کد خبر: ۱۳۱۹
تاریخ انتشار: ۰۶ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۴:۵۱
حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر حسن روحاني:
در سال‌هاي اخير، شاهد ضربه اساسي به اخلاق، انسجام و وحدت ملي و شايسته‌سالاري بوديم. امروز دروغ و آمار غير واقعي و اتهام و لجن‌پراكني به عنوان معروف و انقلابي‌گري معرفي شده؛ عقل و تدبير و تجربه و آينده‌نگري و دلسوزي واقعي نسبت به نظام و كشور، انفعال و مرعوب بودن معرفي شده است.
گفتاري از حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر حسن روحاني در مراسم بزرگداشت شهداي هفتم تير 1360درمسجد جامع شهرستان نور

يَا أَيُّهَا‌الَّذِينَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَي تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَ تُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ‌اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَ أَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ*يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا‌الْأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِكَ الْفَوْزُالْعَظِيمُ*وَأُخْرَي تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ‌اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِالْمُؤْمِنِينَ

مجلس به نام و ياد شهداي عزيز كربلاي انقلاب اسلامي ايران برگزار است؛ شهادت آيت‌الله بهشتي و ياران باوفايش و به ويژه شهيد عباسعلي ناطق نوري اولين نماينده مجلس شوراي اسلامي از حوزه انتخابي شهرستان نور و محمودآباد. بايد اشاره كنم در ايام كوتاهي كه در مجلس اول، خدمت شهيد عباسعلي ناطق نوري بودم، او را فردي با ايمان، انقلابي، وفادار به خط و راه امام، متواضع، با چهره‌اي بشاش، جدي و پركار درمجلس شوراي اسلامي يافتم.

لازم مي‌دانم به تناسب اين مجلس و براي بيان عظمت حادثه هفتم تير 1360،بحثي را پيرامون انقلاب‌ها مطرح كنم. پس از پيروزيهر انقلابي، اولين مرحله‌اي كه پيش رويانقلابيون است، مرحلة تثبيت و سپس مرحله ساختارسازي و شكل‌دهي نظام جديد است. ممكن است انقلابي به پيروزي برسد، اما در مرحله تثبيت با مشكلات و توطئه‌هايي مواجه ‌شود و نتواند پايه‌هاي خود را استقرار بخشد. ممكن است انقلابي تثبيت شود، اما در مرحله ساختارسازي و شكل‌دهي نظام جديد، ناموفق باشد. انقلاب اسلامي عظيم و بي‌نظير كشورمان به راهبري امام راحل و با حضور و فداكاري همه اقشار مردم در 22 بهمن 1357به پيروزي رسيد و بلافاصله از روز 23 بهمن، مرحلة تثبيت انقلاب آغاز شد. دشمن اميدوار بود كه انقلاب اسلامي پس از پيروزي،حداكثر بيش از 6 ماه پايدار نماند. اين را نه برمبناي تحليل سياسيون كشور، بلكه با توجه به بيان صريح دشمن مي‌گويم. بعد از پيروزي انقلاب، يكي از مقامات انگليس در تلويزيون بي‌بي‌سي به صراحت اعلام كرد كه انقلاب اسلامي حداكثر 6 ماه بيشتر باقي نخواهد ماند. تعبير او اين بود كه روحانيت ايران در زمينه تخريب رژيم سابق بسيار موفق عمل كرده است، اما در مرحلة استقرار يك نظام جديد ناموفق خواهد بود.

دشمن اميد بسته بود با تحركات گروهك‌هايي كه در داخل كشور تحت فرمان و در اختيار دارد و با مشكلاتي كه به طور طبيعي مردم بعد از هر انقلابي با آن مواجه مي‌شوند،به راحتي بتواند انقلاب اسلامي را سرنگون سازد. امروز در بيداري اسلامي منطقه، شاهديم كه پس از پيروزي در برابر حاكمان مستبد، مردم در مرحله بعد دچار مشكلات فراواني هستند. به عنوان نمونه، در مصر همچنان نظاميان قدرت اول كشور هستند. گرچه اين تحولات منطقه با ماهيت انقلاب اسلامي ايران فاصله زيادي دارد، در عين حال رنگ و بويي از انقلاب ايران را نيز دارند. مي‌بينيد كه مصر در مرحلة تثبيت و استقرار نظام جديد با چه مشكلاتي روبه‌رو است و استكبار جهاني به رهبري امريكا و با عوامل نفوذي خود در مصر و مخصوصاً با قدرت ارتش چگونه با انقلاب مردم بازي مي‌كند. مردم با شور و شوق پاي صندوق انتخابات مي‌روند و نمايندگان مجلس را انتخاب مي‌كنند. مجلس مصر تشكيل مي‌شود و فعاليت خود را آغاز مي‌كند، ولي به راحتي، شوراي نظامي از طريق دادگاه قانون اساسي و با بهانه‌‌هاي نه چندان موجّه، اين مجلس را منحل اعلام مي‌كند و آراء و نظرات و خواست مردم را زير پا مي‌گذارد. مي‌بينيد كه بعد از پيروزي يك انقلاب، استقرار و تثبيت آن تا چه حدّ پيچيده و مشكل است.

افراد ميان‌سال حاضر در اين مجلس به ياد دارند كه بعد از انقلاب اسلامي، توطئه‌هاي مختلف از همان روزهاي اوليه اسفند 1357 آغاز شد؛ از حوادث كردستان گرفته تا حوادث خوزستان تا تركمن‌صحرا، بلوچستان و گروهك‌ها در تهران و شهرهاي بزرگ كه هر روز مشكل جديدي را پيش پاي انقلاب مي‌گذاشتند. اما امام بزرگوار با يك دست در مسير تثبيت انقلاب و با دست ديگر در مسير شكل‌دهي نظام جديدقدم به قدم گام‌هاي استوار خود را برداشتند و در برابر مشكلات با همه توان مقاومت كردند و نظام اسلامي را استقرار بخشيدند.

اولين انتخابات ملي و سراسري در ايران، چهل و هفت روز بعد از پيروزي انقلاب برگزار شد. هيچ انقلابي را در تاريخ جهان سراغ نداريد كه در كمتر از 2 ماه، مردم را پاي صندوق آراء دعوت كرده باشد. دهم و يازدهم فروردين 1358، مردم پاي صندوق رأي رفتند و به نظام جمهوري اسلامي ايران با رأي سبزِ آري، رأي مثبت دادند. با رأي اكثريت قاطع 2/98 درصد، مردم به جمهوري اسلامي رأي دادند. در مجموعدر مدت يك سال، 5 بار مردم پاي صندوق انتخابات رفتند كه اين كاري بس بزرگ و بي‌نظير بود. اولين رأي مردم به نظام جمهوري اسلامي بود؛ دومين رأي آنها به كانديداهاي نمايندگي مجلس خبرگان قانون اساسي بود؛ سومين رأي مردم، رأي به همه پرسي قانون اساسي؛ چهارمين رأي به انتخابات رياست جمهوري و پنجمين رأي آنها در اسفند 1358 به كانديداهاي نمايندگي مجلس شوراي اسلامي بود. اين اقدامات مهم، به معناي شكل‌دهي و ساختارسازي نظام جديد بود كهدر سال 1358 جامة عمل پوشيد.در تمام اين مراحل، گروهك‌هاي وابسته به قدرت‌هاي خارجي به ويژه امريكا رو در روي انقلاب اسلامي ايستادند. اگر بگويم در اين مرحلة بسيار مهمِ تثبيت انقلاب و ساختارسازي نظام، شهيد مظلوم آيت‌الله بهشتي نقش استثنايي و كم‌نظيري را داشت،سخني به گزاف نگفته‌ام.

در آن مقطع،گروهك‌ها با همه تلاش مي‌خواستند افكار جامعه را منحرف سازند. افراد ميان‌سال‌ اين جلسه به خوبي به ياد دارند كه در ماه‌هاي اوليهبا چه وضعي مواجه بوديم. من در سال 1358، سفري به شمال داشتم. چند شب در لاهيجان سخنراني داشتم و تا ساعت 2 نيمه شب با گروهك‌ها،به اصطلاح بحث آزاد داشتم. بعد به اهواز رفتم. ‌در حسينيه اعظم اهواز، شب‌ها تا ساعت 2 و 3 صبح مشغول بحث با گروهك‌هاي مختلف بودم.بر سر هر كوي و برزني، صدها روزنامه‌ و مجله و نشرياتگوناگوني در معرض ديد و فروش قرار داشت كه در اكثر آنها اتهام‌هاي ناروا به انقلاب و مسئولين دلسوز و تحريف حقايق به چشم مي‌خورد. نظام جديد اسلامي و رهبري آن امام بزرگوار، فرصتي به همه اينها داده بود كه تا زماني كه دست به اسلحه نبردند و به كشتار مردم نپرداختند، توانستند از آزادي كامل برخوردار باشند و حتي از اين آزادي سوءاستفاده كنند. يكي از دلسوزاني كه در برابر همه اين گروهك‌ها و افكار انحرافي قد علم كرد و در برابر گروه‌ها و تشكل‌هاي ضد انقلاب ايستاد، آيت‌الله بهشتي بود. در ماه‌هاي اوليه، آيت‌الله مطهري هم در خط مقدّم بود؛تا روزي كه به شهادت رسيد. شخصيت‌هاي ديگري مانند آيت‌الله خامنه‌اي،‌ شهيد باهنر، آيت‌الله هاشمي رفسنجاني و ديگر عزيزان هم در خط مقدّم بودند.اين عزيزان، حزب جمهوري اسلامي ايران را سامان دادند كه در آن مقطع اين تشكيلات بسيار تأثيرگذار بود. لذا نوك تير همه حمله‌ها به سمت آيت‌الله بهشتي و ياران او و به سمت حزب جمهوري و طرفداران آنها و به سمت روحانيت مبارز شهرستان‌هاي مختلف به‌ ويژه تهران و جامعه مدرسين قم بود.

گروهك‌هاي الحادي، التقاطي و غرب‌گرايان و ليبرال‌هادر برابر گروه مكتبيو عامة مردم انقلابي كشور بودند؛يعني كساني كه پيروان راستين امام و مراجع و حوزه و روحانيت بودند. در آن مقطع در كنار حزب جمهوري اسلامي ايران، روحانيت مبارز تهران و جامعه مدرسينقم نيز حضور فعال داشتند. اقدامات بسيار مهمي با مديريت شهيد بهشتي در برابر گروهك‌هاي الحادي،‌التقاطي و ليبرال‌ها شكل گرفت. متأسفانه تهمت‌ها، اهانت‌ها، سخنان ناروا عليه ايشان كاري كرده بود كه گاهي نام بردن و تجليل از ايشان در يك جلسه عمومي بسيار سخت بود! من در سال 1358 در دانشگاه اصفهان كه براي سخنرانيدعوت شده بودم،وقتي به مناسبي از آيت‌الله بهشتي تجليل كردم،جمعيت دانشجويي به حالت اعتراض سروصدا به راه انداختند تا جايي كه كنترل مجلس مشكل شد!تا اين حدّ،عليه آيت ا لله بهشتي سم‌پاشي كرده بودند. اينكه امام فرمود شهادت ايشان در برابر مظلوميت ايشان ناچيز بود، اين سخن مبالغه نبود، سخن بسيار دقيقي بود. بعد از فاجعه هفتم تير، خود من با صدها نفر مواجه شدم كه به من مي‌گفتند ما نسبت به شهيد بهشتي ظلم كرديم، غيبت كرديم، تهمت زديم، حالا بايد چكار كنيم؟!

امان از آن روزي كه با ايجاد فضاي ناسالم؛ لجن‌پراكني‌ها شروع شود. فرياد از آن روزي كه عده‌اي بي‌رحمانه به چهره‌هاي وفادار به انقلاب و نظام و امام بتازند. وااسفا! از آن روزي كه برخي از مردم تحت تأثير اين اتهامات و سخنان ناروا و شعارهاي دروغين قرار بگيرند. بعد از سالها بار ديگر در سالهاي اخير اين فاجعه تكرار شد. اهانت‌ها، دروغ‌ها واتهامات به سمت چهره‌هاي انقلاب سرازير شد. متأسفانه باز هماين‌گونه زشتي‌ها تكرار گرديد. آدم‌هاي بي‌ريشه و تازه به دوران رسيده، به صحنه آمدند و لجن‌پراكني را ادامه دادند.

همواره بيداري و هوشياري مردم،عامل اصلي حفظ انقلاب و نظام بوده و هست. امام با قدرت مردم، هوشياري مردم و با اتكاء به خداوند توانست از همه مقاطع سختِ قبل و بعد از پيروزي انقلاب عبور كند. اتكاي امام صرفاً به قدرت مردم بود. اگر مردم در صحنه باشند، انقلاب راه خود را ادامه مي‌دهد.

آن روزي كه در انتخابات مجلس شوراي اسلامي در اسفند 1358، گروهك‌ها احساس نااميدي كردند و در هيچ حوزه انتخابي رأي نياوردند،‌ انتقام از مردم آغاز شد. همان‌طور كه مي‌دانيد، در بسياري از حوزه‌هاي انتخابيه سراسر كشور، منافقين كانديدا داشتند،ولي هيچ‌كدام رأي نياوردند. اينها بيش از يك‌سال آن همه تبليغات مسموم در سراسر كشور به راه‌انداخته بودند و‌تصورشان اين بود و به اربابانشان هم قول داده بودند كه محبوب‌ترين چهره‌ها در ميان مردم هستند و در همه جا رأي لازم را خواهند آورد، اما هيچ‌كدام از كانديداهاي آنها به مجلس راه پيدا نكردند. عصبانيت از همين نقطه شروع شد. آن‌ زمان كه فهميدند مردم به آنها پشت كرده‌اند، انتقام از مردم شروع شد.

رئيس گروهك نفاق با كمك بني‌صدر در اواخر سال 1359 به پاريس رفت و با مقامات غربي ملاقات كرد و دستورالعمل‌هاي دشمنان انقلاب را دريافت كرد و هماهنگي‌ها به وجود آمد. بعد از آن سفر بود كه كار تروردر سطح وسيع آغاز شد.

زماني كه مجلس شوراي اسلامي تصميم ‌گرفت تا در برابر رأس نفاق بايستد و كسي را كه به ناروا، پست رياست جمهوري آن زمان را در دست گرفته بود، پاي ميز بحث طرح عدم كفايت سياسي بكشاند، صبح روز شنبه 30 خرداد در كازيو همه نمايندگان، يك پاكت قرار گرفته بود. درون پاكت،نامه‌اي از منافقين بود كه رسماً نمايندگان مردم را تهديد به ترور كرده بودند كه اگر رأي به عدم كفايت بني‌صدر بدهيد،تبعات خطرناك آن را هم بايد برعهده گيريد. پيدا بود طراحي گسترده‌اي از سوي غرب و توسط اين گروهك انجام شده بود. روز 31 خرداد، روزي بود كه مجلس شوراي اسلامي با رأي قاطع به عدم كفايت سياسي بني‌صدر رأي داد، كهبلافاصله بحران و ترور هم در كشور شروع شد. عصر روز قبل (30 خرداد) هم منافقين در تهران به كشتار پرداخته بودند تا جلوي كار مجلس را بگيرند، ولي اين تهديدات كارگر نبود و مجلس كار سرنوشت‌ساز خود را به خوبي انجام داد، گرچه بهاي سنگيني هم پرداخت كرد.

اولين فاجعه، حادثه 6 تير 1360 و سوء قصد به جان امام جمعه محترم تهران و نمايندة امام در شوراي عالي دفاع آن زمان، يعني حضرت آيت‌الله خامنه‌اي بود، كه خوشبختانه خداوند اراده كرده بود تا جان رهبري آينده را حفظ كند.

فاجعه بزرگ در هفتم تير 1360 رخ داد. آقاي ناطق، بنده و بسياري از دوستان و حتي آقاي هاشمي، شهيد باهنر و آيت‌الله خامنه‌اي جزو افراد دائم‌الحضور آن جلسه بوديم، كه آن شب هر كدام به دلايلي يا غايب بودند يا به جلسه دير رسيده بودند. منافقي كه نفوذي در حزب بود و بمب‌گذاري را انجام داده بود، به همه اعضاء زنگ مي‌زد كه حتماً‌در اين جلسه شركت كنيد. سه بار به خانه ما زنگ زده بود. من در شهرستان بودم. به خانواده‌ام گفته بود بگوييد امشب جلسه بسيار مهم است و حتماً به تهران برگردد تا در اين جلسه شركت كند. حادثه طوري طراحي شده بود كه به ارباب‌ها خبر داده بودند كه صبح 8 تير 1360، ازانقلاب اسلامي ايران خبري نخواهد بود و همه چيز تمام مي‌شود. در اين فاجعه، دكتر بهشتي و 27 نفر از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و عده‌اي از مقامات قضايي،4 وزير كابينه، تعدادي از معاونين وزرا، و بسياري از اعضاي شوراي مركزي و مسئولين حزب را از ما گرفتند. اما امام با قدرت و اقتدار و با حضور مردم در صحنه، اين انقلاب را حفظ كردند.

آنچه در اواخر خرداد و اوايل تيرماه تحقق پيدا كرد، پيروزي جبهه حق در برابر نفاق، خط الحاد و ليبرال‌ها بود. اين پيروزي بسيار مهم بود "و اخري تحبونها نصرمن‌الله و فتح قريب و بشرالمومنين". نهم تير كه روز تشييع جنازه‌ شهداي هفتم تير بود، وقتي مردم در اجتماع چند ميليوني فرياد مي‌زدند"ايران پر از بهشتيه"، تمام تبليغاتي كه عليه انقلاب و چهره معماران نظام اسلامي انجام داده بودند، زدوده شد و از بين رفت. اگر اين تعبير را داشته باشيم كه خون شهداي سرچشمه تهران،سرچشمه‌اي براي زدودن خطوط انحرافي و نفاق در اين كشور بود، سخني به اغراق نگفته‌ايم.

فاجعه هفتم تير، گرچه بسيار خسارت‌بار بود، اما همزمان خون اين شهيدان براي انقلاب و كشور سرنوشت‌ساز بود. من بر اين نكته تأكيد دارم كه حادثه سرنوشت‌ساز، اقدام سرنوشت‌ساز، حماسه سرنوشت‌ساز و ايثار و فداكاري و جهاد سرنوشت‌ساز با اقدامات معمولي قابل مقايسه نيست. حوادث ماه‌هاي اوليه سال 1360 سرنوشت‌ساز بود. انقلاب به مرحله‌اي رسيده بود كه يا با بهاي سنگين،برضد انقلاب پيروز مي‌شد و يا پايان انقلاب اسلامي رقم مي‌خورد. مجاهدت‌هاي آن ايام،خط سرنوشت‌ساز انقلاب را ترسيم مي‌كرد.

با نگاه به تاريخ صدسال و صد و پنجاه سال اخير كشورمان، مي‌بينيم مقاطعي براي سرنوشت اين كشور و ملت سرنوشت‌ساز بوده است. چرا شهيد مدرس داراي اين همه عظمت است؟ چرا مردم غيور و مسلمان اين‌همه به مدرس عشق مي‌ورزند؟ و چرا هر كس كه با زندگي مدرس آشناتر است، عشق و علاقه بيشتري به اين آزادمرد دورة سياه اختناق تاريخ ايران دارد؟ در تاريخ كشورمان و در تاريخ درخشان روحانيت شيعه، تعداد چهره‌هاي عالم، انديشمند و فداكار اندك نيستند، اما مدرس در تاريخ و دراذهان انديشمندان كشور، جايگاهي خاص دارد. دليل اصلي عظمت اين شهيد بزرگوار كه امثال او در تاريخ سياسي ايران اندك و انگشت‌شمارند، سرنوشت‌ساز بودن تلاش، فرياد، ايثار و درايت او در حيات سياسي اين كشور و ملت بود. بسياري از تلاش‌ها، خدمات، ايثارها و فداكاري‌ها در جامعه و كشور جايگاهي خاص دارند، ولي سرنوشت‌ساز نيستند. سرنوشت‌سازان در تاريخ فراوان نيستند. كساني كه تلاش و فعاليت‌ آنها نقطة عطفي در تاريخ يك ملت محسوب مي‌شود و به عنوان نجاتگر يك ملت محسوب مي‌شوند، انگشت‌شمارند. گاهي يك تصميم مهم در زندگي يك فرد، براي يك ملت و يا حتي يك امت سرنوشت‌ساز است. كاري كه ميرزاي شيرازي بزرگ با فتواي معروف تنباكو انجام داد، از لحاظ زماني بسيار كوتاه بود، ولي سرنوشت‌سازبود. ميرزا شخصيتي والا و يك مرجع عالي‌مقام شيعه بود، اما جمله‌اي كه ميرزا را در تاريخ اسلام و ايران جاودانه ساخت و به او جايگاهي خاص داد، فتواي معروف او بود. ميرزا با فتواي خود نقطة‌عطفي در تاريخ منطقه و اسلام به‌وجود آورد وسرنوشت ايران و ساير كشورهاي اسلامي را تحت تأثير قرار داد. هيچكس نمي‌تواند منكر باشد كه تمام حركات صد و پنجاه ساله اخير، مستقيم و غيرمستقيم، تحت تأثير آن فتوا بوده است. آن فتوا يك نقطة بسيار مهم در تاريخ سياسي و اجتماعي دنياي اسلام در قرون اخير بود. متن فتوا بيشتر از يك سطر نبود، ولي يك اقدام بسيار مهم و با ارزش و سرنوشت‌ساز بود.

در تاريخ صدر اسلام، افراد زياي مجاهده و ايثار كردند، اما يك ضربت بود كه ارزش آن به تعبير پيامبر(ص)،‌از همه اَعمال امت افضل و بالاتر بود: "لمبارزة علي‌ابن‌ابيطالب(ع) لعمرو بن عبدود يوم‌الخندق، افضل من اعمال امتي الي يوم‌القيامة." چرا ارزش يك ضربت علي‌بن‌ابيطالب(ع) در جنگ خندق، از تمام اَعمال امت پيامبر(ص) تا روز قيامت بالاتر است؟! دليل آن را خود پيامبر(ص) بيان مي‌كند. در سخنان پيامبر(ص) نكاتي است كه دليل اين تمجيد را روشن مي‌كند. وقتي علي‌بن‌ابيطالب(ع) در برابر عمرو قرار گرفت، پيامبر(ص) فرمود: "خرج‌الاسلام كلّه الي‌الشرك كلّه" يا فرمود: "برز‌الايمان كله الي‌الشرك كله"، تمام اسلام و تمام ايمان در برابر تمام شرك و كفر قرار گرفته است. اگر بگويم در حوادث پايان خرداد 1360، تمام انقلاب در برابر تمام ضد انقلاب قرار گرفته بود؛ تمام خط امام در برابر تمام خط الحاد و نفاق قرار گرفته بود؛ اگر بگويم تمام اسلام در برابر تمام امريكا قرار گرفته بود؛ اين سخن اغراق نيست.

مردم! كاري كنيد تا در روزهاي سرنوشت‌ساز در صحنه حضور داشته باشيم. در روزهايي كه اساس انقلاب و نظام و خط امام در معرض خطر است، حضور پيدا كنيم. فرمود عمل اميرالمؤمنين در روز خندق و ضربتي كه برعمروبن عبدودزد، به اندازه ارزش همة عمل امّت من بود و بالاتر. گاهي در يك حركت تاريخي ـ‌ ملي يا اسلامي، همه اراده و توان يك ملت در يك ميدان در برابر همه قدرت دشمن صف‌آرايي مي‌كند و آن حركت، مبارزه و يا جنگ، سرنوشت‌ ملتي را تعيين مي‌كند. پيامبر(ص) فرمود: "ابشر يا علي فلو وزن اليوم عملك بعمل امة محمد لرجح عملك بعملهم"يا علي! بر تو بشارت باد، اگر همه عمل امت من در يك كفه و عمل تو در كفه ديگر قرار گيرد، عمل تو برتر است. چرا؟ "و ذلك انه لم يبق بيت من بيوت‌المشركين الا و قد دخله و هن يقتل عمرو"هيچ خانه‌اي از مشركين نبود، مگر آنكه با اين ضربت، ذلت و سستي در آن خانه وارد شد. "ولم يبق بيت من بيوت‌المسلمين الا و قد دخله عزّ بقتل عمرو"خانه‌اي هم از مسلمان‌ها نبود، مگر آنكه با اين ضربت،‌عزت و سربلندي در آن وارد شد.

در فاجعه هفتم تير،ما خسارت بزرگي كرديم، اما در برابر آن،اصل انقلاب و ساختار جديد نظام تثبيت شد. ابر سياه و تاريكي كه بر كشور سايه افكنده بود، موج تبليغات دروغين منافقين و منحرفين كه افكار جوانان ما را به انحراف كشانده بود، بدون كربلاي سرچشمه تهران و خون اين شهيدان زدودني نبود. آن ايثار و فداكاري و شهادت بود كه انقلاب را از انحراف به چپ و راست تضمين كرد.

امروز در تمام دنيا، اگر كسي بگويد پرچم اسلام در كجا در قلة اهتزاز است، بي‌ترديد نام ايران برده مي‌شود. اگر امروز گفته شود پرچم ضديت با امريكا و ضديت بااستكبار كجا در اهتزاز است، نام ايران برده مي‌شود. اگر گفته شود تنها كشوري كه در آنجا پرچم عدم مشروعيت نظام صهيونيستي در اهتزاز است، كجاست؟ نام ايران برده مي‌شود، اگر گفته شود در كجاي دنيا، پرچم حمايت واقعي از فلسطين و آزادي قدس شريف در اهتزاز است، نام ايران برده مي‌شود. اگر گفته شود پرچم مقاومت و ايستادگي يك ملت در برابر همه قدرت‌هاي استكباري كجا در اهتزاز است، نام ايران برده مي‌شود. اگر گفته شود در كجا از روز اول پيروزي انقلاب تا امروز، مردم‌سالاري حاكم است، نام ايران برده مي‌شود.

در اينجا تأكيد مي‌كنم تا روزي كه مردم در كنار نظام باشند، اين نظام حفظ مي‌شود. بايد مردم در كنار انقلاب باشند.بايد همه مسئولين فداي مردم شوند و مردم فداي اسلام شوند تا بتوانيم از همه خطرات و تهديدات عبور كنيم.

مردم!‌ ما پرچم ضد استكبار و ضد امريكا و اسراييل را به اهتزاز درآورديم، بايد پرچم اخلاق و عدالت را هم به اهتزاز درآوريم. بايد پرچم اتحاد و وحدت واقعي را هم به اهتزاز درآوريم تابتوانيم در برابر توطئه‌هاي دشمن بايستيم و از پيچ و خم‌ها عبور كنيم.در سال‌هاي اخير، شاهد ضربه اساسي به اخلاق، انسجام و وحدت ملي و شايسته‌سالاري بوديم. امروز دروغ و آمار غير واقعي و اتهام و لجن‌پراكني به عنوان معروف و انقلابي‌گري معرفي شده؛ عقل و تدبير و تجربه و آينده‌نگري و دلسوزي واقعي نسبت به نظام و كشور، انفعال و مرعوب بودن معرفي شده است. ما نياز به انقلاب اخلاقي داريم. ما نياز به انقلاب فرهنگي داريم. بايد اخلاق اجتماعي و تقواي سياسي بر كشور حاكم شود. فلسفه بعثت پيامبر اسلام و انقلاب اسلام، اخلاق بود. پيامبر فرمود: "بعثت لأتم مكارم‌الاخلاق." بايد به هدف بعثت برسيم.

ايمان و اعتقاد و جهاد و فداكاري، به غير از سعادت آخرت،‌ پيروزي دنيا را هم به دنبال دارد. "و اخري تحبونها نصر من‌الله فتح قريب وبشر‌المومنين." اگر همه دست به دست هم بدهيم و در كنار رهبري نظام قرار بگيريم، باز هم قادريم پيروز ‌شويم.
مطالب مرتبط
Bookmark and Share
ایمیل مستقیم: info@salmanpress.ir
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: