلول‌هاى بنيادى و هوافضا و فرستادن ماهواره به آسمان، به اينجاها نمي‌رسيديم. پس هرچه ما را تحريم مي‌كنند، ما به ظرفيت داخلى خودمان متوجه مي‌شويم و رو مى‌آوريم و اين ظرفيت و استعداد روزبه‌روز مثل چشمه‌ى جوشانى شكوفا مي‌شود. پس اين تحريم به نفع ماست.

جهت دومى كه اين تحريمها به نفع ماست، اين است كه اينها همين طور مرتباً در تبليغاتشان مي‌گويند ما اين تحريم‌ها را مي‌خواهيم بر ايران اعمال كنيم تا ايران را وادار به عقب‌نشينى كنيم؛ حالا مثلاً در قضيه‌ى هسته‌اى. پس همه‌ى دنيا فهميدند كه اين تحريم‌ها براى فشار بر ايران، براى عقب‌نشينى در قضيه‌ى هسته‌اى و قضاياى ديگر است. خب، وقتى ما عقب‌نشينى نكرديم، چه اتفاقى مى‌افتد؟ اين تحريم‌ها براى اين است كه ايران را وادار به عقب‌نشينى كنند، ايران هم كه عقب‌نشينى نخواهد كرد؛ نتيجه اين مي‌شود كه هيبت غرب و هيبت تهديدهاى غرب در چشم اين ملت‌هاى منطقه كه قيام كردند، مي‌شكند و عزت ملت ايران و قدرت ملت ايران در چشم اينها زياد مي‌شود؛ و اين به نفع ماست. بنابراين، اين تحريم‌ها براى ضربه زدن به ماست، اما از اين دو جهتى كه عرض كردم، در واقع خدمت به ماست.

 بايد منتظر دنياى جديدى بود

اين وضع اروپاست. اروپا دچار مشكلات لاينحل اقتصادى است. مردم در اروپا خشمگينند، به مسائل اقتصادى معترضند. من قبلاً هم اين را گفته‌ام؛ آن روزى كه ملت‌هاى اروپا بدانند كه اين وضعيت ضعفى كه دچارش شده‌اند، به خاطر دخالت آمريكا و دخالت شبكه‌ى صهيونيستى جهانى است، اين اعتراض‌هاى به خاطر اهداف اقتصادى، تبديل خواهد شد به يك نهضت عظيم اجتماعى؛ آن وقت است كه ديگر بايد منتظر دنياى جديدى بود و دنياى جديدى به وجود خواهد آمد.

 تهديد به جنگ، به ضرر آمريكاست

يك جمله هم راجع به اين تهديدهاى آمريكا عرض بكنيم. مرتباً تهديد مي‌كنند؛ تهديد به اين زبان: همه‌ى گزينه‌ها روى ميز است! يعنى حتّى گزينه‌ى جنگ. اين، تهديد به جنگ است با اين زبان. خب، اين تهديد به جنگ، به ضرر آمريكاست؛ خود جنگ، ده برابر به ضرر آمريكاست. چرا اين تهديدها به ضرر آمريكاست؟ به خاطر اينكه خود اين تهديدها نشان‌دهنده‌ى عجز آمريكا از مقابله‌ى منطقى و مقابله‌ى گفتمانى است؛ يك گفتمانى در مقابل گفتمان جمهورى اسلامى ندارند؛ نمي‌توانند در ميدان مقابله‌ى فكرى و منطقى، براى خودشان غلبه‌اى ايجاد كنند؛ مجبور مي‌شوند توسل به زور و تشبث به زور بكنند. اين معنايش اين است كه آمريكا جز زور، هيچ منطقى ندارد؛ جز خونريزى، هيچ راهى براى پيشبرد خود ندارد. اين، اعتبار آمريكا را بيش از آنچه كه تاكنون شكسته است، در چشم ملت‌ها و در چشم ملت خودش خواهد شكست؛ اين همان چيزى است كه سرنوشت رژيم‌ها را معين مي‌كند. آن رژيمى، آن نظامى كه اعتبارش در چشم مردم خودش بشكند، سرنوشتش معلوم است؛ مثل رژيم شوروى سابق. اتفاقاً بعضى از صاحب‌نظران غربى همين چند روز قبل گفتند كه امروز وضع آمريكا و غرب شبيه وضع شوروى سابق در سالهاى اواخر دهه‌ى 80 ميلادى است كه منجر به سقوط شد. يعنى وقتى يك رژيمى، يك نظامى از لحاظ گفتمان، از لحاظ منطق، در چشم مردم خودش ساقط بشود، ديگر اميدى به بقاى اين رژيم نيست. لذا هرچه تهديد كنند، به ضررشان است.

 ما هم تهديدهايي داريم كه در وقت خودش اعمال خواهد شد

البته آنها و ديگران بدانند ـ مي‌دانند هم ـ كه ما هم در برابر تهديد به جنگ و تهديد به تحريم نفتى، تهديدهايي داريم كه در وقت خودش، آن وقتى كه لازم باشد، ان‌شاءاللَّه اعمال خواهد شد.

چند جمله درباره‌ي انتخابات

درباره‌ى انتخابات هم من چند جمله‌اى عرض بكنم.

 هرچه صندوق‌هاى رأى شلوغ‌تر باشد، اعتبار كشور بالا خواهد رفت

برادران و خواهران عزيز! ملت عزيز ايران!

انتخابات مصونيت‌بخش به كشور است. آن چيزى كه هيبت اين ملت را حفظ مي‌كند، قدرت معنوى او را به رخ دشمنان مي‌كشاند و آنها را از تعرض منع مي‌كند و مي‌ترساند، حضور مردمى است؛ كه يكى از مظاهرش همين انتخابات است، يكى از مظاهرش هم همين بيست و دوى بهمنى است كه شما در مقابل داريد. هرچه حضور پررنگ‌تر باشد، اعتبار و ارزش ملى بالاتر خواهد رفت. انتخابات هم همين جور است. هرچه صندوق‌هاى رأى شلوغ‌تر باشد، گسترش شركت مردم بيشتر باشد، اعتبار كشور بالا خواهد رفت، مصونيت كشور بيشتر خواهد شد. مشاركت مردم مي‌تواند آينده‌ى كشور را تأمين و تضمين كند.

يك مجلس صالح، سالم و قوى مي‌تواند حتّى بر عملكرد نيروهاى مسلح اثر بگذارد

يك مجلس صالح و سالم و قوى ميتواند بر عملكرد همه‌ى دستگاه‌هاى كشور اثر بگذارد؛ بر عملكرد دولت، بر عملكرد قوه‌ى قضائيه، حتّى بر عملكرد نيروهاى مسلح مي‌تواند اثر بگذارد. مجلس قوى، مجلس صالح، مجلس سالم، يك چنين وضعى دارد. خب، اين مجلس را كى ميتواند تشكيل بدهد، جز مردم؟ دشمن اين را نمي‌خواهد.

 نبايد القاء بحران كرد / كشورِ آرام و ملتِ قوى، بانشاط است

الان دو سه ماه است بوق‌هاى تبليغاتى دشمن دارند تلاش مي‌كنند كه مردم را نااميد و مأيوس كنند تا در انتخابات شركت نكنند؛ بعضى هم در داخل بدون اينكه بفهمند چه كار دارند مي‌كنند، متأسفانه با آنها هم‌صدا مي‌شوند! آنها مغرضند، اينها غافلند.

مسائل كوچك را نبايد بزرگ كرد. نبايد القاء بحران كرد. سعى مي‌كنند با هزار وسيله اثبات كنند كه در ايران بحران هست. چه بحرانى؟ كدام بحران؟ كشورِ آرام، ملتِ قوى، بانشاط؛ اين همه كار از سوى دستگاه‌هاى گوناگون، از سوى آحاد مردم در اين كشور دارد انجام مي‌گيرد. به توفيق پروردگار، امنيت كامل برقرار است. دستگاه‌ها با همديگر همكارى داشته باشند. اگر همكارى بكنند، كارها خيلى بهتر هم خواهد شد. دشمن اين را نمي‌خواهد.

رقابت انتخاباتي سالم، بدون تهمت‌زنى و بدگويي باشد

آنچه در انتخابات لازم است، رقابت سالم است؛ رقابتِ بدون تهمت‌زنى و بدگويي به يكديگر است. فضاى انتخابات بايد سالم باشد. مردم اگر خودشان نامزدهاى انتخاباتى را مي‌شناسند، طبق تشخيص خودشان حتماً عمل كنند؛ اگر نمي‌شناسند، از افراد بصير و متدين در گزينش‌هاى انتخاباتى استفاده كنند.

از اول انقلاب تا امروز؛ هرگز عدم سلامت در انتخابات وجود نداشته است

مجريان انتخابات در اجراى درست انتخابات، دقت كامل را به كار ببرند. اينها چيزهايي است كه ميتواند يك انتخابات خوب را براى كشور به ارمغان بياورد. اين سى و دو سه انتخاباتى كه از اول انقلاب تا امروز داشتيم، خوشبختانه همه‌ى اينها سالم بوده. البته در همه‌ى اينها كسانى معترض بوده‌اند، اعتراض‌ها رسيدگى هم شده، احياناً تخلفات بوده است، اما هرگز عدم سلامت در انتخابات وجود نداشته است. بعد از اين هم بايد همين جور باشد.

سه نكته درباره احراز صلاحيت‌ها

من دو سه جمله راجع به اين مسئله‌ى صلاحيتها عرض بكنم. شوراى محترم نگهبان صلاحيت‌هاى افرادى را احراز مي‌كند، بعضى را هم احراز نمي‌كند. من اينجا سه تا نكته عرض بكنم:

 1. شوراى نگهبان موظف است صلاحيت‌ها را احراز كند

نكته‌ى اول اين است كه شوراى نگهبان از لحاظ قانونى موظف است صلاحيتها را احراز كند؛ بايد تشخيص بدهد، بايد برسد به اين كه اين صلاحيت وجود دارد.

 سطح صلاحيت‌ها را آنقدر بالا نبرند كه يك عده‌ى معدودى ته آن بمانند

البته توصيه‌ى هميشگى ما اين بوده است كه سطح صلاحيت‌ها را آنقدر بالا نبرند كه يك عده‌ى معدودى ته آن بمانند. آنچه كه موجب صلاحيت است، يك قدرى سطح آن را باسماحت‌تر نگاه كنند.

2. وقتى يك مقام مسئول قانونىِ مورد اعتماد تصميمى گرفت، بايد تسليم باشيم

نكته‌ى دوم اين كه بعضى‌ها به اين نظارت‌هاى شوراى نگهبان و عوامل نظارتى معترضند. ممكن است اعتراضشان بجا و واقعاً درست هم باشد؛ منتها توجه كنيم كه وقتى يك مقام مسئول قانونىِ مورد اعتماد تصميمى گرفت، ما تسليم باشيم. همه‌مان بايد تبعيت كنيم. مثلاً مجلس يك قانونى را مي‌گذراند؛ ممكن است من به آن قانون اعتراض داشته باشم، بگويم اين قانون معيوب است؛ اما قانون است، بايد بر طبقش عمل كنم. وقتى يك مقام مسئولى كه مورد اعتماد هم هست ـ مثل شوراى نگهبان ـ تصميمى گرفت، بايستى تسليم آن شد، بايد تبعيت كرد.

3. كساني كه رد صلاحيت مي‌شوند، لزوماً آدم‌هاى بى‌صلاحيتى نيستند / ممكن است مقامى كه او را رد صلاحيت كرده، اشتباه كرده باشد

نكته‌ى سوم: اين را من اعلام مي‌كنم، همه‌ى افراد بدانند؛ اينهايي كه رد صلاحيت مي‌شوند، لزوماً آدمهاى بى‌صلاحيتى نيستند. اينجور خيال نشود كه حالا چون فلانى در انتخابات رد صلاحيت شد، پس ديگر بكلى از صلاحيت ساقط است؛ نه، طبق قانون، در انتخابات نمي‌تواند به عنوان نامزد شركت كند، اما ممكن است مقامى كه او را رد صلاحيت كرده، اشتباه كرده باشد. ممكن است براى اين كار صلاحيت نداشته باشد، اما صلاحيت‌هاى فراوان ديگرى داشته باشد. اينجور نباشد كه اگر كسى رد صلاحيت شد، اين معنايش اين باشد كه او ديگر از هستى ساقط شد؛ نه، صلاحيت‌هاى گوناگون ديگرى وجود دارد.

 از توطئه‌ى دشمن در كار انتخابات غافل نشويد

آخرين مطلب در باب انتخابات اين كه: مسئولان از توطئه‌ى دشمن در كار انتخابات غافل نشوند. آن كسانى هم كه در انتخابات رأى نمى‌آورند، مواظب باشند آن كلاهى كه بر سر رأى‌نياوردگان سال 88 رفت، بر سر آنها نرود؛ فريب نخورند. همه‌ى نامزدهاى انتخابات و همه‌ى هوادارانشان، خودشان را در مقابل توطئه‌ى احتمالى دشمن مسئول امنيت بدانند. انتخابات را متهم نكنند؛ كسى آب به آسياب دشمن نريزد؛ در تبليغات، القاء فضاى اختلاف و نااميدى نشود، تا ان‌شاءاللَّه انتخابات خوبى داشته باشيم.

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

والعصر. انّ الانسان لفى خسر. الا الّذين ءامنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر


1) ابراهيم: 24
2) شرح نهج‌البلاغه، ج 20، ص 319
3) آل عمران: 164
4) بندگان خدا پرهیزگار، و دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید.

مطالب مرتبط
Bookmark and Share
ایمیل مستقیم: info@salmanpress.ir
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: