کد خبر: ۳۰۳۳
تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۳:۴۷
نگاهی به بُعد ادبی شخصیت آیت‌الله حائری شیرازی(ره)
جواد محدثی

مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی(ره) علاوه ‌بر بُعد اخلاقی، تفسیری، فقهی، اقتصادی، سیاسی و مدیریتی، در عرصه ادبیات و شعر و هنر هم خبره بود و اطلاعات وسیع و کاربردی داشت. در این زمینه نکاتی را یاد می‌کنم:

1. تمثیل، یکی از روش‌های بیان معارف دینی و اخلاقی و تربیتی است؛ چه در قالب شعر باشد؛ مثل تمثیل‌های مولانا در مثنوی؛ چه در قالب داستان باشد؛ چه در قالب بیانِ معمولی و ارشادی و وعظ و خطابه و تدریس. استاد حائری در استفاده از تمثیل برای بیان مقصود خود، بسیار ماهر و نافذ و اثرگذار بود. کتابِ «تمثیلات» یا «پندها و مثل‌ها» که من هم نقشی در تدوین و ویرایش آن‌ها داشتم، برگرفته از تمثیلاتی است که ایشان در سخنرانی‌ها، خطبه‌های نماز جمعه و سخنان دیگر داشته‌اند. ذهن خلاق وی، از هر مسئله پیش‌‌ِپاافتاده و معمولی، نکته‌ای تمثیلی استخراج می‌کرد.

2. شعر، یکی از زبان‌های نافذ و مؤثر در القای مطالب و تأثیرگذاری بر مخاطبین است. ایشان شعرشناس بود و تأثیر زبان شعر را به‌خوبی می‌دانست و به‌خصوص روی اشعار حکیمانه سعدی بسیار عنایت داشت و تأکید می‌کرد که اشعار سعدی خیلی مطرح شود؛ چون بسیاری از آن‌ها همان حکمت‌ها و معارف قرآنی و حدیثی است که با زبان شعر بيان شده است. در اين باره، هم سخنرانی عمومی و هم در دیدار خصوصی شاعران مهمان با وی، نکات ارزنده‌ای بیان فرمود. از جمله این‌‌که مردم به اشعار شاعران استناد می‌کنند و آن را حجت می‌شمرند و در زندگی روزمره به آن‌ها استشهاد می‌کنند. این، هم وظیفه شاعران را سنگین و حساس می‌کند و هم نشان‌دهنده بُرد و تأثیر زبان شعر است و اگر نکته‌ای در اشعار آمده باشد، گویا فصل‌‌الخطاب است. ايشان خاطر‌ه‌ای را از دوران کودکی خود چنين نقل می‌کرد:

بچه بودم؛ در خانواده ما برای برگزاری مراسمی بحث بود که فلان وسیله را (مثلاً فرش یا دیگ،...) از همسایه‌ها و آشنایان به امانت بگیریم، یا با آنچه خودمان داریم، مراسم را برگزار کنیم. خیلی صحبت شد. آخرالامر آن‌چه قضیه را فیصله داد و بحث را ختم کرد، شعری بود که والده ما از سعدی خواند و آن این بود:

کهن‌‌جامه خویش پیراستن             به از جامه عاریت خواستن

و همین شعر، فصل‌الخطاب شد و بنا شد که به آنچه داریم، بسازیم و دست‌طلب پیش دیگران نگشاییم. این تأثیر شعری است که به زبان مردم گفته شده باشد و با آنان ارتباط برقرار کند.

3. شعرشناسی ایشان، از مباحث «شرح حافظ» که در جلسات حافظیه شیراز برگزار می‌شد و مدتی فیلم آن از تلویزیون پخش می‌شد نیز روشن می‌شود. گاهی نکات و ظرایفی از اشعار حافظ بیان می‌کرد که کمتر شنیده شده بود و از برداشت‌ها و ابتکارات خود ایشان بود. پس می‌توان او را یک «حافظ‌شناس» قوی هم به شمار آورد.

4. طبع شعر و قدرت سرودن اشعار ناب، از ویژگی‌های دیگر ایشان در بعد ادبی بود. گرچه استاد به شاعری معروف نبود، ولی شعر هم می‌گفت. یک بار که خدمتشان رسیده بودم، به تناسب این‌‌که می‌دانست من هم کم‌‌وبیش اهل شعر و ادبیات هستم، یک شعر بلند و عاطفی و زیبایی را که درباره مادر بزرگوارشان یا خطاب به مادرشان در زندان سروده بود، برایم خواند. دریغا که نسخه‌ای از آن ندارم.

5. هم به سعدی و هم به حافظ بسیار علاقه داشت و از اشعار آنان زیاد استفاده می‌کرد و حافظه خوب و محفوظات شعری فراوانی هم داشت و نگاه تحلیلی و مقایسه‌ای هم به این دو شاعر جهانی داشت. می‌فرمود: «سعدی از اساتیدش شنیده بود؛ ولی حافظ یافته بود و در اشعار حافظ، این ادعا که نکات و معارف را یافته‌ام، زیاد به چشم می‌خورد.» چنا‌ن‌‌که اشاره شد، روی شعرهای حکیمانه، آموزنده و تعلیمی و تربیتی سعدی بسیار تاکید داشت. از شاعران مختلف هم شعر بسیار حفظ بود و به‌موقع از آنها استفاده می‌کرد.

پیش از تابستان که تفسیر سوره یوسف می‌گفت و من هم توفیق حضور داشتم، به مناسبت آیه

«أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ»

که سخن حضرت یوسف به هم‌زندانی خود بود، نقل کرد:

در دوران پهلوی‌ها وقتی علی‌‌اصغر حکمت (وزیر آموزش و پرورش دوره شاه) و عَلَم، استاندار خراسان از مدرسه‌ای بازدید می‌کردند که به نام «ابن‌‌یمین فریومدی» بود و می‌خواستند افتتاح کنند، استاندار و وزیر سرکلاس بچه‌ها رفتند و با بچه‌ها صحبت کردند. پرسیدند: مدرسه چرا به نام ابن‌‌یمین است؟ بچه‌ها گفتند: او شاعری بوده و خواسته‌‌اند نامش زنده بماند. حکمت پرسید: کسی از شما شعری از ابن‌‌‌یمین می‌داند؟ یکی گفت آری و چنین خواند:

اگر دو گاو به دست آوری و مزرعه‌ای              یکی امیر و یکی را وزیر کنی

و گر کفاف معاشت نمی‌دهد این کار             روی و نان شبی از جهود وام کنی

هزار مرتبه بهتر که صبحگاه پگاه                               کمر ببندی و بر چون خود سلام کنی

عَلَم، شوکت‌‌الدوله و امیر بود و علی‌‌اصغر حکمت هم وزیر بود. شوکت‌‌الدوله گفت: من خودم را به‌‌جا آوردم؛ تا امیر نظرش چه باشد!

6. ذهنیت عمومی خیلی از روشنفکران و دانشگاهیان این بوده و هست که ادبیات و شعر، خاص دانشگاهیان است و تصور این‌که حوزویان هم اهل شعر و ادب و ذوق باشند، از آنان دور است. در چنین شرایطی وقتی ببینند که یک روحانی، به ادبیات و اشعار تسلط دارد و به‌‌جا از شعر استفاده می‌کند و دقیق تفسیر و تحلیل می‌کند و خودش هم شعر می‌گوید و محفوظات شعری‌اش هم فراوان است، حالت اعجاب و شگفتی خواهد داشت. مرحوم آیت‌الله حائری از این‌گونه نادره‌مردان ادیب بود. اگر تسلط به زبان‌های خارجی را هم در مقوله ادبیات قرار دهیم و این‌‌که آن مرحوم به زبان انگلیسی و برخی زبان‌های دیگر تسلط داشت و به آن زبان سخنرانی می‌کرد و مناظراتی داشت، بُعد دیگری از ادب و هنر وی را نشان می‌دهد.

7. سخن را با نوشته‌ای از حضرت ایشان به پايان می‌برم که هم بُعد تمثیلی دارد و هم در مورد تشویق شاعرانی است که در آغاز خلاقیت شعری‌اند:

اگر شاعری در ابتدای امر، شعری می‌سراید، این مثل چاهی است که ابتدا که به آب می‌رسد، هیچ‌‌‌کس انتظار ندارد لیوان آبی که برای اولین بار از آن می‌کشند، قابل خوردن باشد. نه حتی لیوان اول، حتی در یک روز اول هم که آب می‌کشند، گل‌آلوده است. با این حساب نباید چاه را بدین جهت مهر و موم کنند که آبش گل‌آلوده است؛ بلکه باید آن‌قدر از آن آب بکشند تا زلال شود؛ لذا اگر شاعری یک کلمه از شعرش کم باشد یا قافیه شعرش کمبود داشته باشد، باید او را ترغیب و تشویق نمود و مجال باروری و رشد به او داد و بعد ترویج کرد. در هر خلاقیتی، چنین وصفی هست که اگر استقبال مردم نباشد، رکود آن قهری است... بچه اگر از پستان مادرش نمکد، شیر جریان پیدا نمی‌کند. وقتی شعر شاعری را گوش نگیرند و به آن توجه نکنند تا بخوانند و در حافظه بسپارند، شاعر احساس می‌کند که چیزی در او نیست که به درد مردم بخورد. ولی اگر مطلبش را بگیرند و در خاطر بسپارند و او را تشویق کنند، احساس می‌کند که دارد کار اساسی و یک خدمت می‌کند؛ لذا بیشتر تولید می‌کند.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

منبع: دوماهنامه خُلُق
Bookmark and Share
ایمیل مستقیم: info@salmanpress.ir
برچسب ها: جواد محدثی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: