کد خبر: ۲۹۵۳
تاریخ انتشار: ۱۸ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۴:۰۴
پاسخ انتشارات سلمان فارسي به جوابيه‌ي خبرنامه دانشجويان ايران:
خبرنامه دانشجويان ايران در تاريخ 12 خرداد ماه نقدي بر جوابيه‌ي اين انتشارات به يادداشت «هاشمي 88، اسير در افراط و تفريط» منتشر كرد. از آنجا كه اين خبرنامه در پايان جوابيه‌ي خود از فضاي تبادل نظر استقبال كرده است، انتظار مي‌رود پاسخ دوم انتشارات درباره‌ي جوايه‌ي خود را نيز منتشر كند.

خبرنامه دانشجویان ایران در تاریخ 12 خرداد ماه نقدی بر جوابیه‌ی این انتشارات به یادداشت «هاشمی 88، اسیر در افراط و تفریط» منتشر کرد. از آنجا که این خبرنامه در پایان جوابیه‌ی خود از فضای تبادل نظر استقبال کرده است، انتظار می‌رود پاسخ دوم انتشارات درباره‌ی جوایه‌ی خود را نیز منتشر کند.

***

پيش از بيان هر نكته‌اي بر اين مسأله تأكيد مي‌شود كه اين جوابيه‌هاي تنها ناظر به مطالبي از يادداشت و نقد خبرنامه‌ي دانشجويان مي‌باشد كه مربوط به كتاب «هاشمي در سال 88» است. بديهي است كه اين انتشارات در مقام پاسخ‌گويي به انتقادات خبرنامه‌ي مذكور از مواضع آيت الله هاشمي رفسنجاني نيست.

1. روش انتشارات سلمان فارسي (به عنوان يك شخصيت حقوقي) بر پاسخ‌گويي محترمانه به برخي انتقادات نادرست نسبت به آثار منتشر شده توسط خود بوده است؛ اين پاسخ‌ها كه محصول فكر جمعي است مسبوق به سابقه بوده است. به عنوان نمونه مي‌توانيد به پاسخ اين انتشارات به مصاحبه‌ي خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) با يكي از نويسندگان محترم درباره‌ي كتاب «باران و بوران» ديگر اثر منتشر شده از سوي اين انتشارات رجوع كنيد: http://www.ibna.ir/vdcf1xdyvw6djca.igiw.html

2. جالب است كه خبرنامه‌ي دانشجويان ايران از اينكه نويسنده‌ي كتاب به يادداشت آن سايت پاسخ نداده‌ است گلايه مي‌كند اما خود به جاي جناب احمدپور پاسخ جوابيه‌ي اين انتشارات را مي‌دهد!

3. در قسمتي از جوابيه‌ي خبرنامه‌ي دانشجويان در پاسخ به اين اشكال كه چرا نويسنده‌ي محترم آن سايت قبل از مطالعه‌ي كتاب به نقد آن روي آورده، آمده است: «برای نقد کتابی در سطح کتاب حاضر، از جانب منتقدی که در عرصه خبرنگاری مشغول فعالیت است نکته ناخوانده یا مجهولی وجود ندارد. تنها لازمه نقد چنین کتابی توسط جامعه خبرنگاری، مطالعه نحوه آرایش آن و چگونگی استفاده از رد و تاییدهای مربوط به آن مواضع است.»

ذكر اين عبارات در مقام توجيه عدم مطالعه‌ي كتاب (قبل از نقد آن)، استدلالي عجيب و تصريح به آن دون شأن افرادي منتسب به جامعه‌ي دانشجويي كشور است. اين همان چيزي است كه در مجامع علمي و اخلاقي از آن به غرور علمي تعبير ‌شده، خود عامل سقوط علمي و اخلاقي خواهد بود.

بررسي آرشيو بسياري از سايت‌ها و خبرگزاري‌ها با گرايش‌هاي مختلف نيز نشان مي‌دهد، علي‌رغم آنكه بسياري از آنها در سال 88 فعال بوده‌اند اما تنها به بازتاب بخشي از مواضع آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در سال 88 پرداخته‌اند. طبيعي است كه در اين شرايط در صورت مطالعه‌ي دقيق كتاب بسياري از مطالب آن براي بسياري خوانندگان محترم از جمله خبرنگاران، جديد باشد.

به عنوان مثال در هر دو مطلبي كه در خبرنامه‌ي دانشجويان درباره‌ي اين كتاب منتشر شده، اين پرسش به نوعي مطرح شده است كه چرا هاشمي در سال 88 از خدشه بر اعتماد بخشي از مردم سخن راند؟ در حالي كه اگر ناقدين محترم به خبرنگار بودن خود اكتفا نكرده، متن كتاب را به صورت كامل مطالعه مي‌كردند، پاسخ هاشمي به اين پرسش را در صفحات 235-236 از ويرايش اول همين كتاب مي‌يافتند. اين‌كه اين پاسخ صحيح و قانع كننده است يا نه محل بحث نيست. محل بحث اين است كه هر كتاب و سخني را ابتدا مي‌بايست خواند و فهم كرد آنگاه به نقد آن روي آورد.

4. نكته‌ي مهم ديگري كه نياز به پاسخ‌گويي دارد، اين ادعاي خبرنامه‌ي دانشجويان ايران است كه «هيچ گزارش تاريخي بدون اعمال نظر شخصي مورخ ثبت نمي‌شود»

1ـ4. اين عبارت با اطلاقي كه دارد، بزرگ‌ترين اعتراف به جهت‌دار بودن گزارش‌هاي آن خبرنامه‌ي محترم است چرا كه گزارش‌هاي يك رسانه درباره‌ي موضوعاتي كه جنبه‌ي سياسي دارند نيز نوعي گزارش نويسي تاريخي محسوب مي‌شود.

2ـ4. اينكه «هيچ گزارش تاريخي بدون اعمال نظر شخصي مورخ ثبت نمي‌شود» به هيچ‌وجه كليت ندارد. به عبارتي مي‌بايست ميان گزارش اخلاق‌مدارانه از يك موضوع و تحليل همان موضوع تفكيك قائل شد. اگر مورخ به اصول اخلاقي (خصوصاً رعايت صداقت و امانت در نقل) پايبند باشد، در مقام گزارش جز ثبت حقيقت نخواهد نوشت. اينكه بخشي (ولو غيراندك) از تاريخ‌نگاران به اين مسأله پايبند نبوده‌اند، سبب جعل يك اصل كلي نمي‌شود.

5. خبرنامه‌ي دانشجويان در قسمتي از نقد خود ضمن اشاره به قسمتي از مقدمه‌ي فصل اول كتاب (صفحه‌ي 27 از ويرايش نخست) ‌اشاره كرده، مي‌نويسد: «اگر به گفته ناشر محترم این کتاب صرفاً گزارش‌نویسی است... چرا در مطلع کتاب با یک تحلیل مشخص متن اثر را آغاز می کند؟» اين در حالي است كه در مطلع مورد اشاره‌ي آن سايت هيچ‌گونه تحليلي نسبت به مواضع آيت‌الله هاشمي رفسنجاني ارائه نشده است. ظاهراً نويسندگان خبرنامه توجه نداشته‌اند كه نفي تحليل مواضع هاشمي در اين كتاب مورد تأكيد است نه نفي هرگونه تحليلي!

6. بخشي از نقد خبرنامه‌ي دانشجويان به پاسخ انتشارات، تكرار حرف‌هايي است كه در پاسخ قبل به آنها پرداخته شد اما ظاهراً تمايلي براي توجه به آنها وجود نداشته است. اينك به برخي از آن موارد مجدداً اشاره مي‌شود.

1ـ6. در قسمتي از نقد خبرنامه‌ي دانشجويان ايران بر جوابيه‌ي انتشارات آمده است: «سوالی که مطرح است و ناشر محترم به آن نپرداخته این است که "هاشمی در سال 88 " چه ارتباطی با تعریف و تمجیدهای دهه‌های 60 و 70 از وی دارد؟ اگر بنا بر این است که گزارشی در مورد هاشمی در سال 88 تهیه شود، با چه هدفی مقدمه ای مبسوط از تمجیدهای سال‌های دور از وی باید برای مخاطب چاپ شود؟ به نظر می‌رسد به لحاظ منطقی مقدمه یک اثر باید تناسب معناداری با متن داشته باشد و عنوان هاشمی در سال 88 متناسب با مقدمه‌ای است که در آن فضای سیاسی سال 88 مورد بحث قرار بگیرد نه دهه های 60 و 70.»

1ـ1ـ6. در جوابيه‌ي قبل به اين اشكال چنين پاسخ داده شد: «نويسنده در بخشي از مقدمه‌ي كتاب خود در تبيين علت انتخاب آيت الله هاشمي رفسنجاني به عنوان موضوع تحقيق خويش به ويژگي‌هايي اشاره كرده است كه از سوي امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري طي سال‌هاي 1357 تا 1389 براي شخصيت مورد بحث، ذكر شده است. اما متأسفانه ناقد محترم از اشاره‌ي نويسنده به اين ويژگي‌ها، "تحسين يك‌جانبه رفتار سياسي هاشمي در سال 88" برداشت كرده است!» به عبارت ديگر نويسنده در اين قسمت از مقدمه‌ي كتاب در حال پاسخ به اين پرسش است كه چرا از ميان شخصيت‌هاي مختلف، آيت الله هاشمي رفسنجاني را به عنوان موضوع تحقيق خود انتخاب كرده است.

2ـ1ـ6. برخلاف ادعاي خبرنامه‌ي مذكور تعابير امام و رهبري درباره‌ي شخصيت مورد بحث تنها محدود به سال‌هاي دور (دهه‌‌هاي 60 و 70) نيست بلكه تا آخر دهه‌ي 80 را نيز دربرمي‌گيرد. كه از آن جمله مي‌توان به موارد متعدد در صفحه 15 كتاب مربوط به سال 84، موارد متعدد در صفحات 12، 14و 15 مربوط به سال 88، و يك مورد از صفحه 14 مربوط به سال 89 اشاره كرد.

3ـ1ـ6. در قسمتي از نقد خبرنامه‌ي دانشجويان ايران با به‌كارگيري عباراتي عجيب خطاب به اين انتشارات آمده است: «اینکه هر شخص یا جریانی هر انتقاد نسبت به هاشمی را به معنای مخالفت با رهبری بنامد و برچسب اختلاف افکنی و ضد ولایت فقیه بودن را به منتقدان وصل نمایند، چندان در مسیر اعتدال نیست.» معلوم نيست كه كدام قسمت از متن كتاب يا جوابيه‌ي انتشارات چنين توهمي را براي برادران ما در خبرنامه‌ي دانشجويان ايجاد كرده است. وقتي مقام معظم رهبري تصريح مي‌كنند كه «اعتراض به نظرات خاص رهبري، ضديت با رهبرينيست.» (16 مرداد 1391) چگونه ممكن است كه انتقاد از هاشمي به معناي ضديت با ولايت فقيه باشد؟!

2ـ6. در قسمت ديگري از نقد خبرنامه‌ي دانشجويان ايران بر جوابيه‌ي انتشارات آمده است: «چرا ناشر، مخاطب را از تمام مواضع رهبری نسبت به هاشمی محروم می‌کند و تنها آن بخش از بیانات مقام معظم رهبری که به سود گرایش احتمالی خویش است را منتشر می‌کند؟ ناشر محترم در جوابیه خود به مسئله عدم تشریح مخالفت مقام معظم رهبری با هاشمی در نماز جمعه 29 خرداد پرداخته است، اما نقد اصلی نوشته پیشین را بی‌جواب گذاشته است. البته ظاهرا نقد یاد شده به درستی خوانده نشده زیرا در متن، ذکر شده که این موارد «تشریح» نشده است در حالی که در جوابیه ناشر این طور برداشت شده که منتقد، ذکر موارد یاد شده در کتاب را مطالعه نکرده و از این رو آدرس خطبه های نماز جمعه مقام معظم رهبری در 29 خرداد را مطرح نموده است!»

1ـ2ـ6. نويسنده در مقدمه‌ي كتاب تنها به «ويژگي‌هاي شخصيتي» آيت‌الله هاشمي رفسنجاني از نگاه امام و رهبري پرداخته است، طبيعي است كه وقتي امام و رهبري نكته‌اي منفي درباره‌ي «شخصيت ايشان» ذكر نكرده‌اند، نويسنده نيز نمي‌تواند چنين نكته‌اي را به آنها نسبت دهد.

2ـ2ـ6. در جوابيه‌ي قبل درباره «تشريح» اختلاف نظر مقام معظم رهبري و آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در برخي از مسايل صريحاً نوشته شد: «نويسنده‌ي كتاب در چند صفحه از مقدمه‌ي كتاب خود به بحث اختلاف نظر آيت‌الله هاشمي و مقام معظم رهبري پرداخته است (ر.ك: هاشمي در سال 88، چاپ اول، فروردين 1393، مقدمه‌‌ي نويسنده، ، ص 16ـ20)» چهار صفحه‌ي مورد اشاره‌ي ما در مقام «تشريح» اين اختلاف نظرهاست. اين جداي از ذكر عين عبارات مقام معظم رهبري در دو قسمت مجزا از كتاب است. ظاهراً دوستان ما در خبرنامه‌ي دانشجويان ايران حتي پس از ارسال جوابيه‌ي انتشارات نيز زحمت مطالعه‌ي بخش‌هاي مورد اشاره را به خود نداده‌اند.

3ـ2ـ6. بار ديگر تأكيد مي‌شود، هدف كتاب «هاشمي در سال 88» گزارش مواضع آيت‌الله هاشمي در سال 88 است نه تحليل مواضع وي و نه تبيين مواضع مقام معظم رهبري و نه تبيين نسبت مواضع هاشمي و رهبري در سال 88؛ هر كدام از اين موضوعات خود پژوهش مستقلي را مي‌طلبد كه اگر با رعايت اصول اخلاقي و پژوهشي دنبال شوند، مي‌توانند عناوين كتا‌ب‌هاي مستقل و ارزشمندي را به خود اختصاص دهند.

4ـ3ـ6. اگر در قسمت‌هايي از كتاب (غالباً در پاورقي) به برخي از مواضع مقام معظم رهبري اشاره شده است، يا به جهت اشاره‌ايست كه آيت الله هاشمي رفسنجاني به اين مواضع كرده يا به جهت تسهيل در مراجعه‌ي خواننده به سخنان مربوطه بوده است.

7. در قسمت ديگري از نقد خبرنامه‌ي دانشجويان ايران بر جوابيه‌ي انتشارات درباره‌ي عدم حضور آيت الله هاشمي رفسنجاني در مراسم تنفيذ رياست جمهوري دكتر احمدي‌نژاد آمده است: «اقدام وی در چیدن برنامه مسافرتی به شمال کشور و عدم حضور در مهمترین مراسم سیاسی کشور که اوج تجلی وحدت میان مسئولان نظام تلقی می‌شود، نوعی اهانت به مردم محسوب می‌شد که متأسفانه در کتاب به آن پرداخته نمی‌شود.»

اگر منظور خبرنامه‌ي مذكور از پرداخته نشدن به اين موضوع، عدم اشاره به اين سفر در كتاب باشد، ناشي از عدم مطالعه‌ي دقيق كتاب خواهد بود؛ چرا كه در دو قسمت از اين كتاب به سفر آقاي هاشمي به شمال و عدم حضور در مراسم تنفيذ اشاره شده است. (ر.ك: ويرايش نخست كتاب، پاورقي ش 2، ص 332 و نيز روزشمار مواضع، ص 398) اما اگر منظور آن خبرنامه عدم تحليل اين موضوع است، طبيعي است كه هرگونه تحليل مثبت يا منفي درباره‌ي سخنان و اقدامات آقاي هاشمي هدف نويسنده‌ي كتاب نبوده است.

در پايان وظيفه‌ي خود مي‌دانيم تا از رويكرد خبرنامه‌ي دانشجويان ايران در ايجاد فضاي گفتگوي سالم درباره‌ي كتاب «هاشمي در سال 88» تشكر به عمل آوريم.

موفق باشيد

انتشارات سلمان فارسي

خبرنامه دانشجویان ایران در تاریخ 12 خرداد ماه نقدی بر جوابیه‌ی این انتشارات به یادداشت «هاشمی 88، اسیر در افراط و تفریط» منتشر کرد. از آنجا که این خبرنامه در پایان جوابیه‌ی خود از فضای تبادل نظر استقبال کرده است، انتظار می‌رود پاسخ دوم انتشارات درباره‌ی جوایه‌ی خود را نیز منتشر کند.

***

پیش از بیان هر نکته‌ای بر این مسأله تأکید می‌شود که این جوابیه‌های تنها ناظر به مطالبی از یادداشت و نقد خبرنامه‌ی دانشجویان می‌باشد که مربوط به کتاب «هاشمی در سال 88» است. بدیهی است که این انتشارات در مقام پاسخ‌گویی به انتقادات خبرنامه‌ی مذکور از مواضع آیت الله هاشمی رفسنجانی نیست.

1. روش انتشارات سلمان فارسی (به عنوان یک شخصیت حقوقی) بر پاسخ‌گویی محترمانه به برخی انتقادات نادرست نسبت به آثار منتشر شده توسط خود بوده است؛ این پاسخ‌ها که محصول فکر جمعی است مسبوق به سابقه بوده است. به عنوان نمونه می‌توانید به پاسخ این انتشارات به مصاحبه‌ی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) با یکی از نویسندگان محترم درباره‌ی کتاب «باران و بوران» دیگر اثر منتشر شده از سوی این انتشارات رجوع کنید: http://www.ibna.ir/vdcf1xdyvw6djca.igiw.html

2. جالب است که خبرنامه‌ی دانشجویان ایران از اینکه نویسنده‌ی کتاب به یادداشت آن سایت پاسخ نداده‌ است گلایه می‌کند اما خود به جای جناب احمدپور پاسخ جوابیه‌ی این انتشارات را می‌دهد!

3. در قسمتی از جوابیه‌ی خبرنامه‌ی دانشجویان در پاسخ به این اشکال که چرا نویسنده‌ی محترم آن سایت قبل از مطالعه‌ی کتاب به نقد آن روی آورده، آمده است: «برای نقد کتابی در سطح کتاب حاضر، از جانب منتقدی که در عرصه خبرنگاری مشغول فعالیت است نکته ناخوانده یا مجهولی وجود ندارد. تنها لازمه نقد چنین کتابی توسط جامعه خبرنگاری، مطالعه نحوه آرایش آن و چگونگی استفاده از رد و تاییدهای مربوط به آن مواضع است.»

ذکر این عبارات در مقام توجیه عدم مطالعه‌ی کتاب (قبل از نقد آن)، استدلالی عجیب و تصریح به آن دون شأن افرادی منتسب به جامعه‌ی دانشجویی کشور است. این همان چیزی است که در مجامع علمی و اخلاقی از آن به غرور علمی تعبیر ‌شده، خود عامل سقوط علمی و اخلاقی خواهد بود.

بررسی آرشیو بسیاری از سایت‌ها و خبرگزاری‌ها با گرایش‌های مختلف نیز نشان می‌دهد، علی‌رغم آنکه بسیاری از آنها در سال 88 فعال بوده‌اند اما تنها به بازتاب بخشی از مواضع آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در سال 88 پرداخته‌اند. طبیعی است که در این شرایط در صورت مطالعه‌ی دقیق کتاب بسیاری از مطالب آن برای بسیاری خوانندگان محترم از جمله خبرنگاران، جدید باشد.

به عنوان مثال در هر دو مطلبی که در خبرنامه‌ی دانشجویان درباره‌ی این کتاب منتشر شده، این پرسش به نوعی مطرح شده است که چرا هاشمی در سال 88 از خدشه بر اعتماد بخشی از مردم سخن راند؟ در حالی که اگر ناقدین محترم به خبرنگار بودن خود اکتفا نکرده، متن کتاب را به صورت کامل مطالعه می‌کردند، پاسخ هاشمی به این پرسش را در صفحات 235-236 از ویرایش اول همین کتاب می‌یافتند. این‌که این پاسخ صحیح و قانع کننده است یا نه محل بحث نیست. محل بحث این است که هر کتاب و سخنی را ابتدا می‌بایست خواند و فهم کرد آنگاه به نقد آن روی آورد.

4. نکته‌ی مهم دیگری که نیاز به پاسخ‌گویی دارد، این ادعای خبرنامه‌ی دانشجویان ایران است که «هیچ گزارش تاریخی بدون اعمال نظر شخصی مورخ ثبت نمی‌شود»

1ـ4. این عبارت با اطلاقی که دارد، بزرگ‌ترین اعتراف به جهت‌دار بودن گزارش‌های آن خبرنامه‌ی محترم است چرا که گزارش‌های یک رسانه درباره‌ی موضوعاتی که جنبه‌ی سیاسی دارند نیز نوعی گزارش نویسی تاریخی محسوب می‌شود.

2ـ4. اینکه «هیچ گزارش تاریخی بدون اعمال نظر شخصی مورخ ثبت نمی‌شود» به هیچ‌وجه کلیت ندارد. به عبارتی می‌بایست میان گزارش اخلاق‌مدارانه از یک موضوع و تحلیل همان موضوع تفکیک قائل شد. اگر مورخ به اصول اخلاقی (خصوصاً رعایت صداقت و امانت در نقل) پایبند باشد، در مقام گزارش جز ثبت حقیقت نخواهد نوشت. اینکه بخشی (ولو غیراندک) از تاریخ‌نگاران به این مسأله پایبند نبوده‌اند، سبب جعل یک اصل کلی نمی‌شود.

5. خبرنامه‌ی دانشجویان در قسمتی از نقد خود ضمن اشاره به قسمتی از مقدمه‌ی فصل اول کتاب (صفحه‌ی 27 از ویرایش نخست) ‌اشاره کرده، می‌نویسد: «اگر به گفته ناشر محترم این کتاب صرفاً گزارش‌نویسی است... چرا در مطلع کتاب با یک تحلیل مشخص متن اثر را آغاز می کند؟» این در حالی است که در مطلع مورد اشاره‌ی آن سایت هیچ‌گونه تحلیلی نسبت به مواضع آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ارائه نشده است. ظاهراً نویسندگان خبرنامه توجه نداشته‌اند که نفی تحلیل مواضع هاشمی در این کتاب مورد تأکید است نه نفی هرگونه تحلیلی!

6. بخشی از نقد خبرنامه‌ی دانشجویان به پاسخ انتشارات، تکرار حرف‌هایی است که در پاسخ قبل به آنها پرداخته شد اما ظاهراً تمایلی برای توجه به آنها وجود نداشته است. اینک به برخی از آن موارد مجدداً اشاره می‌شود.

1ـ6. در قسمتی از نقد خبرنامه‌ی دانشجویان ایران بر جوابیه‌ی انتشارات آمده است: «سوالی که مطرح است و ناشر محترم به آن نپرداخته این است که "هاشمی در سال 88 " چه ارتباطی با تعریف و تمجیدهای دهه‌های 60 و 70 از وی دارد؟ اگر بنا بر این است که گزارشی در مورد هاشمی در سال 88 تهیه شود، با چه هدفی مقدمه ای مبسوط از تمجیدهای سال‌های دور از وی باید برای مخاطب چاپ شود؟ به نظر می‌رسد به لحاظ منطقی مقدمه یک اثر باید تناسب معناداری با متن داشته باشد و عنوان هاشمی در سال 88 متناسب با مقدمه‌ای است که در آن فضای سیاسی سال 88 مورد بحث قرار بگیرد نه دهه های 60 و 70.»

1ـ1ـ6. در جوابیه‌ی قبل به این اشکال چنین پاسخ داده شد: «نویسنده در بخشی از مقدمه‌ی کتاب خود در تبیین علت انتخاب آیت الله هاشمی رفسنجانی به عنوان موضوع تحقیق خویش به ویژگی‌هایی اشاره کرده است که از سوی امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری طی سال‌های 1357 تا 1389 برای شخصیت مورد بحث، ذکر شده است. اما متأسفانه ناقد محترم از اشاره‌ی نویسنده به این ویژگی‌ها، "تحسین یک‌جانبه رفتار سیاسی هاشمی در سال 88" برداشت کرده است!» به عبارت دیگر نویسنده در این قسمت از مقدمه‌ی کتاب در حال پاسخ به این پرسش است که چرا از میان شخصیت‌های مختلف، آیت الله هاشمی رفسنجانی را به عنوان موضوع تحقیق خود انتخاب کرده است.

2ـ1ـ6. برخلاف ادعای خبرنامه‌ی مذکور تعابیر امام و رهبری درباره‌ی شخصیت مورد بحث تنها محدود به سال‌های دور (دهه‌‌های 60 و 70) نیست بلکه تا آخر دهه‌ی 80 را نیز دربرمی‌گیرد. که از آن جمله می‌توان به موارد متعدد در صفحه 15 کتاب مربوط به سال 84، موارد متعدد در صفحات 12، 14و 15 مربوط به سال 88، و یک مورد از صفحه 14 مربوط به سال 89 اشاره کرد.

3ـ1ـ6. در قسمتی از نقد خبرنامه‌ی دانشجویان ایران با به‌کارگیری عباراتی عجیب خطاب به این انتشارات آمده است: «اینکه هر شخص یا جریانی هر انتقاد نسبت به هاشمی را به معنای مخالفت با رهبری بنامد و برچسب اختلاف افکنی و ضد ولایت فقیه بودن را به منتقدان وصل نمایند، چندان در مسیر اعتدال نیست.» معلوم نیست که کدام قسمت از متن کتاب یا جوابیه‌ی انتشارات چنین توهمی را برای برادران ما در خبرنامه‌ی دانشجویان ایجاد کرده است. وقتی مقام معظم رهبری تصریح می‌کنند که «اعتراض به نظرات خاص رهبری، ضدیت با رهبری نیست.» (16 مرداد 1391) چگونه ممکن است که انتقاد از هاشمی به معنای ضدیت با ولایت فقیه باشد؟!

2ـ6. در قسمت دیگری از نقد خبرنامه‌ی دانشجویان ایران بر جوابیه‌ی انتشارات آمده است: «چرا ناشر، مخاطب را از تمام مواضع رهبری نسبت به هاشمی محروم می‌کند و تنها آن بخش از بیانات مقام معظم رهبری که به سود گرایش احتمالی خویش است را منتشر می‌کند؟ ناشر محترم در جوابیه خود به مسئله عدم تشریح مخالفت مقام معظم رهبری با هاشمی در نماز جمعه 29 خرداد پرداخته است، اما نقد اصلی نوشته پیشین را بی‌جواب گذاشته است. البته ظاهرا نقد یاد شده به درستی خوانده نشده زیرا در متن، ذکر شده که این موارد «تشریح» نشده است در حالی که در جوابیه ناشر این طور برداشت شده که منتقد، ذکر موارد یاد شده در کتاب را مطالعه نکرده و از این رو آدرس خطبه های نماز جمعه مقام معظم رهبری در 29 خرداد را مطرح نموده است!»

1ـ2ـ6. نویسنده در مقدمه‌ی کتاب تنها به «ویژگی‌های شخصیتی» آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از نگاه امام و  رهبری پرداخته است، طبیعی است که وقتی امام و رهبری نکته‌ای منفی درباره‌ی «شخصیت ایشان» ذکر نکرده‌اند، نویسنده نیز نمی‌تواند چنین نکته‌ای را به آنها نسبت دهد.

2ـ2ـ6. در جوابیه‌ی قبل درباره «تشریح» اختلاف نظر مقام معظم رهبری و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در برخی از مسایل صریحاً نوشته شد: «نویسنده‌ی کتاب در چند صفحه از مقدمه‌ی کتاب خود به بحث اختلاف نظر آیت‌الله هاشمی و مقام معظم رهبری پرداخته است (ر.ک: هاشمی در سال 88، چاپ اول، فروردین 1393، مقدمه‌‌ی نویسنده، ، ص 16ـ20)» چهار صفحه‌ی مورد اشاره‌ی ما در مقام «تشریح» این اختلاف نظرهاست. این جدای از ذکر عین عبارات مقام معظم رهبری در دو قسمت مجزا از کتاب است. ظاهراً دوستان ما در خبرنامه‌ی دانشجویان ایران حتی پس از ارسال جوابیه‌ی انتشارات نیز زحمت مطالعه‌ی بخش‌های مورد اشاره را به خود نداده‌اند.

3ـ2ـ6. بار دیگر تأکید می‌شود، هدف کتاب «هاشمی در سال 88» گزارش مواضع آیت‌الله هاشمی در سال 88 است نه تحلیل مواضع وی و نه تبیین مواضع مقام معظم رهبری و نه تبیین نسبت مواضع هاشمی و رهبری در سال 88؛ هر کدام از این موضوعات خود پژوهش مستقلی را می‌طلبد که اگر با رعایت اصول اخلاقی و پژوهشی دنبال شوند، می‌توانند عناوین کتا‌ب‌های مستقل و ارزشمندی را به خود اختصاص دهند.

4ـ3ـ6. اگر در قسمت‌هایی از کتاب (غالباً در پاورقی) به برخی از مواضع مقام معظم رهبری اشاره شده است، یا به جهت اشاره‌ایست که آیت الله هاشمی رفسنجانی به این مواضع کرده یا به جهت تسهیل در مراجعه‌ی خواننده به سخنان مربوطه بوده است.

7. در قسمت دیگری از نقد خبرنامه‌ی دانشجویان ایران بر جوابیه‌ی انتشارات درباره‌ی عدم حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری دکتر احمدی‌نژاد آمده است: «اقدام وی در چیدن برنامه مسافرتی به شمال کشور و عدم حضور در مهمترین مراسم سیاسی کشور که اوج تجلی وحدت میان مسئولان نظام تلقی می‌شود، نوعی اهانت به مردم محسوب می‌شد که متأسفانه در کتاب به آن پرداخته نمی‌شود.»

اگر منظور خبرنامه‌ی مذکور از پرداخته نشدن به این موضوع، عدم اشاره به این سفر در کتاب باشد، ناشی از عدم مطالعه‌ی دقیق کتاب خواهد بود؛ چرا که در دو قسمت از این کتاب به سفر آقای هاشمی به شمال و عدم حضور در مراسم تنفیذ اشاره شده است. (ر.ک: ویرایش نخست کتاب، پاورقی ش 2، ص 332 و نیز روزشمار مواضع، ص 398) اما اگر منظور آن خبرنامه عدم تحلیل این موضوع است، طبیعی است که هرگونه تحلیل مثبت یا منفی درباره‌ی سخنان و اقدامات آقای هاشمی هدف نویسنده‌ی کتاب نبوده است.

در پایان وظیفه‌ی خود می‌دانیم تا از رویکرد خبرنامه‌ی دانشجویان ایران در ایجاد فضای گفتگوی سالم درباره‌ی کتاب «هاشمی در سال 88» تشکر به عمل آوریم.

موفق باشید

انتشارات سلمان فارسی

Bookmark and Share
ایمیل مستقیم: info@salmanpress.ir
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: