کد خبر: ۳۰۱۵
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۲۱:۳۲
تعداد نظرات: ۴ نظر
رضا صنعتی:

توضیح: متن زیر قسمتی از ویرایش دوم کتاب مشروعیت آسمانی است.

***

مخالفت با تأکید آیت‌الله هاشمی بر عدم ضرورت حذف رهبری شورایی از قانون اساسی در حالی صورت می‌گیرد که برخی از مخالفان رهبری شورایی خود از فرض‌های دیگری سخن گفته‌اند که به مراتب از وضعیت ایده‌آل حاکمیت ولی‌فقیهِ واحد، تنزل یافته‌تر است.

به عنوان نمونه آیت‌الله مصباح یزدی در تبیین نظریه‌ی سیاسی خود در یکی از سخنرانی‌های پیش از خطبه‌های نمازجمعه‌ی تهران می‌گوید:

«از دیدگاه اسلام ساختار حکومت اسلامی مراتب گوناگونی دارد، مرتبه‌ی ایده‌آل آن وقتی تحقق می‌یابد که پیامبر یا امام معصوم در رأس حکومت قرار گیرد. مرتبه‌ی نازل‌تر از آن، این است که حکومت به فقیه جامع‌الشرایطی سپرده شود که از نظر علم، تقوا و مدیریت جامعه شباهت بیشتری به امام معصوم داشته باشد. نازل‌تر از این مرتبه نیز تصور دارد ـ چنان‌که فقها آن را در کتاب‌های خود به عنوان یک فرض فقهی مطرح کرده‌اند ـ و آن این است که اگر فقیه جامع‌الشرایط یافت نشد و یا اگر فقیهی که مردم به او دسترسی دارند فاقد قدرت مدیریت جامعه است، ولایت و حکومت به عدول مؤمنین سپرده می‌شود؛ چون نمی‌توان جامعه را به حال خود رها کرد و حکومتی برای آن تشکیل نداد. پس اگر امام معصوم حضور داشت، حکومت و ولایت او نهایت مطلوب است؛ و اگر معصوم حضور نداشت، بایسته است که فقیهی که اشبه به امام معصوم است حکومت را به دست گیرد. در صورت نبود چنین فقیهی، مؤمن عادلی حکومت را به دست می‌گیرد که عدالت و تقوای او در حدی است که مردم به او اعتماد می‌کنند و به اجرای احکام از سوی او رضایت می‌دهند، گرچه علم و دانش او در حد یک فقیه نیست. البته ما امیدواریم که همواره در جامعه‌ی ما علما و بزرگانی که صلاحیت رهبری و مدیریت جامعه را دارند، وجود داشته باشد تا بار سنگین رهبری جامعه را به دوش بگیرند؛ چنانچه خداوند متعال بر ما منت نهاد و نعمت وجود امام عزیز را به ما ارزانی داشت تا به نحو شایسته جامعه‌ی ما را رهبری کند و پس از او کسی را برای ما ذخیره کرد که شاگرد و خلف صالح آن امام می‌باشد و در تقوی، زهد، بینش سیاسی، رعایت مصالح مسلمین، مدیریت و رهبری جامعه‌ی اسلامی و صفات برجسته‌ی دیگر به آن عزیز شبیه‌تر و نزدیک‌تر است.»

پرسش اساسی ما آن است که چگونه از نگاه آقایان تنزّل از ولایت «فقیه» به «مؤمنِ غیرفقیه» در شرایط خاص جایز است ولی در همان شرایط تنزّل به «شورای فقها» جایز نیست؟!  نکته‌ی دیگر آنکه چگونه دفاع از فرض «رهبری شورایی فقها» که در اولین قانون اساسی جمهوری اسلامی به امضای امام خمینی و شمار زیادی از فقهای عضو مجلس خبرگان قانون اساسی رسید، طرحی شیطانی و تضعیف جایگاه ولایت فقیه تلقی می‌شود  اما طرح «ولایت مؤمن غیرفقیه» از تریبون نماز جمعه‌ی تهران که مستلزم تغییرات گسترده در ساختارهای فقاهت محور نظام و تعریف نظمی نوین از جمله در ساماندهی تعاملات رهبر غیرفقیه با شخصیت‌ها و نهادهای فقهی‌ برای حفظ ماهیت اسلامی حکومت خواهد بود، تضعیف جایگاه «ولایت فقیه» نیست؟

***

گفتنی است کتاب مشروعیت آسمانی به بررسی مشروعیت ولایت فقیه در اندیشه آیت الله هاشمی رفسنجانی و مطابقت آن با روایت مخالفان ایشان پرداخته است که در 168 صفحه از سوی انتشارات سلمان فارسی با قیمت 7500 تومان منتشر گردیده که هم اکنون در نمایشگاه کتاب تهران در غرفه این ناشر در راهروی 3 غرفه 30 قابل خریداری است.

لینک خرید اینترنتی hashemirafsanjani.ir/shop

تلفن خرید تلفنی (با پست رایگان)  02122821139

پخش ققنوس                           02166408640

پخش فرهنگ                           02166482150

Bookmark and Share
ایمیل مستقیم: info@salmanpress.ir
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
انتشار یافته: ۴
چاپ نظرات
بهشتی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۴۳ - ۱۳۹۴/۰۳/۱۱
0
3
سلام :نظر اقای مصباح عین فتاوای وعبارات فقها است که مراتب حکومت را بیان می کنند ولی شورای فقها در هیچ کتاب فقهی مطرح نشده است ویک نظر جدید است والبته محترم وقابل بحث ولی عجیب استفاده نادرست از دو نظر فقهی برای مقاصد جناحی است که کار بسیار زشتی است مگر بیان یک نظر فقهی به معنای تضعیف ولایت است که طلبه جوان اقای صنعتی در صدد اثبات ان است
رضا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۲۸ - ۱۳۹۴/۰۳/۲۸
0
0
با سلام خدمت حضرت آیت الله هاشمی صرف نظر از اردات به محضر ایشان ،صرف نظر از اینکه عده ای قبلا نظر دیگری داشته و الان رنگ عوض کرده اند اگه اداره مملکت شورایی بود قطعا بهتر از الان بود چرا که حکومت اسلامی در زمان معصوم تفاوت بسیاری با جمهوری اسلامی دارد .بر اساس قانون قیم و سر پرست برای دو فرد جایز لازم است 1-صغیر2-محجور در حالی که ملت ایران نه همه صغیرن و نه محجور . درحالی که مردم عاقلند و در علوم مختلف صاحب نظرند چرا ما باید قایل به این باشیم که یک نفر برای همه مسایل اهم از سیاسی ،اقتصادی،فرهنگی،دینی،پزشکی،هنری و غیره تصمیم بگیرد وخلاف فرمایش ایشان حرام و فرد ضد خدا باشد معقول نیست.
ولی اینکه برای اجرای احکام اسلامی نیاز به رهبری هست امری معقول است.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۶ - ۱۳۹۴/۰۳/۳۰
0
0
مباحث نظری با مباحث اجرایی وقانونی فرق دارد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۲۶ - ۱۳۹۴/۰۴/۲۱
0
0
جناب بهشتی
1. لطفا نام چند فقیه که به حکومت غیرفقیه در صورت عدم وجود فقیه (با رعایت سلسله مراتب) فتوا داده اند را همراه با نام کتاب ذکر کنید. این درخواست را جهت بهره مندی از نتایج مطالعات احتمالی شما مطرح میکنم.
2. بحث ولایت فقیه یک بحث فقهی صرف نیست بلکه از دو بعد فقهی و کلامی برخوردار است.
3. هم سخن آیت الله مصباح و هم سخن آیت الله هاشمی در فرض عدم وجود فقیه است. به عبارت دیگر هر دو ولایت فقیه واحد مقتدر را بر فرض های دیگر ترجیح می دهند. اختلاف تنها در صورت عدم وجود فقیه مقتدر واحد است.
4. اشکال نویسنده به سخن آیت الله مصباح بیان یک اولویت است. بدین معنا که وقتی شما فرض رهبری غیرفقیه را می پذیرید به طریق اولی می بایست شورای فقها را نیز بپذیرید. چرا که مفاسد آن کمتر از رهبری غیرفقیهی است که ساختارهای فقاهت محور نظام را دگرگون می کند.
طبیعی است که شورای فقها نیز یک وضعیت گذار است و با پیدا شدن فقیه واحد مقتدر شورا به رهبری فردی تبدیل خواهد شد.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظرسنجی
نظر شما درباره نسبت اكثريت جوانان با دين در جامعه‌ي ما چيست؟
در حال دين‌گريزي
پيوند قوي با دين
غيرقابل ارزيابي
گرايش به دين
ضديت با دين
غفلت از دين
بي‌تفاوتي