کد خبر: ۲۸۰۲
تاریخ انتشار: ۲۷ آذر ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۳
»
ابراهيم عباسي:

مرگ برخی افراد انسان را نه به تالم که عادت دیرینه ما ایرانیان است که به تامل وامیدارد.

مهندس رجبعلی طاهری از انقلابیونی بود که بیش از نیم قرن تکاپوی سیاسی را تجربه کرده بود.

نه يك سياست‌مدار كه يك فعال سياسي بود، برعكس مبارزاني كه به سياست‌مدار انقلابي تبديل شدند، او حتي در دوران پسا انقلابي نيز كه زمان پست و منصب و مبارزه بر سر آن محسوب مي‌شد، به فعاليت تشكيلاتي‌اش ادامه داد.

او تا آخرین روز های حیات به انذار سیاسی و اقدام انقلابی پرداخت. نه به عادت سیاستمداران مصلحت را پیشه کرد و نه مانند برخی انقلابیون ناراضی از شرایط ، انزوا را.

همواره یک انقلابی بود. این رویه را شاید بتوان در تجربه طولانی مبارزه انقلابی یک فرد پیدا کرد.

بی شک فعالان سیاسی که دهه 1320 ایران را تجربه کرده باشند می دانند که انقلاب اسلامی به گفته مرحوم دکتر حمید عنایت استاد علم سیاست ایران آرزوهای فروخفته ایرانیان در دهه 1320 بود.

مرحوم طاهری نماد مبارزه مردم شیراز بر علیه کودتای بیست و هشت مرداد بود که این فعالیت منجر به دستگیری او شده بود. شاید او از آخرین افراد نسلی بود که نهضت ملی شدن نفت ایران را که نماد سلطه ستیزی و استبداد ستیزی بود تجربه کرده بود. ویژگی دیگر او مبارزه سیاسی در دانشگاه بود.

این خصیصه نیز او را متفاوت از دیگر سیاستمداران می کند. مبارزه در دانشگاه تفاوت ماهوی با مبارزه در خیابان دارد. مبارزه در دانشگاه، توام با جدل فکری و اقدام علمی است. روحیه تساهل و مدار را در فعال سیاسی بالا می برد. فعال سیاسی مجبور است با دیگر گروه های سیاسی به مناظره و مجادله بپردازد.

رویه سیاسی شهید بهشتی، مطهری، مفتح و باهنر که اگر سر در حوزه داشتند پا در دانشگاه می دواندند در برخورد با مخالفان متفاوت از کسانی بود که تجربه مبارزه در دانشگاه را نداشتند.

طاهری مبارزه سیاسی را در دانشگاه تهران آغاز کرد لیکن بازتاب فعالیت های او در دانشگاه شیراز بود. او همیشه دل در گرو فارس داشت. بنابراین سازمان مجاهدین اسلام را در شیراز تشکیل داد و از دانشجویان و دانشگاهیان فارس نیرو گرفت. احمد توکلی در خاطرات خود از تاثیر پذیری خود در زمان دانشجویی در دانشگاه شیراز از گروه مهندس طاهری به خوبی یاد کرده است.

خصلت دیگر مهندس طاهری که به کار فعالان سیاسی امروز می آید داشتن ذهن تشکیلاتی است. کادر سازی و تشکیلاتی نگریستن باعث دستیابی به آرمان های سیاسی می شود. این رویه را در بین نیروهای مذهبی شهید بهشتی بنیان گذاشت. مهندس طاهری نیز از این سنخ بود. او با وجود ارتباط با مهمترین تشکیلات سیاسی کشور، سازمان مجاهدین اسلام را در شیراز تشکیل و به جذب نیرو پرداخت. بعدها شورای نظارت بر تظاهرات را در شیراز تشکیل داد.

در پیروزی انقلاب و یک هفته بعد از آن با تاسیس حزب جمهوری اسلامی به شورای مرکزی آن راIه یافت. حزبی که نیرویهای مذهبی را از شکل هیاتی خارج و سازماندهی سیاسی کرد. او در این مسیر از تحقیق و پژوهش نیز دور نبود و فصلنامه انتظار را از دهه 1360 منتشر کرد.

دیگر خصیصه مهندس طاهری ماندن در فارس بود. علیرغم ارتباط با راس هرم قدرت در ایران او در فارس ماند و مرکز نشین نشد. چه که بسیاری از فعالان سیاسی انقلاب از شهرستان ها بودند لیکن بعدها مرکز نشین شدند. او در فارس به جهت دهی فعالان انقلاب می پرداخت. البته وجود این اشخاص با تجربه سیاسی خود، در اعتلای سیاسی و انتقال تجربه بسیار مفید است. امری که بعلت رفتن این شخصیت ها به تهران خلاء آن در شهرستانها زیاد احساس مي‌شود.

فقره فوق از آن جهت آمد که احساس نمودم نسل اول انقلاب یکایک می روند بی آنکه ارتباطی با نسل سوم انقلاب بیابند یا نسل سوم در حال فراموشی آنهاست.

تنها اثری که از مرحوم طاهری باقی مانده، خاطرات اوست که مربوط به دهه 1370 است و بسیار ناقص تدوین شده است.

تدوین مجدد خاطرات او بايد توسط نهادهای دولتی که بودجه این کار را دارند و وظیفه آنهاست انجام می شد یا کاش اسناد او که در مرکز اسناد فارس نیز موجود است منتشر شده بود كه نشد.

این رویه فراموشی، دامن انقلابیون غیر مرکز نشین بویژه فارس را گرفته است. حافظه مهم تاریخی و سیاسی و اجتماعی مردم نیاز به انباشتن و بازخوانی دارد. همه ما در برابر این حافظه که میراث آینده است مسئولیت داریم. مرگ هر کدام از این شخصیت‌ها هشداری به مسئولین و محققان است که بخشی از میراث ها در حال زایل شدن اند.

فارس از جمله مناطقی است که میراث های ماندگاری در عرصه های مختلف دارد اما یا در بستر مرگند یا در حال فراموشی.

----------------------------------------

* مدير گروه علوم سياسي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه شيراز

Bookmark and Share
ایمیل مستقیم: info@salmanpress.ir
برچسب ها: ابراهيم عباسي
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: