کد خبر: ۳۰۳۱
تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۳:۲۳
مروری کوتاه بر اساتید و دوستان معنوی آیت‌‌الله حائری شیرازی(ره)
مصطفی مشهدی











اشاره

آیت‌‌الله حائری شیرازی(قدس‌سره) در دوران نوجوانی و جوانی، به تأثیر از تربیت عرفانی پدر و سپس برخی از عرفای بزرگ، به سیر و سلوک عرفانی مشغول بوده و عارفی کتوم و اهل راز بود. ما در این نوشتار بر آنیم تا به معرفی اجمالی اساتید و دوستان ایشان در زمینه اخلاق و عرفان و چگونگی آشنایی و استفاده‌‌های سلوکی ایشان بپردازیم.

1. حضرت امام خمینی(قدس‌سره)

آیت‌‌الله حائری شیرازی(ره) درباره آشنایی با جلسات اخلاقی امام خمینی(قدس‌سره) فرمودند:

امام در جلسه‌‌های درسشان هم معمولا روز اول و آخر درس را به موعظه اختصاص می‌‌دادند. موعظه‌‌های ایشان هم با دیگران فرق داشت. برای مثال: در جلسه موعظه وقتی امام عادی هم صحبت می‌‌کردند، فضلا چنان اشک می‌‌ریختند که سینه‌‌شان از اشک خیس می‌‌شد. در واقع، مطالب عادی موعظه امام هم انسان را منقلب می‌‌کرد و به او حالت غش دست می‌‌داد. چنین وقایعی شاید سالی سه یا چهار بار پیش می‌‌آمد. آشنایی من هم با امام خمینی(قدس‌سره) از یکی از همین جلسه‌‌های اخلاقی شروع شد.[1]

2. آیت‌‌الله حاج شیخ عبدالحسین حائری شیرازی(ره)

آیت‌‌الله حائری شیرازی(قدس‌سره)‌ از کودکی تحت تأثیر تربیت عرفانی والد معظم خود قرار گرفت. ایشان در این باره می‌‌فرمودند:

پدرم در ماه رمضان یک ختم قرآن را با بچه‌‌ها می‌‌خواندند. یک گوشه حیاط منزلمان هشتی بود .این طرفش سایه بود و کنار درخت نارنج فرش می‌‌انداختند. پدرم به جای منبر، بر پله فرش می‌‌انداختند و آن‌جا می‌‌نشستند و قرآن می‌‌خواندند. هر کدام از بچه‌‌ها یک حزب و یک صفحه می‌‌خواندند. پدرم غلطشان را می‌‌گرفت و اصلاح می‌‌کرد و با هم روزی یک جزء می‌‌خواندند.به تناسب هم قصه حضرت ابراهیم، قصه حضرت داود،حضرت ایوب،حضرت یوسف؟عهم؟ که پیش می‌‌آمد، بیان می‌‌کرد. وقتی این قصص وحالاتشان را بیان می‌‌کرد، بی‌‌اختیار اشک بر روی محاسنشان می‌‌آمد.[2]

آیت‌‌الله حائری شیرازی درباره دستورالعملی که آیت‌‌الله حاج شیخ محمد بهاری همدانی(ره) به پدر ایشان دادند، فرمودند:

پدرم همیشه از قبل از اذان صبح تا بعد از آفتاب تعقیبات نمازش طول می‌‌کشید. روزی برادرم پرسید: شما این روحیات و تهجد و برنامه مستمر عبادی را از کدام استاد اخلاق دارید؟ فرمود: چهارده ساله بودم که در کربلا مشغول تحصیل و طلبه بودم. روزی دیدم شیخ محترمی ‌‌آمد جلوی حجره‌‌ام و از من آفتابه خواست. من او را شیخ منور و فوق‌‌العاده‌‌‌ای دیدم. به حساب آن روحانیت او را احترام کردم و رفتم آفتابه را از حوض برای او آب کردم و گذاشتم در دستشویی. بعد او آمد جلوی حجره تا وضو بگیرد. دستورالعمل‌هایی که الان اجرا می‌‌کنم را او آن روز به من داد و اینها همه از دستورات آن شیخ است. یکی از آنها این بود که می‌‌گفت: نخواب، مگر این‌که محاسبه کار‌‌های روزت را کرده باشی. شاید بیدار نشدی! پدرم مقید بود که قبل از خواب، در بسترش می‌‌نشست و کارهای روزش را محاسبه می‌‌کرد و اگر جایی چیزی یادش می‌‌آمد، استغفار می‌‌کرد و اگر خدماتی بود، شکر می‌‌کرد. این ویژگی و برنامه را من در برادرم هم دیدم. برادرم مقید بود وقتی می‌‌خواست بخوابد، مدت‌ها در بسترش برای محاسبه می‌‌نشست رو به قبله و سرش را به پایین می‌‌انداخت؛ بعد استراحت می‌‌کرد. این عملش بود. همان چیزی که من در بچگی از پدرم دیدم، این بود که ایشان «سریع البکاء» بود.

زمانی که پدرم این را می‌‌گفت، 74 ساله بود؛ یعنی شصت سال بود که این دستورات پدر، من را گرم نگه داشته بود! استاد این‌‌طوری است. ربع ساعت او برای شصت سال انسان کافی است. آن‌‌هایی هم که از پیغمبر ما؟ص؟ استفاده کردند، گاهی با یک ربع ساعت عوض شدند. برای بعضی‌‌ها گاهی یک دیدار امام صادق؟ع؟برای همیشه‌‌شان بس بود.

اگر طرف قابل باشد، همان ربع ساعت متحولش می‌‌کند. مسئله پدرم نیز همین بود. با حجت باطنه‌‌‌اش خوب برخورد کرده بود. وقتی به استاد اخلاق رسید، با ربع ساعت، بارش را بسته بود. من همیشه توصیه می‌‌کنم شما رابطه‌‌‌تان را با حجت باطنه درست کنید. آن مسئله خودش حل می‌‌شود.[3]

3. آیت‌‌الله حاج سید عبدالکریم کشمیری(قدس‌سره)

یکی دیگر از مشایخ عرفانی آیت‌‌الله حائری شیرازی(قدس‌سره) آیت‌‌الله سید عبدالکریم کشمیری(ره) است. مرحوم حائری در اولین جلسه اخلاق خود در مدرسه فیضیه، از استاد خود آیت‌‌الله کشمیری با عظمت و تجلیل یاد کردند. معظم‌‌‌له می‌‌فرمودند که آقای کشمیری به من فرمود:

شیراز نرو و قم بمان! مرا از رفتن به شیراز نهی کردند؛ ولی از آن‌جا که حکم نمایندگی امام آمد، [بنا به وظیفه] به شیراز رفتم.

در کتاب «ناگفته‌‌های عارفان» به نقل از مرحوم آقای حاج شیخ هادی مروی(ره) و در ضمن خاطرات ارتحال مرحوم آیت‌‌الله کشمیری(ره) آمده است:

پس از آن من آمدم قبرستان بقیع و دیدم ایشان را غسل داده‌‌اند. ایشان را آوردیم حرم مطهر و حضرت آیت‌‌الله بهجت حفظه‌‌الله بر ایشان نماز خواندند. جمعیت خیلی زیاد بود. جنازه ایشان را به سختی بردیم و داخل قبر گذاشتیم. حضرت آیت‌‌الله حائری شیرازی تشریف آوردند. آقای حائری شیرازی به سختی خود را به قبر رساندند و فرمودند: من می‌‌خواهم داخل قبر بروم. ایشان داخل قبر شدند و با آیت‌‌الله کشمیری وداع کردند و تمام لباس‌‌های‌شان را به خاک قبر آغشته کردند. حتی عمامه‌‌‌شان را به خاک‌‌های زردرنگ قبر آغشته کردند و سپس از قبر بیرون آمدند.

هنگامی ‌‌که آمدیم خاک‌‌ها را بریزیم، یک‌‌‌دفعه دیدیم علامه حسن‌‌‌زاده آملی نیز آمدند و فرمودند: من هم می‌‌خواهم در قبر با آیت‌‌الله کشمیری وداع کنم. ایشان هم رفتند داخل قبر و مثل آیت‌‌الله حائری لباس‌‌ها و عمامه‌‌شان را به خاک قبر آغشته نمودند. پس از آن روی قبر را پوشاندیم.[4]

حضرت آیت‌‌الله حائری شیرازی بسیار شیفته مرحوم آیت‌‌الله کشمیری بودند و حقیر هرگز فراموش نمی‌‌کنم هنگام تشرف به حرم مطهر بی‌‌‌بی دو عالم حضرت فاطمه معصومه؟عها؟ همیشه بر سر مزار آیت‌‌الله کشمیری آمده و برای ایشان فاتحه می‌‌خواندند و مدتی تأمل می‌‌فرمودند؛ چه زمانی که در شیراز بودند و به قم تشریف می‌‌آوردند و چه زمانی که در قم ساکن شدند. بارها وقتی از شیراز به قم می‌‌آمدند و به حرم مشرف می‌‌شدند، اگر می‌‌خواستیم ایشان را بیابیم، کنار مزار آیت‌‌الله کشمیری می‌‌نشستند و گاهی عده‌‌‌ای هم بودند که حلقه انسی می‌‌شد. بارها شاهد بودم افرادی را برای بعضی از حوائج ارجاع می‌‌دانند که بر سر مزار آیت‌‌الله کشمیری بروند و آن‌جا حوائج خود را بخواهند.

4. آیت‌‌الحق حاج سید حسین یعقوبی قائنی

آیت‌‌الله حائری شیرازی(ره) سالها از محضر ایشان استفاده سلوکی و معنوی کردند. جناب حاج سید حسین یعقوبی در کتاب «سفینة‌الصادقین» و در ضمن بیان خاطرات خود، در مورد آیت‌‌الله حائری شیرازی می‌‌نویسد:

چه اخلاصی و چه حال خوشی داشت! انسان به حال او غبطه می‌‌خورد. محبت فی‌‌الله و دوستی کردن برای خدا چقدر لذت دارد! انسان حتی از شنیدن آن هم لذت می‌‌برد.[5]

5. عارف فرزانه حاج میرزا اسماعیل دولابی(قدس‌سره)

یکی دیگر از بزرگانی که آیت‌‌الله حائری شیرازی(قدس‌سره) در اوایل سلوک، محضر ایشان را درک کردند و بهره‌‌های معنوی بردند، مرحوم حاج میرزا اسماعیل دولابی(ره) بود؛ چنان‌‌که می‌‌فرمودند: «حاج اسماعیل دولابی، استاد عرفان تعقلی من بود و ز بان تمثیل را از ایشان دارم.» هرچند بعد‌‌ها بنا به نکاتی ایشان را رفیق خود می‌‌نامیدند و این رابطه استاد و شاگردی ایشان مربوط به اوایل سلوک بوده. ایشان آشنایی خود را با مرحوم دولابی چنین بیان می‌کردند:

در دوران دبیرستان بودم که با استادم آقای حاج محمد اسماعیل دولابی(قدس‌سره) که به شیراز آمده بود، آشنا شدم. آقای دولابی برای من برنامه‌‌های زیادی گذاشت و وقت زیادی صرف من کرد و مرا همراه خودش به دامان طبیعت می‌‌برد و با من صحبت می‌‌کرد. وقتی هم که در تهران بودم، در جلسه‌‌‌ای از ایشان گله کرده بودند که چرا شما از میان همه مستمعین، بیشتر به این جوان توجه دارید و خطابت بیشتر به اوست؛ در حالی که علما و بزرگانی در جلسه حضور دارند؟! جلسات مرحوم دولابی برای بنده خیلی تأثیر گذار بود.[6]

6. آیت‌‌الله حاج شیخ محمدتقی بهجت فومنی(قدس‌سره)

آیت‌‌الله حائری شیرازی(قدس‌سره) در مورد آغاز ارتباطشان با مرحوم آیت‌‌الله بهجت می‌فرمودند:

به آقای بهجت عرض كردم: به خودم خيلی بدبين هستم؛ آن‌قدر وضعم خراب است كه خودم را لايق اين نمی‌‌‌دانم به يك مسلمانی دستی بدهم. ایشان فرمودند: اگر با ديگرانش بود ميلي، چرا ظرف مرا بشكست ليلی؟ اگر خانه‌‌ای را بخواهند از نو بنا كنند، بايد اول خرابش كنند و بعد از نو بسازند. به من آرامش دادند و گفتند عيبی ندارد و تحمل كن.

7. علامه سید محمدحسین طباطبائی(قدس‌سره)

یکی دیگر از اساتید و مشایخ اخلاقی و عرفانی آیت‌‌الله حائری شیرازی(قدس‌سره) مرحوم علامه طباطبائی(ره) بود. درباره ایشان می‌‌فرمودند:

علامه طباطبائی استاد من بود و این ارتباط با مکاتباتی که با ایشان داشتم، شروع شد که مجموعا 13 نامه است که به وسیله آقایی به علامه می‌‌دادم. آقای طباطبائی هم نامه‌‌ها را به خط خودش که خط لرزانی بود، جواب می‌‌داد. موضوع مکاتبات درباره حجیت عقل بود. آقای طباطبائی دیداری‌‌هایی با برادرم داشتند که آن‌جا خدمتشان می‌‌رسیدم. بعدها هم جلساتی خدمت علامه رسیده و استفاده می‌‌بردم.

آیت‌‌الله حائری شیرازی همچنین می‌‌فرمودند:

خدا رحمت کند مرحوم آقای طباطبائی را؛ وقتی بین جلسات فاصله می‌‌افتاد، این شعر حافظ را می‌‌خواندند:

رشته تسبیح گر بگسست معذورم بدار دستم اندر دامن ساقیِ سیمین‌‌ساق بود[7]

8. عارف بصیر، حاج عباسعلی شاهچراغی (معروف به حاج مؤمن شیرازی)(ره)

حضرت آیت‌‌الله حائری شیرازی درباره چگونگی آشنایی خود با عارف بصیر حاج مؤمن شیرازی فرمودند:

شغل حاج مؤمن نجاری بود و گاهی اخوی ما کار‌‌های نجاری را به ایشان می‌‌سپرد که مثلا تختی درست کند یا جایی را بیاید و مرتب کند. او هم وقتی برای کارهای نجاری می‌‌آمد، گاهی با هم می‌‌نشستیم و ایشان برای من خاطراتی نقل می‌‌کرد و از داستان‌‌های عجیبی که برای خودش اتفاق افتاده بود، برایم می‌‌گفت. گاهی هم من به امامزاده پنج‌‌‌تن که بالای منصوریه است، می‌‌رفتم و آن‌جا خدمتش می‌‌رسیدم. او هم برایم صحبت می‌‌کرد. اسم او در اصل عباسعلی شاهچراغی بود؛ ولی ما به او می‌‌گفتیم حاج مؤمن. مرحوم شهید دستغیب هم در کتاب داستان‌‌های شگفت چند داستان از او نقل کرده‌‌‌اند که ایشان همه آن‌‌ها را خودش برایم نقل کرده بود.

از جمله حاج مؤمن برایم نقل می‌‌کرد: در یکی از قهوه‌‌‌خانه‌‌ها وقتی می‌‌خواستم غذا بخورم، یکی از اولیاء‌‌الله که همراهم بود، یک لقمه غذا را برداشت و آن را در مشت خود فشار داد و چلاند و گفت: دیدم از آن دارد خون می‌‌چکد! حاج مؤمن می‌‌گفت: این ظاهرش این‌‌طوری است؛ یعنی غذایی که نتیجه ظلم باشد، درونش و باطنش چنین است.

فوق‌‌‌العادگی حاج مؤمن در بصیرت ایشان بود. راجع به کسانی که مدعی بودند، می‌‌فرمود: این‌‌ها الوهیت دارند. عبودیت و الوهیت با هم اشتباه می‌‌شوند. وقتی خودیت انسان هنوز از او گرفته نشده و هنوز خودیتش مطرح است، نماز می‌‌خواند، عبادت هم می‌‌کند؛ اما عبودیت نیست؛ الوهیت است. ابلیس شش‌‌هزار سال نماز خوانده، اما نماز الوهیت خوانده است، نه نماز عبودیت.[8]

9. آیت‌‌الله حاج شیخ حسنعلی نجابت شیرازی(قدس‌سره)

آیت‌‌الله حائری شیرازی در شیراز، شرح عرفانی اسماء حسنای الهی را از محضر آیت‌‌الله نجابت فراگرفت و ایشان را صاحب‌‌‌نظر و اهل ظرافت می‌‌دانست و درباره ایشان می‌فرمود:

آقای آشیخ حسنعلی نجابت پیش آقای قاضی تربیت می‌‌شد. آقای قاضی گفت: باید بروی از همه کسانی که به گردنت حق دارند، عذرخواهی کنی و حلالیت بطلبی و حق خودشان را ببخشند تا بتوانی پیش من بیایی. گفت: آقا یک بنده خدایی را موقعی که درسش می‌‌دادم و معلمش بودم، کتک می‌‌زدم؛ اما برای این‌‌که تربیت بشود، از پدرش هم اجازه گرفته بودم. آقای قاضی گفت: نه، نمی‌‌شود؛ باید راضی اش کنی. تا به او نگویی و تو را نبخشد، نمی‌‌توانی بیایی. با حق‌‌‌الناس نمی‌‌شود وارد سلوک شد.[9]

آیت‌‌الله حائری شیرازی(قدس‌سره) همچنین محضر بزرگان دیگری همچون‌: آیت‌‌الله سید رضا بهاءالدینی؛ آیت‌‌الله شیخ عبدالنبی اراکی؛ حاج شیخ عبدالله نجفی بختیاری(پیاده)؛ حاج سید عبدالله فاطمی ‌‌شیرازی؟رهم؟را درک نموده و استفاده معنوی و سلوکی برده‌‌اند که تفصیل آن مجالی دیگر می‌طلبد.

منبع: دوماهنامه خُلُق


پی‌نوشت‌ها



[1]. پابه‌‌‌پای آفتاب، ج3، ص 18.

[2]. مصاحبه نویسنده با آیت‌‌الله حائری شیرازی(قدس‌سره) در تاریخ 17/7/1394.

[3]. همان.

[4]. ناگفته‌‌های عارفان، دفتر سوم، ص 92.

[5]. سفینة الصادقین، ص 667.

[6]. خرمن معرفت، ص75؛ مجله کیهان فرهنگی، شماره 207، دی‌‌‌ماه 1382.

[7]. مصاحبه نویسنده با آیت‌‌الله حائری شیرازی(قدس‌سره) در تاریخ 3/5/1389.

[8]. مصاحبه نویسنده با آیت‌‌الله حائری شیرازی(قدس‌سره) در تاریخ ۲۷ ربیع الاول ۱۴۳۷ق.

[9]. مجله پاسدار اسلام، شماره 29، خرداد ماه 1388ش؛ مصاحبه نویسنده با معظم له در تاریخ 16 محرم الحرام 1437ق.

Bookmark and Share
ایمیل مستقیم: info@salmanpress.ir
برچسب ها: مصطفی مشهدی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: