کد خبر: ۳۰۰۷
تاریخ انتشار: ۲۴ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۹:۳۴
من نمی‌دانم منظور از «آقازاده‌ها» چیست. «آقازاده‌ها» یک عنوان کلّی است. یعنی فرزندان علما؟ فرزندان مسؤولان؟ یا فرزندان هر آقایی؟ بالاخره هر آقایی، فرزندش آقازاده است. آقازاده و غیر آقازاده ندارد؛ باید جلوِ همه را بگیرند و می‌گیرند؛ این‌طور نیست که کسی ملاحظه کسی را بکند. البته گاهی شایعه و حرف و گپ هم درست می‌کنند؛ همه آنها را باور نکنید؛ خیلی از آنها درست نیست.

موضوع آقازاده‌ها و طرح اتهامات متعدد علیه آنها در سال‌های اخیر گسترش قابل توجهی یافته است. به حدی که در فضای رسانه‌ها و در میان گروه‌ها و جناح‌‌های سیاسی از آن به عنوان ابزاری برنده جهت تسویه حساب‌های شخصی و گروهی، بهره‌برداری به عمل می‌آید. این در حالی است که استفاده‌ی ابزاری از این موضوع علاوه بر حرمت شدید شرعی، صدمات غیرقابل جبرانی به حیثیت نظام اسلامی نیز وارد ‌خواهد آورد.

 

طرح ابزاری این موضوع از یک سو باعث می‌شود که تصورات غلطی در ذهن بخشی از مردم ـ به‌خصوص جوانان ـ نسبت به سلامت نظام اسلامی شکل بگیرد و از سوی دیگر زمانی که طرح این اتهامات به حدی رسید که رسیدگی قضایی به آنها لازم و ضروری شد، اگر در نهایت حکم صادره به تبرئه‌ی متهم منجر شود نظام اسلامی و دستگاه قضایی به مماشات و سازش با وی متهم خواهند شد و اگر در نهایت حکم صادره علیه متهم باشد دستگاه قضایی به تأثیرپذیری از فضای رسانه در صدور حکم متهم خواهد شد. به هر حال در هر دو صورت نظام اسلامی و دستگاه قضایی متهم نهایی خواهند بود.

 

توجه به این واقعیت غیرقابل انکار سبب شده است تا مقام معظم رهبری همواره افراد و جناح‌های سیاسی را از سوءظن و اتهام‌زنی به یکدیگر برحذر داشته، دستگاه قضایی را تنها مرجع صالح برای طرح و بررسی این اتهامات معرفی کنند.

 

در ادامه به بازخوانی گزیده‌ای از مجموعه مواضع رهبری در این موضوع می‌پردازیم.

 

خیلی از شایعات درباره‌ي آقازاده‌ها درست نیست

«من نمی‌دانم منظور از «آقازاده‌ها» چیست. «آقازاده‌ها» یک عنوان کلّی است. یعنی فرزندان علما؟ فرزندان مسؤولان؟ یا فرزندان هر آقایی؟ بالاخره هر آقایی، فرزندش آقازاده است. آقازاده و غیر آقازاده ندارد؛ باید جلوِ همه را بگیرند و می‌گیرند؛ این‌طور نیست که کسی ملاحظه کسی را بکند. البته گاهی شایعه و حرف و گپ هم درست میکنند؛ همه آنها را باور نکنید؛ خیلی از آنها درست نیست.»

(جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی، 22 اردیبهشت 1382)

 

امنيت حيثيتي در جامعه‏‌ي اسلامي مسأله‏‌ي مهمي است

«در جامعه‏ي اسلامي، حيثيت افراد نبايد مورد تلاعبِ دست افرادي قرار بگيرد كه هيچ احساس مسئوليتي نمي‏كنند. دستگاه‏ها بايد برخورد كنند. آبروي افراد را بردن، اتهام به افراد وارد كردن، اشخاص را بدون دليل ـ از مسئول و غيرمسئول ـ زير سئوال بردن، درباره‏ي آنها شايعه ايجاد كردن، چيزي است بر خلاف احكام اسلامي؛ بر خلاف شرع اسلامي است؛ بر خلاف رويه‏ي اسلامي است. فرض بفرماييد به يك نفر تهمت سوءاستفاده‏ي مالي بزنند، كه تا او بيايد ثابت بكند چنين چيزي نبوده، زمان زيادي صرف خواهد شد. اين چيزها؛ امنيت حيثيتي در جامعه‏ي اسلامي، امنيت آبرويي، مسأله‏ي مهمي است و بايد به آن توجه بشود. قوه‏ي قضاييه در اين زمينه و در استقرار اين امنيت نقش دارد. در همه جا نقش قوه‏ي قضاييه اين است كه با متخلف، برابر قانون برخورد كند. كسي كه تخلف كرد، بر حسب قانون، متخلف سر جاي خود نشانده شود، كه اينها همه در ساخت نظام اسلامي و در زندگي صحيح و در رسيدن به اهداف جمهوري اسلامي نقش‏هاي بسيار مهمي دارند.»

(ديدار رييس و مسئولان قوه‌ي قضاييه، 7 تير 1386)

 

گفتمان عدالت خواهی را فریاد کنید؛ اما مصداق‌سازی نکنید

«شما می‌گوئید که ما شعار عدالت می‌دهیم؛ دانشجو را می‌گیرند، اما آن کسی را که به عدالت صدمه زده، نمی‌گیرند. قوه‌ی قضائیه چنین، یا دستگاه مسئول چنان. خوب، اینجا شما باید زرنگی کنید؛ یک لحظه از درخواست و مطالبه‌ی عدالت کوتاهی نکنید؛ این شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همین است که عدالت را بخواهد. پشتوانه‌ی این فکر هم با همه‌ی وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست. البته تخلفاتی هم ممکن است انجام بگیرد؛ شما زرنگی‌تان این باشد: گفتمان عدالت خواهی را فریاد کنید؛ اما انتقاد شخصی و مصداق‌سازی نکنید. وقتی شما روی یک مصداق تکیه می‌کنید، اولاً احتمال دارد اشتباه کرده باشید؛ من می‌بینم دیگر. من مواردی را مشاهده می‌کنم - نه در دانشگاه، در گروه‌های اجتماعی گوناگون - که روی یک مصداق خاصی تکیه می‌کنند؛ یا به‌عنوان فساد، یا به عنوان کج‌روی سیاسی، یا به‌عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جریان اطلاع دارم و می‌بینم اینجوری نیست و آن کسی که این حرف را زده، از قضیه اطلاع نداشته است. بنابراین وقتی شما روی شخص و مصداق تکیه می‌کنید، هم احتمال اشتباه هست، هم وسیله‌ای به دست می‌دهید برای این‌که آن زرنگ قانوندانِ قانون شکن - که من گفته‌ام قانوندان‌های قانون شکن خطرناکند - بتواند علیه شما استفاده کند. شما از دادستان چه گله‌ای می‌توانید بکنید؟ اگر یک نفری به‌عنوان مفتری یک شخصی را معرفی کند و بگوید آقا او این افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضی این نیست که برود دنبال ماهیت قضیه. اگر این افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‌ی قانونی آن قاضی را ملزم به انجام یک کاری می‌کند؛ لذا نمی‌توانیم از او گله کنیم. شما زرنگی کنید، شما اسم نیاورید، شما روی مصداق تکیه نکنید؛ شما پرچم را بلند کنید. وقتی پرچم را بلند کردید، آن کسی که مجری است، آن کسی که در محیط اجراء می‌خواهد کار انجام دهد، همه حساب کار خودشان را می‌کنند. آن کسی هم که فریاد مربوط به محتوای این پرچم را بلند کرده، احساس دلگرمی می‌کند و کار پیش خواهد رفت.»

(دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های شیراز، 14 اردیبهشت 1387)

قبل از اثبات جرم در مجاری قانونی، نمي‌شود اتهامی را رسانه‌اي كرد

«در مورد بستگان و كسان، هر كس هر ادعايي دارد، بايستي در مجاري قانوني خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نمي‌شود اينها را رسانه‌اي كرد. اگر چيزي اثبات بشود، فرقي بين آحاد جامعه نيست؛ اما اثبات نشده، نمي‌شود اينها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد. وقتي اين‌جور حرف‌ها مطرح مي‌شود، تلقي‌هاي نادرست در جامعه به وجود مي‌آيد، جوان‌ها چيز ديگري خيال مي‌كنند، چيز ديگري مي‌فهمند... در مورد مبارزه‏ي با فساد مالي، موضع نظام يك موضع روشني است. در زمينه‏ي مسائل مربوط به عدالت اجتماعي، موضع نظام يك موضع روشني است. با فساد بايد در هر نقطه‏اي که هست، مبارزه كرد. من مي‌خواهم اين را عرض بكنم: ما مدعي نيستيم در نظام ما فساد مالي و اقتصادي وجود ندارد؛ چرا، اگر وجود نداشت که بنده آن نامه‏ي هشت ماده‏اي را چند سال قبل خطاب به رؤساي محترم سه قوه نمي‌نوشتم و اين‌قدر روي آن تأكيد نمي‌كردم. چرا، هست؛ اما مي‌خواهم اين را بگويم: نظام جمهوري اسلامي، همين امروز يكي از سالم‌ترين نظام‌هاي سياسي و اجتماعي در دنياست. اين‌كه ما بياييم به استناد گزارش فلان مرجع صهيونيستي، نظام را و كشور را متهم كنيم به فساد، اين مطلقاً درست نيست. اين هم که ما اشخاص را، مسئولين را بي‏جهت در زمينه‏ي فساد زير سؤال ببريم، اين هم درست نيست.»

(خطبه‌های نمازجمعه تهران، 29 خرداد 1388)

 

قرينه و شاهدِ متفرق نمي‌تواند جرمي را عليه كسي اثبات كند

«يك بخش مهمي توي بيانات چند نفر از دوستانمان بود که اشاره داشت به مجرماني که پشت پرده‏ي حوادث اخير حضور داشتند، و اين‌كه چرا اينها محاكمه نمي‌شوند، چرا مجازات نمي‌شوند، چرا با اينها برخورد نمي‌شود. من به شما عرض بكنم؛ در قضايايي به اين اهميت، با حدس و گمان و شايعه و اين چيزها نمي‌شود حركت كرد. ما اين انقلاب و اين نظام عظيم را محصول مجاهدت يك ملت بزرگ و فداكاري‏هاي عظيم جواناني مي‌دانيم که چه در دوره‏ي انقلاب، چه در دوره‏ي دفاع مقدس، چه بعد از آن تا امروز فداكاري كردند؛ مثل خود شماها، که در صحنه‏هاي مختلف حضور داريد و گاهي كارهاي بزرگي انجام مي‌گيرد. نمي‌توانيم تداوم اين نظام را و حركت كلي اين نظام را در سطحي که تصميم‏گيري كلان رهبري در او لازم است، به حدس و گمان و اين چيزها مبتني كنيم. اين را شما بدانيد، هيچ‌گونه اغماضي از جرم و جنايت وجود نخواهد داشت؛ منتها ما ـ يا من يا شما، فرق نمي‌كند؛ چه شما که دانشجو هستيد و زبانتان باز است و راحت حرف مي‌زنيد، چه من که يك مجموعه‏اي از تجربه و سال‌هاي متمادي كاركرد در ميدان را با خودم همراه دارم؛ در اين جهت با هم فرقي نداريم ـ نمي‌توانيم حكم كنيم که بايد دستگاه قضا اينجور قضاوت كند؛ نه، دستگاه قضا بايد نگاه كند، اگر دلايلي براي مجرميت كسي، چه در زمينه‏ي سياسي، چه در زمينه‏ي اقتصادي، چه در زمينه‏ي مفاسد گوناگون پيدا كرد، بر طبق او حكم كند. اين شايعاتي که شما شنيده‏ايد، بنده هم خيلي از اين شايعات را مي‌شنوم؛ ممكن است بسياري از اين شايعات مطابق واقع هم باشد و انسان شواهد و قرايني هم برايش داشته باشد؛ اما قرينه و شاهدِ متفرق نمي‌تواند جرمي را عليه كسي اثبات كند؛ به اين نكته توجه داشته باشيد. لذا اينجور نيست که فرض كنيم يك مجرم قطعي پشت پرده‏اي وجود دارد که دستگاه بنا دارد از جرم او به يك دليلي بگذرد. اين يك نكته. نكته‏ي ديگري در كنار اين هست: كارهايي که نظام در سطح كلان با جنبه‏ي شمولي که بعضي از مسائل دارد، انجام مي‌دهد، بايستي با ملاحظه‏ي همه‏ي جوانب باشد؛ يك بعدي نمي‌شود به مسايل نگاه كرد. فكر مي‌كنم اگر شما با اين ملاحظات نگاه كنيد، آنچه که تاكنون انجام گرفته و آنچه در آينده انجام خواهد گرفت، هر ذهن باانصافي را قانع خواهد كرد.»

(دیدار با جمعی از دانشجویان؛ 4 شهريور 88)

 اعترافات متهمان درباره‌ی ديگران مسموع و حجت نیست

«به اخلاق خودمان هم برسيم؛ به اخلاق خودمان هم برسيم. اخلاق اهميتش از عمل هم بيشتر است. فضاي جامعه را فضاي برادري مهرباني حسن ظن قرار بدهيم. من هيچ موافق نيستم با اين‌كه فضاي جامعه را فضاي سوءظن و فضاي بدگماني قرار بدهيم. اين عادات را از خودمان بايد دور كنيم. اين‌كه متأسفانه باب شده كه روزنامه و رسانه و دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي گوناگون ارتباطي‌ ـ كه امروز روزبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌روز هم بيشتر و گسترده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر و پيچيده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر مي‌شود ـ روشي را در پيش گرفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند براي متهم كردن يكديگر، اين چيز خوبي نيست؛ اين چيز خوبي نيست، دل ما را تاريك مي‌كند، فضاي زندگي ما را ظلماني مي‌كند. هيچ منافات ندارد كه گنه‌كار تاوان گناه خودش را ببيند، اما فضا، فضاي اشاعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي گناه نباشد؛ تهمت زدن، ديگران را متهم كردن به شايعات به خيالات همين جا من اين را هم بگويم: اين‌كه در دادگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها ـ كه در تلويزيون هم پخش مي‌شد ـ از قول يك متهمي چيزي راجع به يك كس ديگري گفته مي‌شود، من اين را بگويم كه اين، شرعاً حجيت ندارد. بله، متهم هرچه درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي خود در دادگاه بگويد، اين حجّت است. اين‌كه بگويند در دادگاه درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي خودش اگر اعترافي كرد، حجّت نيست، اين حرف مهملي است، حرف بي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارزشي است؛ نه! هر اقراري، هر اعترافي، شرعاً، عرفاً و در نزد عقلا در يك دادگاه در مقابل دوربين، در مقابل بينندگان ميليوني كه متهم عليه خود بكند، اين اعتراف مسموع است، مقبول است، نافذ است؛ اما عليه ديگري بخواهد اعترافي كند، نه! مسموع نيست. فضا را نبايد از تهمت و از گمان سوء پر كرد. قرآن كريم مي‌فرمايد: لوْ لا إِذْ سمِعْتُمُوهُ ظنَّ المُؤْمِنُونَ وَ المُؤْمِنَات بِأَنفُسِهِمْ خَيراً...؛ وقتي مي‌شنويد كه يكي را متهم مي‌كنند، چرا به همديگر حسن ظن نداريد؟ تكليف دستگاه اجرايي و قضايي به جاي خود محفوظ است. دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي اجرايي بايد مجرم را تعقيب كنند، دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي قضايي بايد مجرم را محكوم و مجازات كنند؛ با همان روشي كه ثابت مي‌شود و در قوانين اسلامي و قوانين عرفي ما هست و هيچ هم در اين زمينه نبايد كوتاه بيايند؛ اما مجازات مجرم كه از طرق قانوني جرم او ثابت شده است، غير از اين است كه به گمان، به خيال، به تهمت، يكي را متهم كنيم، بدنام كنيم، توي جامعه دهن به دهن بگردانيم. اين‌كه نمي‌شود. اين فضا، فضاي درستي نيست.»

(خطبه‌های نماز عید فطر، 29 شهریور 1388)

 تا وقتى جرمى ثابت نشده است، نباید کسى را حتی در معرض اتهام قرار داد

«بعضى اوقات انسان مى‌بیند روى قوه‌ى قضائیه فشار مى‌آورند که آقا افشاء کنید. نه آقا، هیچ لزومى ندارد افشاء کردن. در موارد خاصى، بله، شارع مقدس مشخصاً و معیناً خواسته است که مردم مجازات را ببینند، یا مجازات شونده را بشناسند؛ اینها موارد خاصى است، مال همه جا نیست. بخصوص وقتى که در فضاى جامعه روحیه‌ى تعمیم وجود دارد که یک چیزى را به غیر مورد خودش تعمیم می‌دهند، اینجا انسان خیلى باید احتیاط کند. تا وقتى جرمى ثابت نشده است، قطعاً نبایستى کسى را در معرض قرار داد؛ در معرض اتهام هم نباید قرار داد؛ چون وقتى گفتید متهم است، افکار عمومى تفکیک نمی‌کند بین متهمى که هیچ گناهى نکرده است، با آن کسى که شواهدى بر گناه او وجود دارد. حتّى بعد از اثبات جرم هم چه لزومى دارد؟ عرض کردم، مگر یک موارد خاص؛ «و لیشهد عذابهما طائفة من المؤمنین» چند موردِ اینجورى داریم. حتّى اگر چنانچه فرض کنیم یک نفرى جرمى هم کرده است، این جرم در دادگاه صالح اثبات هم شده است، این شخص به مجازات محکوم هم شده است ـ فرض کنید رفته زندان ـ چه لزومى دارد ما اسم او را در روزنامه‌ها منتشر کنیم تا بچه‌ى این آدم که دارد مدرسه می‌رود، دیگر رویش نشود مدرسه برود؟ چه اشکال دارد که این مدتِ زندانش را بگذراند، بیاید بیرون، خودش و خانواده‌اش زندگى عادى‌شان را ادامه دهند؟ خب، جرمى کرد، مجازات شد، تمام شد دیگر. باید حتماً آبروریزى بشود؟ این از نکات بسیار مهمى است.»

(دیدار با مسئولان قوه قضاییه، 6 تیر 1390)

 

حتّى پس از اثبات جرم، اصل نباید بر افشاى آن باشد

«یکى از دوستان اشاره کردند که امیرالمؤمنین در فرمان خود به مالک اشتر فرموده‌اند که آدم‌هاى سوءاستفاده‌جو را رسوا کنید؛ شما گفته‌اید که افشاء نکنید. امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) نفرمودند موردى را که اثبات نشده، افشاء کنید. هیچ وقت چنین چیزى در بیان امیرالمؤمنین نیست، و این قطعاً از اسلام نیست. ما چطور چیزى را که اثبات نشده، به صرف اتهام، افشاء کنیم؟ ممکن است اینقدر حجم اتهام زیاد و وسیع باشد که یک عده‌اى به چشم یک امر قطعى و واقعى به آن نگاه کنند، اما هیچ پشتوانه‌ى استدلالى نداشته باشد، جائى ثابت نشده باشد. ما هیچ حجتى نداریم که این را بگوئیم. حتّى من در همان جلسه‌اى که اشاره کردند، از این بالاتر را گفتم. من گفتم حتّى جرمى که ثابت شد، اصل نباید بر افشاى آن جرم باشد. بالاخره یک مجرمى است، یک غلطى کرده، مجازات هم می‌شود؛ خانواده‌ى او، فرزندان او، پدر و مادر او گناهى نکرده‌اند؛ ما چرا بیخود اینها را رسوا کنیم؟ مگر آنجایى که خود نفس افشاء کردن، یک مصلحت بزرگى داشته باشد. بله، یک جایى هست که نفس افشاگرى در یک مسئله‌ى ثابت‌شده، مصلحتى دارد؛ آنجا ایرادى ندارد. این، منطق ماست. هیچ چیزى هم نه از امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) و نه از هیچ‌یک از ائمه‌ى هدى (علیهم‌السّلام) برخلاف این وجود ندارد. ما واقعاً حق نداریم افراد را به صرف گمان، متهم کنیم، مشهور کنیم؛ واقعاً جایز نیست؛ نه در سایت، نه در روزنامه، نه در تریبون‌هاى گوناگون. حیثیت افراد را باید حفظ کرد.

(دیدار جمعی از دانشجویان، 19 مرداد 1390)

 

چیزی درباره‌ی آقازاده‌های فرهنگی نشنیده‌ام

«به چند مطلبی که دوستان بیان کردند، اشاره میکنم. راجع به آن مسئله‌ی اَشرافیت فرهنگی و آقازاده‌های فرهنگی که آن دختر عزیزمان گفتند، من در این زمینه واقعاً چیزی نشنیده‌ام. با اینکه تصور خودم این است که در مسائل گوناگون گزارش‌های متنوعی را می‌شنوم، اما این برای من خیلی حرف تازه‌ای بود. ایشان گفتند مصادیقی هم در اختیار دارند. حتماً به من منعکس بشود، یعنی گزارش بنویسید. واقعاً اگر چنین چیزی هست، خیلی بد است. من چیز قابل توجهی در این زمینه نشنیده‌ام. البته ممکن است پسر یا دخترِ فلان مسئول توی دبیرستان یا توی دانشگاه پُز بدهد که من مثلاً پسر فلانی‌ام، اما این به صورت یک فرآیند تربیتی دربیاید، تأثیراتی بگذارد بر روی گزینش، بر روی سوادِ بیشتر پیدا کردن و چه و چه، خیلی چیز بدی است. اگر چنین پدیده‌ای وجود داشته باشد، باید جلویش را گرفت. من از خانمی که این مطلب را بیان کردند، می‌خواهم که این موارد را بنویسند و برای من ذکر کنند.»

 (جمعی از نخبگان و برگزیدگان علمی، 13 مهر 1390)

مطالب مرتبط
Bookmark and Share
ایمیل مستقیم: info@salmanpress.ir
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: